مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

انتشار شماره 64 ماهنامه «تدبیر فردا»

 

شماره اسفندماه ماهنامه تدبیر فردا که شصت وچهارمین شماره این ماهنامه  است، منتشر گردید

«چالدران؛ جنگ باورهای غلط عثمانی» عنوان تیتر نخست این شماره از نشریه است که این جنگ مهم تاریخ ملت ها را از دیدگاه مورخان عثمانی بررسی کرده است. در بخشی از این مقاله که به مناسبت پانصدمین سالگرد جنگ چالدران و به قلم آقای نصرت ا... نجفی تحریر شده، آمده است: «بنا به روایت، «خوجا صدرالدین افندی» از مورخان عثمانی به دنبال اقدامات دیوان در تصمیم به جنگ با دولت شیعی مذهب ایران، تعدادی از علمای آن عصر همچون «محمد بن عمر» ملقب به ملا عرب، «ملا نورالدین حمزه» ملقب به ساری گؤز، «علی جمالی افندی» ملقب به زنبلیی خوجا، «احمدبن کمال پاشا» و تعداد زیادی از علمای اهل سنت وابسته به دربار عثمانی فرض و وجوب جهاد علیه شاه اسماعیل و فهمانیدن حدّ او را واجب دانستند. و این جنگ را یک جنگ علیّه دشمنان دین وجهاد علیه کفر واجب و فتوی صادر نمودند. خون و مال آنها را حلال و نکاح همسران شان را باطل اعلام کردند». 

سرمقاله شماره 64 ماهنامه تدبیر فردا به موضوع اقتصاد مقاومتی و نقش ناچیز صدا و سیما در تحقق آن پرداخته و آورده است: «در چند سالي که با موضوعات مرتبط به مسايل اقتصادي نامگذاري شده اند، فرصتي مناسب پيش آمده تا صدا و سيما شيوه هاي صحيح مصرف و درآمدزايي را براي شهروندان تببين کند. فرصتي که بنا به دلايل معلوم و نامعلوم، تاکنون از آنها استفاده مفيد نشده است. با اين حال نبايد در اين زمينه بيش از اين فرصت سوزي شود. مديران صدا و سيما بايستي برنامه هاي آموزشي لازم براي فعالان در همه عرصه هاي اقتصادي و توليدي تدارک ببينند. براي مثال بايستي بخشي از برنامه ها را به آموزش شيوه هاي درست کشت و تبيين نيازهاي غذايي بازارهاي داخلي و خارجي اختصاص دهند و کشاورزان را در زمينه افزايش بهره وري توليد، بازاريابي و فروش محصولات شان کمک کنند. و يا بخشي از فرصت هاي خالي ميان برنامه ها را به صورت رايگان در اختيار تبليغ توليدات و محصولات صنعتي و کشاورزي داخل کشور قرار دهند. حتي مي توانند برنامه هاي آموزشي براي توليدات خانگي، صنايع دستي و هنري آماده سازند».

یکی از بهترین و خواندنی ترین مطالب این شماره، گفتگوی اصغر زارع کهنمویی با دکتر مصطفی ملکیان در خصوص لزوم آموزش زبان مادری با عنوان «جهان انسان ها در زبان مادری جای دارد!» است. این استاد برجسته حوزه اخلاق و فلسفه دین معتقد است: «شما وقتي زبان هاي مادري را ممنوع می کنيد يا استعمال آن را محدود می کنيد، آهسته آهسته اين زبان ها را رو به مرگ و زوال و نابودي می بريد. با مرگ و زوال و نابودي آن ها هويت اهل اين زبان هم آهسته آهسته به زوال و مرگ و نابودي می رود، شکسپير می گويد؛ کسي که مرا از برآوردن نيازهايم محروم کند از زندگي محروم کرده است. آن وقت با اين کار، اکوسيستم انساني تنوع خودش را از دست می دهد».

«همسایه داری در آپارتمان های امروزی»، «هنر، برابری و عدالت!»، «بازیابی تایرهای فرسوده گامی نو در حفظ محیط زیست»، «قیرمیزی دونوم اولسون؛ نکات اساسی در خرید لباس برای کودکان»، «اختر چرخ ادب، پروین است» و «وقتی مدیرکل استاندارد به حمایت از کاندیدایی خاص بر می خیزد!» برخی دیگر از مطالب شماره اسفندماه تدبیر فردا را تشکیل می دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:19  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

سینه م ده سسلنن سازیم وار منیم

 عاشیق قربانی

مجموعه اشعار ترکی عاشیق رسول قربانی در 112صفحه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.

این مجموعه که «سینه م ده سسلنن سازیم وار منیم» نام دارد، 57 شعر استاد مسلم موسیقی عاشیقلار قره داغ را در چهار قالب شعری دیوانی، قوشما، گرایلی و دوواق قاپما در خود جای داده است. این کتاب به اهتمام خسرو سرتیپی و تصحیح و ویرایش محمد عبادی قاراخانلو «آلیشیق» منتشر شده و دارای دو مقدمه به زبان های ترکی و فارسی است. همچنین در انتهای کتاب، هفت تصویر از هنرنمایی های عاشیق قربانی در مراسمات و برنامه­های مختلف چاپ شده است.   

 

در بخشی از مقدمه فارسی کتاب که با نام «دده رسول» و به قلم خسرو سرتیپی تحریر شده، آمده است: «بارها از عاشیق های جوان شنیدم که با عنوان بسیار گرامی و بلند مرتبه «دده» از استاد عاشیق رسول قربانی یاد می کنند و ارادت می ورزند. چرا که این عنوان ارجمند و مکرّم در طول تاریخ شعر و موسیقی عاشیقلار به چهره های بسیار نادر و تاثیرگذار اطلاق گشته است. عاشیق رسول عزیز ما چه مشخصات والایی دارد که در روزگار ما از سوی مردم و هنرمندان لقب گرانسنگ «دده» را از آن خود کرده، لقبی شایسته و محتشم برای کسی که حتی خواندن و نوشتن را بلد نیست، مع الوصف در طی مراتب هنری به آن قلّه رفیع دست یافته است؟ دده، عالی ترین مرتبه معنوی و هنری در میان عاشیق ها می باشد و مفاهیم شایان پدر، بزرگ، پیر، مراد و مرشد را در بر دارد و دده رسول یعنی بزرگ، پیشرو و مرشد عاشیق های امروز. دده در کمال هنری می خواند، می نوازد، می سراید و مراتب پدری را پله پله به جوانان و رهجویان انتقال می دهد. او مکتب مخصوص خود را دارد».

 

قرار بود چهارم اسفندماه جاری مراسم رونمایی از کتاب «سینه م ده سسلنن سازیم وار منیم» از سوی حوزه هنری استان آذربایجان شرقی در فرهنگسرای الغدیر تبریز برگزار شود که متاسفانه به دلیل جمع آوری شدن سه فقره از پنج فقره بنر نصب شده در سطح شهر تبریز از سوی افراد و یا ارگان های نامشخص، این مراسم کنسل گردید.

 

شایان ذکر است، عاشیق رسول قربانی به سال 1314خورشیدی در روستای عباس آباد مئشه پارا در شهرستان کلیبر متولد می شود. وی از پانزده سالگی با خرید یک ساز کوچک از مشهدی حمدی اوسکولو به یادگیری نوازندگی و هنر عاشیقی می پردازد. عاشیق قربانی در سال1342 به واسطه استاد علی سلیمی به رادیو تهران دعوت می شود و آهنگ «گؤیچه گولو» را با شعر معروف «ساری کؤینک» عاشیق علعسگر اجرا می کند. اولین اجرای وی در رادیو تهران چنان موفق از آب در می آید که شهرت و نام عاشیق رسول در ایران بخصوص مناطق آذربایجان صد چندان می شود.

اجرای عاشیق رسول قبل از انقلاب بارها از رادیو و تلویزیون تبریز و تهران پخش می شود. ولی برجسته ترین اثر هنری که از آن دوران در دست است و در شناساندن و تقویت موسیقی عاشیقلار نقش ارزنده داشته، اجرای گروهی در تلویزیون تبریز به سال 1355شمسی است که در آن استادان عاشیق مشی پاشایی عاشیق قشم گونئیلی، عاشیق عزیز شهنازی، عاشیق حاجی عبادیان، عاشیق عبدالعلی نوری، عاشیق حسن اسکندری و عاشیق رسول قربانی حضور داشتند. در این اجرای گروهی، عاشیق رسول ضمن حضور توانا در اجرای گروهی، آهنگ مصری را با هنرمند فقید و شهیر استاد عاشیق عبدالعلی نوری چنان سر داده اند که هر بیننده و شنونده ای را تحت تاثیر و حیرت قرار می دهند.

بعد از پیروزی انقلاب نیز عاشیق رسول در انکشاف فرهنگی و اجتماعی موسیقی و ادبیات عاشیقلار نقش بسیار مهم و شایسته ای از خود نشان داده است. حضور فعال در برنامه ها و جشنواره های موسیقی در داخل کشور و فستیوال های موسیقی در کشورهای مختلف در کسب مقام دده تاثیر بسیاری می گذارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:37  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

عزیزانِ بلایِ جانِ شهرستان!

 

احمد حسن نژاد ارزیل ـ من تقریباً آدم بی حوصله ای هستم. برای همین همیشه سعی می کنم بدون پرداختن به حواشی، حرف خود را بر زبان آورم. به قول ترک ها به جای «میس میس» گفتن، «مصطفی» گفته و خود را خلاص سازم. البته همین خصلت رک گویی، خیلی وقت ها کار دستم داده است. هر چند برایم واضح و مبرهن است که رک گویی آن هم در این دور و زمانه حکم محرومیت از همه مواهب اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را دارد، با این همه چه کار کنم که از قدیم گفته اند؛ «ترک عادت، مرض است».

غرض از این همه صغری و کبری چیدن ها چیزی نیست جز اینکه بپرسم؛ راستی عدم توسعه یافتگی و پیشرفت شهرستان ورزقان ریشه در کجا دارد؟ آیا تا به حال به این سوال اساسی فکر کرده اید؟ مگر نه این است که ما ارزشمندترین معادن مس و طلا را داریم؟ مگر نه این است که بهترین مناظر طبیعی و جنگل ها در محدوده شهرستان ما واقع شده اند؟ مگر نه این است که شهرستان ما حاصلخیزترین خاک ها و بهترین مراتع را دارد؟ مگر نه این است که ما چندین اثر تاریخی صدها وهزار ساله همچون کتیبه سغندل، مسجد خاروانا، قلعه های جوشون و آغ قلعه، امامزاده الله الله کبود گنبد و غارهای حماملو را داریم؟ مگر نه این است که شهرستان ما زادگاه علامه جعفری ها، ستارخان ها، امیر ارشدها، آیات اعظام علیاری­ها و مدنی تبریزی هاست؟

راستی چرا با این همه امکانات و پتانسیل بالقوه ی اقتصادی، گردشگری و فرهنگی، هنوز اندر خم یک کوچه گیر کرده ایم؟ آیا تا به حال بدون رودربایستی، کلاه خود را قاضی قرار داده و به نقد رفتار و کردار امروز و دیروز خویش نشسته اید؟ اگر در این وادی اندیشیده اید، چه نتیجه ای عایدتان شده است؟

درست است که فرار نیروهای فعال و جوان از منطقه، شهرستان را از نیروی انسانی باسواد، متخصص و باانگیزه تهی کرده است. درست است که شهرستان ورزقان بیش از نیم قرن است در بن بست واقع شده و به علت نبود راه های ارتباطی مناسب از روند توسعه طبیعی نیز بازمانده است و درست است که سیاست های غلط دولتمردان در هشتاد سال اخیر در به حاشیه راندن صنعت کشاورزی و دامداری که اتفاقاً تنها منبع درآمد مردم ورزقان بوده، صدمات جبران ناپذیری به توان و بنیه اقتصادی این منطقه وارد کرده است. با همه اینها، باید دلیل اصلی عدم توسعه یافتگی شهرستان ورزقان را در جاهای دیگر جست. در جاهایی غیر از عوامل اقتصادی و سیاسی.

راستی، هیچ می دانید همه ورزقانی ها (منظور مردم شهرستان ورزقان است) از «ممه یئین» تا «پپه یئین» زمان برگزاری انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و کاندیداهای احتمالی شهرستان را چشم بسته ازبرند؟ هیچ می دانید در تبریز که مرکز سیاسی استان آذربایجان شرقیست، غیر از یک عده سیاسیون که کارشان سیاست بازی و سیاست کاری است، هیچ کس در مورد انتخابات آتی صحبت نمی کند؟ اگر باور ندارید، سری به سایت های خبری و وبلاگ های تبریز و دیگر شهرستان ها بزنید، تا برایتان آشکار شود.

اگر شهرستان ورزقان از لحاظ اقتصادی و علمی و فرهنگی پیشرفتی نداشته، دلیل اصلی اش به عملکرد غلط و نادرست نخبگان، فرهنگیان، مدیران، کارمندان و همه افراد باسواد ساکن در آن برمی گردد. متاسفانه وبلاگ های خبری شهرستان که هر کدام پسوند «نیوز»ی را یدک می کشند، به جای اینکه مشکلات عدیده منطقه را به مسئولان شهرستانی و استانی گوشزد کرده و دنبال ارایه راهکاری برای برون رفت از این مشکلات باشند، هر کدام به بلندگوی یکی از کاندیداهای انتخابات مجلس تبدیل شده اند، تا در سرکوب رقبا و مخالفان سیاسی اربابان شان، گوی سبقت را از همدیگر بربایند. راستی هیچ فکر کرده اید که چگونه می توان میزان درآمد سالانه یک زارع و یا باغدار ورزقانی را افزایش داد؟ راستی هیچ اندیشیده اید که چگونه می توان صنعت گردشگری شهرستان را رونق بخشید؟ خطابم شما دوستان وبلاگ نویس نخبه و باسواد و متخصص است! شما که ادعایتان گوش فلک را کر کرده است! شما فرهنگی و کارمندی که کارتان شده نظر گذاشتن در وبلاگ های مختلف و توهین و افترا بستن به دیگران!

بیایید به جای اینکه نردبان ترقی یک عده سیاست باز دغل کار باشیم، چرخ زندگی و معیشت همولایتی هایمان را راه بیندازیم. بیایید به جای افتادن دنبال کاندیداهای انتخاباتی و گشتن روستاها و مجالس ترحیم و عزاداری، وقت مان را صرف آموزش زارعان، دامداران و باغداران شهرستان کنیم. بیایید تعاونی های کوچک تولیدی و بسته بندی راه اندازی کنیم. بیایید از توانمندی های گردشگری و توریستی شهرستان مان به نحو احسن بهره گیریم. و بیایید به جای ایجاد اختلاف در بین مردم، پیام آور وفاق و همدلی در بین شان باشیم.

به امید آن روز!

+ نوشته شده در  یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:32  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |