هويتي كذايي به نام تراكتور!
باخت تراكتور به سپاهان در حضور بيش از 80 هزار تماشاگر، براي هواداران اين تيم محبوب تبريزي بسيار سنگينتر از آن آمده است كه بشود به اين سادگيها از كنارش گذشت. هواداران دو آتشهي تيم تراكتور، زمين و زمان را در اين باخت مقصر ميدانند. يكي به بازي ضعيف بازيكنان مي تازد. ديگري مربي و كادر فني تراكتور را در حد و اندازه اين تيم ندانسته و خواستار به كارگيري يك سرمربي حرفهاي در حد و اندازهي «كيروش» و «ونگال» ميشود و آن ديگري به مديريت باشگاه تاخته و سخنان قبل از بازي جعفري و كمالوند و اعلاميهي بعد از بازي باشگاه سپاهان را نشانگر كمتجربهگي سرمربي جوان تيم و عدم آشناييشان به جنگهاي رواني بيرون از زمين بازي ارزيابي ميكند. و در نهايت ديگري نيز طعنه به هواداران تراكتور زده و اعتقاد دارد؛ نبايد هميشه چشم بر ضعفها و قصورات بازيكنان و كادر فني و سرمربي تيم ببندند و مدام شعار «عيبي يوخ» بر زبان جاري سازنند چرا كه اين امر در درازمدت، از يكسو اهميت «برد» را كاهش داده و از سوي ديگر سبب خودبزرگ بيني بازيكنان و مديران تيم را فراهم ميسازد.
در اين نوشته دنبال علل و عوامل باخت تراكتور نيستم. بلكه ميخواهم دليل حساسيت بيش از حد هواداران تراكتور و حتي شهروندان آذربايجاني را نسبت به اين تيم روشن سازم.
واقعيت اين است كه هواداران تراكتور به اشتباه اين تيم را هويت آذربايجان و آذربايجاني ميدانند در صورتي كه تراكتور نميتواند اين نقش بس بزرگ را عهدهدار شود. تراكتور صرفاً ميتواند هويت فوتبال آذربايجان باشد، همين و بس. هويت آذربايجان چيزي بسيار فراتر از اين چيزهاست. در هيچ جاي دنيا، تيم فوتبال، هويت يك ملت تعريف نشده است حتي در كشوري مانند اسپانيا كه باسكنشينانش خود را ملتي جدا از ملت اسپانيا دانسته و تا سال گذشته فوتباليستهايش از حضور در بازيهاي ملي اسپانيا امتناع ميكردند. بيشك هويت يك آذربايجاني نميتوانند از باور و اعتقادات ديني آن، تاريخ و گذشتهي پرافتخار كشور و ملتاش و زبان و فرهنگ مادي و معنويش جدا باشد.
تراكتور به عنوان يك تيم فوتبال ميتواند براي آذربايجانيان افتخار آفرين باشد چه در عرصههاي ورزشي و چه عرصههاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي. تراكتور ميتواند شور و نشاط تازهاي بر كالبد آذربايجانيان بدمد همانطور كه در دو سال گذشته اين كار را به نحو احسن انجام داده است. تراكتور يك تيم ورزشي است و بايد در حد يك تيم ورزشي باقي بماند و گرنه به جاي نشاط و شادابي، تنشهاي اجتماعي و فشارهاي رواني را بر آذربايجانيان به ارمغان خواهد آورد.
اگر امروز با يك باخت تراكتور همه آذربايجانيان اعم از هواداران متعصب و ميانهرو، بر بازيكنان و مديران اين تيم ابرو گره كرده و چون دشمن خوني نگاه ميكنند، دليلاش چيزي جز يك تعريف اشتباه از تيم تراكتور و نقش آن در جامعه آذربايجان نيست. به دليل همين نگرش اشتباه، بيشتر مردم با باخت تراكتور هويت و داشتههاي خود را در معرض تهديد ميبينند، در حالي كه اينگونه نيست. هويت آذربايجاني آنقدر ريشهدار است كه توانسته خود را از توفانهاي سهمگين تاريخ به سلامت عبور دهد و بيشك بعد از اين نيز خواهد توانست.