مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

چگونه یک تبلیغات سالم انتخاباتی داشته باشیم؟(2)

گام دوم؛ بگیر و ماچش کن!

قابل توجه کاندیداهای بسیار بسیار محترم! قبل از هر چیزی باید به یاد داشته باشید ما ایرانی­ها بویژه آذربایجانی­ها انسان­هایی بی­نهایت تعارفي و احساساتی هستيم. اگر دو بار با یک فرد ناشناس در اتوبوس، سوپر مارکت، مطب دکتر و یا سرکوچه همراه شویم فوراً باب صحبت را باز مي‌كنيم. چه بسا دوست خانه‌یکی هم شده باشیم. دوست داريم هر بار كه همديگر را مي‌بينيم سلام و احوالپرسي كنيم، دست دهيم، روبوسي كنيم، حال و احوال تك تك افراد خانواده‌شان را بپرسيم، هنگام خداحافظي حتماً دوباره دست دهيم و تعارف كنيم كه در خدمت‌شان باشيم. اين پروسه را روزانه بي‌كم و كاست تكرا مي‌كنيم حتي اگر چندين نوبت در روز همديگر را ديده باشيم.

بنابراین فرصت را از دست ندهید! از همین ویژگی اخلاقی مردم نهایت بهره را ببرید. به قول خودمان« تندير ايستي كن، چوره‌يي ياپماق گره‌ك». به مردم اجازه جنبیدن ندهید! بدانید اگر اهمال­کاری کنید، مرغ از قفس خواهد پرید. در دوران تبلیغات بایستی بی­نهایت فرصت­طلب باشید. خجالت و شرم به خود راه ندهید. هر كجا قدم گذاشتید با روی گشاده جلو آیید و مردم را در آغوش بگیرید. البته فراموش نکنید بغل کردن صرف افراد، محبوبیت چندانی برای­تان به ارمغان نخواهد آورد. پس اگر می­خواهید تاثیرگذاری بیشتر داشته باشد، بگیرید ماچ­شان کنید. اگر تاکنون از این تکنولوژی تبلیغاتی بهره نبرده­اید حتماً امتحانش کنید. تا به حال که معجزه کرده است، بی­شک این بار نیز بی­تاثیر نخواهد بود.

اما چند نکته­ی مهم در ماچ کردن:

نکته اول: هنگام تبلیغات، هرگز جنس مخالف­تان را ماچ نکنید، حتی اگر از اعضای درجه یک خانواده­تان باشند!

نکته دوم: برای ماچ کردن دنبال مکان و فرصت خاصی نگردید! این شعار را همیشه آویزه­ی گوش­تان کنید: ماچ کنید حتی اگر ماچ شونده در ته چاه باشد! این چاه می­تواند چاه آب باشد، می­تواند چاه فاضلاب باشد و حتی می­تواند چاه زنخدان باشد.

نکته سوم: قبل از عمل ماچ کردن، حتماً لب و لوچه­تان را ضدعفونی کنید! چرا که لب و لوچه‌ي شما در دوران تبلیغات ناقل­تر از مالاریا می­تواند باشد.

و اما نکته آخر و اساسی: اگر به پیروزی­تان در این دور از انتخابات مطمئن نیستید، در ماچ کردن زیاده­روی نکنید. اندکی نیز برای ادوار بعدی نگه دارید. امکان دارد در دوره­ی آتی ماچ کردن سهمیه­بندی شده باشد و یا هدفمند. خدا را چه دیدید!

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰ساعت 12:29  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

چگونه یک تبلیغات سالم انتخاباتی داشته باشیم؟!(۱)

گام نخست؛ انتشار اعلامیه­های ترحیم

یکی از الزامات برگزاری انتخابات سالم، انجام تبلیغات سالم انتخاباتی است. برای دستیابی به این مهم، طرق و روش­های بیشماری وجود دارد. قدم نخست در داشتن یک تبلیغات سالم انتخاباتی، به فعلیّت رساندن تمام پتانسیل­های تبلیغاتی است. در این مسیر بایستی بر همه ترفندها و شیوه­ها چنگ زد. به عبارتی دیگر باید تمام کارت­ها را به میدان آورد. نباید ترسی از سوختن مهره­ها به خود راه داد. فدا شدن دوست و آشنا هم مهم نیست. آنچه در وضعیت فعلی اهمیت دارد، استفاده از موقعیت­های بوجود آمده به نفع خویش است.

با سرمشق قرار دادن این خط و مشی، شما می­توانید از صمیمی­ترین دوستان­تان گرفته تا آبدارچی فلان شرکت و شبان بهمان گله­ی روستای یالقوزآباد بهره گیرید تا اسم­تان را به گوش رأی دهندگان برسانید. مدیریت و بهره­گیری از توان آنان که در قیدحیاتند جای خود دارد. شما باید فکری به پتانسیل مردگان هم نموده و بتوانید توانمندی این بخش نچندان بکر و دست­نخورده را نیز مدیریت کنید! چاپ اعلامیه­ی ترحیم یکی از روش­های بهره­گیری از توان مردگان در تبلیغات انتخاباتی است. شما می­توانید با تشکیل یک اکیپ توانمند اطلاعاتی، تمام متوفیان اقوام، آشنایان، دوستان، همکاران و حتی دوستان و همکاران دوستان و اقوام­تان را لیست کرده و در کلیه­ی مجالس تشییع، ترحیم و تذکر، چهلم و سالگرد آنان اعلامیه­هایی از طرف خودتان انتشار داده و بر در و دیوار تمام شهرها و روستاهای حوزه­ی انتخابیه­ی مدنظر بچسبانید. البته اگر بتوانید این قسم متوفیان را خودتان شست­وشو داده و در صورت ممکن حتی امورات دفن و کفن­شان را برعهده بگیرید، ما قول مردانه می­دهیم؛ اقدامات خیرخواهانه­تان بي‌نتيجه نماند.

فراموش نکنید؛ حضور در مجالس ترحیم متوفیان در سطح شهرستان و حتی استان، وظیفه­ای است که از عهده­ی هر کسی هم ساقط شده باشد به هیچ وجه من­الوجوه از عهده­ی کاندیداهای محترم انتخاباتی ساقط نمی­شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰ساعت 17:56  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

نامه دختری به جومونگ

سلام آقای جومونگ.امیدوارم حالتان خوب باشد و ملالی در وجود شریف نباشد.اگر از احوال اینجانب و سایر هموطنان بپرسید بنده که مخلص جناب عالی و تمام اعضای گروه دامون هستم.
هموطنان هم همگی دوست دار جناب عالی هستند و هرسه شنبه و جمعه مشتاقانه پای تلویزیون می نشینند تا جمال مبارک جنابعالی و یاران را ببینند و مرحبا بگویند و بر هر چه تسو و تسوئیان لعن و نفرین بفرستند.
و البته بعضی ها هم به خاطر تماشای جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشای سریال شما می نشینند.به من چه؟مرا که توی قبر اونها نمی گذارند.
غرض فقط این بود که بگویم اینجا همه جور آدمی هست..
آقای جومونگ من خیلی خوشحالم که سریال شما را تلویزیون ما نشان می دهد.
آخه می دانید؟ماتوی سرزمین بزرگ مان اصلا آدمی مثل شما نداریم!نه درتاریخ مان نه در قصه ها و افسانه هامان مثل شما نداریم.
به همین جهت دیدن شجاعت های شما، درستی شما، کاردانی شما برایمان لذت بخش است.
چه کسی می تواند سه تا تیر در کمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟چه کسی می تواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمی مثل تسو را به دست بیاورد؟چه کسی می تواند یک تنه به وسط یک فوج بزند و همه را از دم تیغ بگذراند؟
این کار فقط و فقط ازجنابعالی برمیاید.
عموی پدرم می گوید رستم زور صدتا جومونگ راداشته است.ولش کنید لطفا، پیر است و هذیان می بافد. کلی هم اسم های اجغ وجغ مثل گیو و گودرز و سیاوش و بیژن و کیخسرو و اینها پشت سرهم ردیف می کند که مثلا اینها اساطیر مایند.من که جدی اش نمیگیرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالی سر تر بودند چرا صدا و سیمای ما ازشان فیلم نمی سازد؟
مگر رستم همانی نبود که چند وقت پیش ها یک سریالی ازش نشون داد؟اونکه اصلا لاجون بود. فقط حرف میزد . اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستیم.داداشم دیروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاریخشون می گفت که ما یه ستارخانی داریم که مثل جومونگ افسانه نیست و واقعی است و تازه از جومونگ هم چیزی کم نداره و کلی ازشجاعت و کاردرستی اش گفت.گفتم داداشم گوش کن. من هم ستارخان راخوب می شناسم. همونی یه که اسمش رو خیابون دایی اینهاست. اما اگه کارش درست بود لابد یه فیلمی، سریالی چیزی ازش می ساختند.
بد که نگفتم.خلاصه اینجا هرروز یه اسطوره علم می کنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمی شه.اما گوش من بدهکار این حرفها نیست.من فقط مخلص جومونگم و غیر جنابعالی اسطوره ای ندارم.
دور دور جومونگ است وبس.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ساعت 2:38  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |