مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

سیاست یک بام و دو هوای مدیران شهرستان ورزقان

در قبال دو بزرگراه در دست احداث شهرستان

 

احمد حسن نژاد ارزیل/

در یکی دو سال اخیر، برای چندمین بار جلسه بررسی مسایل و مشکلات بزرگراه_خواجه_ ورزقان با حضور مدیران اداره کل راه و شهرسازی استان و نماینده عالی دولت در شهرستان ورزقان برگزار شده که آخرین مورد آن به روزهای اخیر مربوط می‌شود که به ریاست مهندس یحیوی فرماندار ورزقان، بخشدار مرکزی و معاونین اداره کل راه و شهرسازی استان برگزار شد. در اینکه بزرگراه خواجه_ورزقان یکی از پروژه‌های مهم و تاثیرگذار در توسعه شهرستان به حساب می‌آید، هیچ شک و شبهه‌ای نیست و از این جهت پیگیری‌های مجدانه مدیران شهرستان بویژه فرماندار محترم در سرعت‌بخشی به این پروژه جای بسی تقدیر و تشکر دارد.

اگر این پیگیری‌های مداوم مدیران شهرستان از روند اجرایی بزرگراه خواجه -ورزقان را در کنار بی‌توجهی محض همین مدیران به دیگر پروژه مهم حوزه راه مرتبط با شهرستان یعنی پروژه بزرگراه تبریز-اسپیران- خاروانا قرار دهیم، متوجه وجود تبعیض و بی‌عدالتی در سطح شهرستان خواهیم شد. تبعیضی که در همه عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دو بخش مرکزی و خاروانا به عینه قابل مشاهده است.

همانطور که گفتیم، پیگیری مشکلات و مسایل بزرگراه خواجه -ورزقان امری پسندیده است. اما سوال اینجاست که چرا مدیران شهرستان به پروژه بزرگراه اسپیران- خاروانا بی‌توجه هستند؟ مگر این دو پروژه چه فرقی با هم دارند که برای پیگیری مشکلات یکی از آنها سالی چندین جلسه برگزار می‌کنند اما از آن دیگری حتی در مصاحبه‌های رسمی هم نامی به میان نمی‌آید چه برسد به برگزاری جلسه پیگیری؟!

بخش خاروانا برای برخی از مدیران شهرستان گویی حکم فرزند ناتنی را دارد که فقط چند سال یکبار آن هم به هنگام انتخابات یادش می‌کنند و گرامی‌اش می‌دارند و این نه عادلانه است و نه زیبنده مدیران شهرستان ورزقان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ساعت 22:11  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

ابهام در مورد آلودگی معدن طلای ورزقان

فعالیت معدن بدون مجوز زیست محیطی/

حیات وحش طلاکوب می شود

 
معدن طلای اندریان
 
معدن طلای اندریان ورزقان بدون مجوز زیست محیطی و تایید ارزیاب ها در حال فعالیت است و بنا به گفته محلی‌ها آلودگی هایی که ایجاد می کند، به حیاط وحش منطقه آسیب می زند.

خبرگزاری مهر – احمد حسن نژاد: استان آذربایجان‌شرقی، یکی از مناطق غنی معدنی در کشور به‌شمار می‌رود. به گفته کارشناسان حوزه معدن، این استان در چهارراه متالورژی دنیا قرار گرفته و کمربند آلپ- هیمالیا و آسیای صغیر از آذربایجان عبور می‌کند. تاکنون از ۶۸ نوع مواد معدنی موجود در کشور، وجود ۵۲ نوع ماده معدنی در این استان شناسایی شده است.

براساس آمارها، بیش از ۶۵۰ واحد معدن در استان وجود دارد که ۴۱۱ معدن آن فعال است. همچنین حداقل ۱۰ نوع ماده معدنی آذربایجان‌شرقی در سطح ملی مطرح است که کانی‌های فلزی بسیار گران‌بهایی چون مولیبدن، طلا، مس، نفلین سینیت و... از آن جمله اند.

استان آذربایجان‌شرقی را از نظر تنوع معادن فلزی، رنگین‌کمانی از معادن توصیف کرده‌اند. چرا که این استان با ۸ میلیارد تن ذخیره معدنی، رتبه نخست کشور را داراست.استان آذربایجان‌شرقی را از نظر تنوع معادن فلزی، رنگین‌کمانی از معادن توصیف کرده‌اند. چرا که این استان با ۸ میلیارد تن ذخیره معدنی، رتبه نخست کشور را داراست.

 

ورزقان، شهرستان طلایی آذربایجان شرقی

ورزقان یکی از شهرهای مهم ومعدنی استان آذربایجان شرقی است که ورزقان را باید شهرستان طلایی استان نامید. این شهرستان قطب معادن مس و طلای استان است. بیش از ۳۰ اندیس معدنی مس، بر روی کمربندی ناحیه ورزقان شناسایی شده که کانسار مس سونگون، به عنوان بزرگترین اندیس مس شمال‌غرب کشور یکی از آنهاست. این کانسار از بزرگترین کانسارهای مس دنیاست و با معادنی چون بینگهام در امریکا و چوکی کوماتا در شیلی، مقایسه می شود.

علاوه بر مس، شهرستان ورزقان دارای چندین معدن مهم طلاست که فعالیت های اکتشافی و بهره برداری در دو معدن طلای اندریان و مزرعه شادی هم اکنون در حال انجام است. معدن طلای اندریان، 120 هکتار از محدوده روستاهای اندریان، ایری علیا، میوه رود و استرقان بخش خاروانا را در بر می گیرد و میلیون ها تن ذخیره طلا با عیار پنج درصد دارد.

فعالیت های اکتشافی در محدوده معدن طلای اندریان از سال 1372 توسط شرکت منطقه ای معادن آذربایجان شروع شده است و هم اکنون نیز شرکت معدنی زرین داغ آستارکان با همکاری و سرمایه گذاری شرکت پروژه زمین شناسی معدنی از کشور گرجستان با هدف استخراج سالیانه 1400 هزار تن کانسنگ طلا و تولید طلا به روش هیپ لیچ در این معدن فعالیت می کند.

معدن طلای اندریان و نگرانی های زیست محیطی

یکی از موانع مهم در فعالیت معدن طلای اندریان، نگرانی های زیست محیطی ناشی از فعالیت های غیراصولی این معدن است. شواهد نشان می دهد فعالیت های این معدن بویژه استفاده از روش

شواهد نشان می دهد فعالیت های این معدن بویژه استفاده از روش سیانوراسیون در استحصال طلا، ترکیبات خطرآفرینی را می تواند به آب و خاک پناهگاه حیات وحش منطقه وارد سازد.سیانوراسیون در استحصال طلا، ترکیبات خطرآفرینی را می تواند به آب و خاک پناهگاه حیات وحش منطقه وارد سازد.

اما مسئولان معدن معتقدند؛ سیانور مورد استفاده در معدن، در سدهای باطله ایزوله نگهداری می‌شود و از این رو فعالیت های معدن هیچ گونه آلودگی ای را به دنبال نخواهد داشت. با این حال مردم منطقه و فعالان زیست محیطی می گویند؛ سیانور بدلیل سرریز شدن رسوبات و نشت آن از دیواره سد باطله تا فاصله هایی انتشار یافته و در فواصل دورتر آلودگی به سیانور در حد نمونه‌هایی مشاهده شده است. همین امر سبب شده اهالی منطقه خواستار فعال شدن کنشگران محیط زیست منطقه و تحقیقات هماهنگ اداره محیط زیست شوند.

 

فعالیت معدن طلای اندریان غیرقانونی است

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ورزقان می گوید: از نظر سازمان حفاظت محیط زیست، فعالیت معدن طلای اندریان غیرقانونی است.

میرعلی سیدقمی با اعلام مطلب فوق می افزاید: هر پروژه ای قبل از طراحی و اجرا و حتی در حین اجرا و بهره برداری بایستی از نظر زیست محیطی ارزیابی شود تا از عوارض منفی و اثرات سوء احتمالی آن جلوگیری شود.

وی با بیان اینکه امروزه هیچ پروژه بزرگی بدون ارزیابی زیست محیطی انجام نمی شود، می گوید: طی مراحل مختلف ارزیابی، اثرات سوء احتمالی اجرای پروژه بر محیط زیست، سلامت مردم، آب و هوا و غیره بررسی می شود.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ورزقان ادامه می دهد: ارزیابی ممکن است موجب رد شدن پروژه و عدم صدور مجوز برای آن، تغییر محل اجرای پروژه و یا ارایه پیشنهاداتی برای کاهش اثرات آن از طرف گروه کارشناسان شود.

وی در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه طرح های معدنی نیز مشمول ارزیابی زیست محیطی هستند، خاطرنشان می سازد: سرمایه گذاران در حوزه معادن قبل از اجرای پروژه ها بایستی ارزیابی های زیست محیطی طرح را به تایید سازمان حفاظت محیط زیست برسانند که متاسفانه ارزیابی های معدن طلای اندریان مورد تایید این سازمان قرار نگرفته و فعالیت این معدن غیرقانونی است.

 

بهره برداری از معدن اندریان، سبب آلودگی محیط اطراف خواهد شد

سیدقمی در تشریح دلایل مخالفت سازمان حفاظت محیط زیست با ارزیابی های زیست محیطی معدن طلای اندریان، تصریح می کند: این معدن در ارتفاعات و سریال کوه ها واقع شده است و اجرای طرح و بهره برداری از معدن سبب آلودگی رودخانه های اطراف معدن، هوا و خاک خواهد شد.

وی با بیان اینکه استحصال طلا در معدن اندریان به روش سیانوراسیون و در ثقل بسته انجام می گیرد، می افزاید: با توجه به عدم پیش بینی تدابیر لازم و کافی برای حوادث طبیعی، احتمال آلودگی آب های منطقه و خاک در صورت وقوع حوادثی چون سیل و زلزله وجود دارد.

وی اضافه می کند: البته چون زمان چندانی از آغاز فعالیت معدن طلای اندریان نمی گذرد، نمی توان در رابطه با آلودگی های زیست محیطی ناشی از این معدن به ضرس قاطع سخن راند.

مدیران معدن به تذکرات قانونی سازمان حفاظت محیط زیست بی توجهند

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ورزقان در خصوص مرگ و میر حیات وحش و پرندگان در محدوده معدن طلای اندریان نیز اظهار می دارد: اطلاعات اداره حفاظت محیط زیست شهرستان در این رابطه، در حد تصاویر ارسالی از سوی اهالی منطقه است و در مراجعات حضوری و بررسی های میدانی کارشناسان سازمان از محدوده معدن، به لاشه هایی از این قبیل دست نیافته ایم.

وی با بیان اینکه اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ورزقان بارها و بارها به مدیران معدن طلای اندریان، تذکرات لازم را داده و خواستار توقف اجرای پروژه تا زمان اخذ ارزیابی های زیست محیطی شده است، می گوید: متاسفانه مدیران معدن تاکنون هیچگونه توجهی به تذکرات سازمان حفاظت محیط زیست نکرده اند.

سیدقمی در خاتمه می افزاید: بدنبال بی توجهی دست اندرکاران معدن طلای اندریان به تذکرات قانونی سازمان حفاظت محیط زیست، این سازمان ناچاراً از طریق مجاری قانونی اعلام دعوی کرده و پرونده در دادگاه خاروانا در حال رسیدگی است.

 

فعالیت معدن را تا اخذ مجوزهای زیست محیطی متوقف کنید

نماینده شهرستان ورزقان و خاروانا در این جلسه با بیان اینکه معدن طلای اندریان تا اینجای کار بدون اخذ مجوزهای لازم زیست محیطی به فعالیت خود ادامه داده، می گوید: اگر علیرغم همه این مسایل، تاکنون هیچ گونه اعتراض و مانعی در روند فعالیت های معدن پیش نیامده، باید ریشه اش را در نجابت اهالی منطقه جست.

رضا علیزاده می افزاید: بی توجهی مدیران معدن طلای اندریان به مسایل زیست محیطی و تخریب و آسیب های وارده به طبیعت منطقه، اهالی روستاهای همجوار را مجبور به اعتراض و پیگیری مسایل از طریق مراجع قانونی نموده است.

وی خطاب به بهره برداران این معدن طلا، تاکید می کند: انتظار داریم مدیران معدن در راستای حفظ منافع منطقه و سلامتی ساکنان روستاهای همجوار، فعالیت معدن را تا زمان اخذ مجوزهای زیست محیطی متوقف کنند.

 

عواقب هر گونه اتفاق ناگوار احتمالی برعهده شرکت و مدیران آن است

نائب رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه تمام فعالیت های معدنی بایستی اصولی و همراه با اخذ مجوزهای لازم باشد، خاطرنشان می کند: در صورت عدم توقف فعالیت های معدن طلای اندریان تا زمان اخذ مجوزهای زیست محیطی، عواقب هر گونه اتفاق و پیش آمدهای ناگوار احتمالی برعهده شرکت و مدیران آن خواهد بود.

وی همچنین به وظایف اجتماعی معادن در قبال مردم بومی منطقه اشاره کرده و می گوید: معادن باید یکسری خدمات اجتماعی به روستاها و شهرهای همجوار ارایه دهند که متاسفانه تاکنون شاهد هیچ نوع خدماتی از سوی معدن طلای اندریان در این خصوص نبوده ایم.

علیزاده در خاتمه از اداره منابع طبیعی شهرستان ورزقان می خواهد: خسارات وارده بر منابع طبیعی منطقه از سوی معدن طلای اندریان را ارزیابی کنند و نسبت به اخذ حق و حقوق مردم منطقه اقدام نمایند.

در اینکه فعالیت معادن با توجه به اشتغالزایی فراوانی که دارند، می تواند نقش مهمی در کاهش شمار افراد بیکار و جویای کار، درآمدزایی و جلوگیری از مهاجرت روستاییان و اهالی بومی منطقه به شهرها ایفا کند، شکی نیست. اما بایستی توجه داشت؛ فعالیت های معدنی در صورت عدم رعایت استانداردهای زیست محیطی، آسیب های جبران ناپذیری به سلامتی مردم منطقه و فعالان و کارگران معدن در وهله نخست و به محیط زیست و حیات وحش منطقه در وهله دوم وارد خواهند ساخت. بنابراین انتظار می رود سازمان های مربوطه بویژه سازمان حفاظت محیط زیست و اداره منابع طبیعی، تحقیقات و پژوهش‌های لازم در خصوص بررسی‌های زمین شناسی و زیست محیطی معدن طلای اندریان انجام داده و نتایج آن را در اختیار مردم و فعالان زیست محیطی قرار دهند.


برچسب‌ها: معدن طلای خاروانا, ورزقان, سیانوراسیون, آلودگی زیست محیطی
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶ساعت 16:31  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

tadbirfarda77

هفتادوهفتمین شماره تدبیرفردا منتشر شد

هفتاد و هفتمین شماره دو هفته نامه «تدبیر فردا» با اخبار، مطالب و نوشته های متنوع و خواندنی بر روی پیشخوان دکه های روزنامه فروشی قرار گرفت.

تیتر اول این شماره از نشریه با عنوان «کارم از گریه گذشته است به آن می خندم!»، به موضوع «تبریز2018» و انتخاب تبریز به عنوان پایتخت گردشگری جهان اسلام پرداخته است و اینکه مدیران این شهر تاریخی و فرهنگی چگونه خود را آماده استقبال از «تبریز2018» می کنند؟

گزارشی از مقبره حمال در محله دوه چی تبریز تحت عنوان «عارفی که حمال شهر بود»، واکنش مدیران و سیاستمداران استانی و کشوری به توهین روزنامه طرح نو به ترکان با عنوان «مشکلات طرح نو در گذر از هفت خوان رستم»، یادداشتی با عنوان «از صبحانه قبله عالم تا کرایه اتوبوس های شرکت واحد تبریز!» در خصوص دلایل و نتایج درگیری های مسافران و رانندگان اتوبوس های شرکت واحد، «افسانه مانقورد» و منشا و چگونگی مانقورد شدن در فرهنگ ترکان و ده ها خبر، گزارش و یادداشت در خصوص مسایل روز ایران و جهان را می توانید در این شماره از دو هفته نامه تدبیر فردا بخوانید.

شایان ذکر است ماهنامه تدبیر فردا از مهر ماه سال 86 با همت تنی چند از روزنامه نگاران و نویسندگان جوان تبریزی در قالب مجله منتشر می شود. این نشریه از چند ماه پیش با موافقت هیات نظارت بر مطبوعات به دوهفته نامه تغییر وضعیت داده است و دست اندرکاران نشریه در تلاشند علیرغم مشکلات متعدد دوهفته نامه تدبیر فردا را به صورت مرتب منتشر نمایند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵ساعت 19:34  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

تیشه مس ایران بر ریشه فوتسال سونگون ورزقان!

به گزارش فارس، باشگاه فرهنگی ورزشی مس سونگون ورزقان و تیم فوتسال این باشگاه را بدون تردید باید موفق ترین باشگاه و تیم ورزشی تحت پوشش شرکت ملی صنایع مس ایران طی ۱۰ سال اخیر دانست.

این ادعا، نه از روی احساسات و تعلق خاطر بومی و منطقه‌‌ای به باشگاه و تیم مذکور که بر مبنای نتایج، عملکردها و موفقیت‌های دو سال اخیر تیم فوتسال مس سونگون و در رأس آن مدیریت برنامه محور و کارآمد دو فصل اخیر عنوان و مطرح می‌شود و بررسی نتایج و موفقیت‌های این باشگاه در دو فصل گذشته نیز گویای صحت و درستی آن است.

بررسی روند مدیریت و موفقیت‌های ورزشی تیم فوتسال مس سونگون در دو فصل گذشته لیگ برتر فوتسال ایران نشان می‌دهد که تیم بی‌ادعا و تازه وارد مس سونگون در عرصه فوتسال ایران، با مدیریت و برنامه‌ریزی اصولی و بدون ورود و توجه به حاشیه‌های رایج ورزشی، همواره در قامت یک تیم مدعی قهرمانی ظاهر شده و تا آخرین روزها و ساعات لیگ‌های ۹۳ و ۹۴، یک پای قهرمانی بوده است.

پس از آن که مس سونگون در فصل ۹۳ در بین تیم‌های مدعی و بزرگانی همچون دبیری تبریز قهرمان دوره قبلی ( فصل ۹۲ ) تأسیسات دریایی قهرمان ( فصل ۹۳ ) ، گیتی پسند اصفهان و تیم‌های ریشه‌دار و قدیمی همچون منصوری قرچک، شهروند، حفاری و … در رده سوم لیگ قرار گرفت و عنوان پدیده فوتسال ایران را به خود اختصاص داد و آقای گل لیگ را نیز از بین بازیکنان خود به لیگ معرفی کرد، نام فوتسال مس سونگون در بین اهالی این رشته به عنوان مدعی جدید بر سر زبان‌ها افتاد تا این که همین تیم در دومین فصل حضور خود در لیگ برتر فوتسال و در رقابتی پایاپای با تأسیسات دریایی، تا لمس و بالا بردن جام قهرمانی در فصل ۹۴ پیش رفت؛ با این حال تنها در ۲۴ ثانیه پایانی بازی و علی رقم بردی پرگل برابر میثاق، به دلیل تفاضل گل کم‌تر نسبت به تأسیسات دریایی به عنوان دومی بسنده کرد تا دو سال اخیر، در تاریخ ۶ ساله باشگاه فرهنگی ورزشی مس سونگون به پرافتخارترین و موفق‌ترین دوران مدیریتی این باشگاه تبدیل شود.

به این دو افتخار اگر قهرمانی تیم فوتسال امیدهای مس سونگون در لیگ برتر استان، قهرمانی متوالی و دو ساله جوانان مس سونگون در رقابت‌های جام رمضان تبریز و نائب قهرمانی فوتسال دانش‌آموزی استان با ترکیبی از بازیکنان جوان مس در جهان را نیز اضافه کنیم، اوج موفقیت‌های ورزشی مدیریت این سال‌های مس سونگون در سطح اول فوتسال استان، ایران و جهان، بیش از پیش برجسته و عیان می‌شود.

بزرگ‌ترین و موفق‌ترین دوران مدیریتی و فعالیت ورزشی باشگاه مس سونگون بی‌تردید به دو فصل اخیر باز می‌گردد؛ دورانی که تا پیش از آن، هیچ عنوان و مقام در خور توجهی برای مسی‌های ایران و ورزقان به ثبت نرسیده بود و متأسفانه نام باشگاه فرهنگی ورزشی مس سونگون در فوتبال و ورزش استان و ایران تنها به خاطر یک اتفاق و البته یک رسوایی بزرگ ورزشی (تبانی) به گوش اهالی فوتبال و ورزش ایران خورده بود.

آبروداری مدیریت دوسال اخیر مس سونگون برای ورزش استان و مس ایران در حالی در تاریخ این باشگاه ماندگار و تکرارناپذیر شده است که به یاد بیاوریم علی‌رغم صرف هزینه‌های کلان چند ده میلیارد تومانی سالانه شرکت ملی صنایع مس ایران برای فوتبال در شهرهای کرمان و سرچشمه، این دو تیم در لیگ‌های پائین کشوری همچنان در حال دست و پا زدن هستند و به نوعی این هزینه‌ها، بی‌نتیجه بوده است.

تأسف‌بارتر اینکه مدیران مس ایران با وجود موفقیت‌های دو سال اخیر باشگاه مس سونگون در سطح اول فوتسال کشور و آبروداری برای صنعت مس ایران، آن طور که باید و شاید، از این باشگاه و تیم موفق حمایت نمی‌کنند و با تصمیمات و سیاست‌های تخریبی خود، تیشه بر ریشه آن می‌زنند.

عدم تخصیص اعتبارات و بودجه مورد نیاز باشگاه طی تقریبا یک سال اخیر، عدم تصویب و تخصیص بودجه فصل جدید لیگ برتر، عدم پرداخت مطالبات و حقوق و مزایای معوق کارکنان دفاتر تبریز و ورزقان طی ۶ ماه گذشته، عدم پرداخت مطالبات اشخاص حقیقی و حقوقی طرف حساب با باشگاه، عدم پرداخت ۳۰ درصد فصول قبل بازیکنان و مربیان، عدم پرداخت پیش پرداخت قراردادهای بازیکنان و مربیان فصل جدید لیگ برتر با وجود آغاز رقابت‌های لیگ جدید، تنش‌زایی‌های بی‌حاصل مدیریتی با وجود ثبات در روند مدیریت داخلی باشگاه، همراهی آگاهانه با برخی جریان‌های حاشیه ساز داخل استان، تلاش برای انتصاب مدیری غیربومی در رأس باشگاه با وجود موفقیت‌های به دست آمده، انتصاب هیأت مدیره غیربومی برای باشگاه، منوط کردن پرداخت برخی ردیف های اعتباری و بودجه‌ای باشگاه توسط مجتمع معدن مس سونگون به جای کمیته راهبردی ورزش مس ایران، دخیل کردن تعاملات و لابی‌های سیاسی بالادستی در اعمال حمایت‌های قانونی از باشگاه، تکیه بر سیاسی کاری‌های بی‌حاصل به جای تعاملات منطقی و ده‌ها موضوع دیگر از جمله مصادیق بی‌تدبیری مدیران ارشد مس ایران در قبال باشگاه فرهنگی ورزشی مس سونگون به شمار می‌رود که می‌توان از آن‌ها تحت نام تیشه مسی بر رشه فوتسال آذربایجان یاد کرد که تأثیرات منفی خود را طی یک سال اخیر بر روند مدیریت بی‌حاشیه این باشگاه بر جای گذاشته است.

این در حالی است که طی دو سال گذشته و علاوه بر مشکلات مذکور در بالا، مدیریت باشگاه مکس سونگون از ابتدای روی کار آمدن تا پایان فصل قبل، طی دو فصل متوالی به جای بهره‌مندی عرفی و منطقی مدیران شهرستان و شرکت مس همواره با حاشیه‌سازی‌ها روبه‌رو بوده و این موضوع نیز به عنوان یکی از چالش‌های فراروی مدیریت باشگاه، نقش موثری در کندی روند موفقیت‌های به دست آمده داشته است و تأسف بار تر این که مدیران ارشد مس ایران به جای حفظ استقلال مدیریتی خویش به عنوان بدنه دولت و حامی اصلی مجموعه مدیریتی باشگاه مس سونگون، سکوتی مرموز در قابل این فشارها داشته است.

متأسفانه و در شرایطی که باشگاه فرهنگی ورزشی مس سونگون از دو ماه قبل استارت جدی خود برای ورود و حضور موفق در رقابت‌های فصل جدید لیگ برتر فوتسال کشور را زده و با جذب بازیکنان مورد نظر و نیز انجام تمرینات پیش از فصل، وارد لیگ برتر شده است و با وجود آن که دیدار اول خود را نیز در هفته اول برابر دبیری تبریز برگزار کرده است، اما همچنان به دلیل بی‌توجهی و بی‌مسوولیتی محض مدیران ارشد مس ایران، تحت شدیدترین و سخت ترین فشارها و مشکلات مالی و حمایتی دست و پا می زند و این روند بیش از گذشته بر نگرانی‌های بازیکنان، هواداران و مدیران و کارمندان این باشگاه افزوده است.

عدم حمایت‌ها و همراهی‌های مدیران مس ایران از باشگاه مس سونگون و مدیران و مسوولان موفق این باشگاه در حالی با وجود آغاز لیگ برتر فوتسال همچنان ادامه دارد که این بی‌توجهی‌ها با هیچ منطق مدیریتی و تعهد مسوولانه آقایان مس‌نشین سنخیت ندارد؛ ای کاش مدیرعامل محترم شرکت مس ایران و دلاوری رئیس کمیته راهبردی ورزش مس ایران، به همان اندازه و میزانی که در قبال تیم‌ها و باشگاه‌های مس کرمان و رفسنجان و کارکنان و مدیران این دو باشگاه حساسیت و احساس مسوولیت دارند، خود را موظف و مسوول در قبال موفق‌ترین باشگاه ورزشی تحت پوشش خود بدانند و فراموش نکنند، هر اندازه که اعتقادی به موضوع تیمداری و باشگاه‌داری در آذربایجان نداشته باشند، باز این باشگاه مس سونگون است که طی دو سال گذشته با کسب موفقیت‌های بزرگ در سطح فوتسال کشور، برای آقایان مس ایران آبروداری کرده و همین موفقیت‌ها نیز ایجاب می‌کند باشگاه مس سونگون که به اعتبارات و بودجه‌هایی به مراتب کم‌تر و پائین‌تر از دیگر باشگاه‌های مذکور در بالا نیاز دارد، بیش از این‌ها مورد توجه قرار گیرد تا این تلقی که مدیران ارشد مس، با تیشه مسی به جان باشگاه مس سونگون افتاده‌اند عینیت نیابد.!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ساعت 16:47  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

منطقه گردشگری ارزیل در بوته فراموشی!

علی امامعلیزاده/ ارزيل، روستاييست سرسبز و رويايي در محل تلاقي رودخانه هاي خروشان گل آخور و طرزم. اين روستا با مناظر چشم نواز، جاده پرپيچ و خم و خاطره انگيز و کوه هايي که از پوشش گياهي متنوع پوشيده اند، يکي از ده روستاي گردشگري آذربايجان شرقي محسوب مي شود. واقع شدن در نزديکي آبشارهاي گل آخور و  طرزم (قره سو) جنگل هاي گونه گويره (جوانان گروه) و غار ديبي يوخ سبب شده هر هفته روزهاي پنچشنبه و جمعه هزاران نفر از شهرهاي مختلف استان راهي اين دهستان زيبا و ديدني شهرستان ورزقان شوند.

اما با  وجود همه اين زيبايي هاي طبيعي و توان بالقوه در جذب گردشگر، دهستان ارزيل با مشکلات زياديدست وپنجه نرم مي کند و با بي مهري مسئولين شهرستاني و استاني مواجه است.

خدمات نصف و نيمه اپراتورهاي تلفن همراه

عدم آنتن دهي ايرانسل و خدمات ضعيف همراه اول يکي از عمده مشکلات اهالي و گردشگران است. با توجه به گذشت چندين سال از عمر اپراتور دوم در کشور، هنوز شرکت ايرانسل نتوانسته به مردم منطقه محروم ديزمار خدمات تلفن همراه ارائه نمايد و متأسفانه هموطنان بومي و غيربومي و ساير گردشگراني که به اين منطقه سفر مي کنند از اين موضوع بسيار گله مندند. علاوه بر اين، براساس آنچه روستاييان اظهار مي دارند؛ عدم آنتن دهي، قطع مکالمه حين تماس و ناموفق بودن برقراري ارتباط بين دارندگان سيم کارت همراه اول در اين منطقه به طور شبانه روزي مشهود است و براي مشترکين دردسر ساز.

مشکلات عديده روستاييان و گردشگران در نبود جايگاه سوخت

ايجاد و راه اندازي جايگاه سوخت در يک منطقه به عواملي چند بستگي دارد که فاصله مکاني به جايگاه سوخت بعدي و تعداد خودرو و ماشين آلات نقيله موجود در هر منطقه از آن جمله اسنت. بر اين اساس ممکن است در يک شهر از يک تا صدها پمپ بنزين وجود داشته باشد. حال روستاي ارزيل که ميزبان حضور گردشگران هست از اين نعمت بي بهر ه مانده است و نزديک ترين جايگاه سوخت به آن بيش از 20 کيلومتر فاصله دارد. از سوي ديگر ميانگين سوخت مصرفي اغلب خودروهاي فعلي، 11 ليتر در يکصد کيلومتر است و فاصله رفت و برگشت دهستان ارزيل تا شهرهاي مرند و تبريز و ورزقان در حدود 140کيلومتر. با يک حساب  سرانگشتي مي توان دريافت؛ اهالي منطقه مجبورند براي سوختگيري خودروها مجبورند در هر نوبت حدود 20 ليتر بنزين مصرف کنند که بي شک دور از عدالت مي باشد. در اين ميان مشکلات ديگري نيز براي کشاورزان و موتورسيکلت داران وجود دارد که در جاي خود مي توان روي آن بحث کرد.

ضرورت نصب عابر بانک در دهستان ارزيل

 امروزه اغلب شهروندان به جاي پول نقد، کارت عابر بانک همراه‌شان برمي دارند. اين در حالي است که دهستان ارزيل به عنوان يک منطقه گردشگرپذير از داشتن حتي يک عابر بانک براي برداشت، انتقال پول و حل مشکلات بانکي محروم است. يک گردشگر براي برداشت مقداري پول نقد و يا انتقال يک وجه اندک به حساب ديگري، بايستي کيلومترها طي کرده و کلي وقت و هزينه صرف نمايد تا خود را به مرکز بخش برساند. حال سوال اغلب اهالي منطقه و گردشگران از مسئولان استاني اين است که آيا سهم اهالي دهستان ارزيل از بانکداري الکترونيکي اي که شعارش گوش فلک را کر کرده، يک دستگاه خودپرداز هم نمي شود؟

در هر حال، نظر به موقعيت و ويژگي اقليمي منطقه گردشگري ارزيل، اميدواريم فرماندار محترم ورزقان به عنوان مسئول اجرايي شهرستان با فعال کردن دستگاه هاي ذيربط نسبت به تامين حداقل نيازهاي اين منطقه و حل مشکلات موجود در حوزه گردشگري اقدام نمايند.

چاپ شده در شماره 77 دو هفته نامه تدبیر فردا

+ نوشته شده در  دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ساعت 19:40  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

سرپرست فرمانداری ورزقان اعلام کرد:

نبود متقاضی، مشکل اصلی مسکن مهر ورزقان

سرپرست فرمانداری ورزقان نبود متقاضی برای واحدهای مسکن مهر را از اساسی ترین مشکلات حوزه مسکن مهر در شهرستان ورزقان دانست.

به گزارش آوای ورزقان، صابر تقویمی در جلسه کاگروه مسکن شهرستان ورزقان گفت:  نبود علاقه مردم به آپارتمان نشینی و احداث مسکن بعد از زلزله از طریق ستادهای باسازی دو عامل مهم در نبود متقاضی برای واحدهای مسکن مهر در این شهرستان است.

وی بر ضرورت حصارکشی و محوطه سازی مجتمع برای جلوگیری از حوادث احتمالی بدلیل قرار گرفتن در خارج از محدوده شهر تاکید کرد و افزود: ایجاد امنیت در ترغیب مردم به خرید‌ واحدهای مسکن مهر ورزقان  می تواند موثر واقع شود.

سرپرست فرمانداری ورزقان تصریح کرد: در صورت احداث بزرگراه خواجه- ورزقان، نزدیکی ورزقان به مرکز استان همراه با آب و هوای بی‌نظیر این شهرستان موجب رونق بازار مسکن در ورزقان می‌شود و از این نظر می‌توان افق روشنی برای شهرستان ورزقان متصور بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ساعت 22:29  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

در راستای اجرای طرح ارتقاع امنیت اجتماعی صورت گرفت؛

توقیف ۵۴ خودروی متخلف در ورزقان

فرمانده انتظامی شهرستان ورزقان گفت: با اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در شهرستان ورزقان، ۵۴ دستگاه وسیله نقلیه متخلف توقیف شدند.

به گزارش مهر، طرح ارتقاع امنیت اجتماعی طرحی است که با هدف جلوگیری از بروز ناهنجاری های اجتماعی و تامین امنیت و آرامش خاطر  شهروندان توسط نیروی انتظامی اجرا می شود که نمونه آن توقیف ۵۴ دستگاه خودروی متخلف در شهرستان ورزقان بوده است.

فرمانده انتظامی شهرستان ورزقان، با اشاره به توقیف ۵۴ خودروی متخلف ​در این شهرستان، اظهار داشت: ‌تداوم طرح های امنیت بخش پلیس با هدف پیشگیری از رفتارهای نابه هنجار و افزایش آرامش و امنیت عمومی از جمله اولویت هایی است که در سال جدید با جدیت در برنامه ریزی ها مورد تاکید قرار گرفته است.

سرهنگ قاسم نظری ادامه داد: در اجرای این طرح تعداد ۲۰ دستگاه موتورسیکلت به علت تخلف راکبان آنها از جمله نداشتن گواهینامه، کلاه ایمنی، فاقد مدارک و پلاک و ۳۴ دستگاه خودرو متخلف توقیف و همچنین تعداد ۲۳ قلم کالای ممنوعه ومقادیری مواد مخدر کشف و تعداد ۲۴ نفرمتخلف دستگیر و با تشکیل پرونده به مرجع قضائی معرفی شدند.

وی هدف پلیس از اجری طرح ارتقاء امنیت اجتماعی را افزایش امنیت، آسایش و آرامش شهروندان برشمرد و تصریح کرد: نیروهای پلیس با بکارگیری تمام توان عملیاتی و انتظامی خود در تامین نظم و امنیت شهروندان تلاش می‌کنند و لازم است شهروندان نیز ضمن رعایت نکات ایمنی در پیشگیری از سرقت منزل، خودرو و غیره هرگونه موارد مشکوک را از طریق تلفن ۱۱۰ به پلیس اطلاع دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵ساعت 18:45  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

فرماندار ورزقان به دلیل شیوع بیماری تب برفکی خواستار شد؛

استمهال وام‌های دامداران خسارت دیده از سوی بانک های عامل

به گزارش آوای ورزقان، صبح امروز سه شنبه دومین جلسه شورای هماهنگی مدیریت بحران شهرستان ورزقان با موضوع استمهال بازپرداخت وام های سررسید ۹۵ دامداران بدلیل خسارت بیماری تب برفکی به ریاست فرماندار شهرستان و با حضور اعضای مرتبط شورای هماهنگی مدیریت بحران و مسئولین بانک‌های شهرستان تشکیل گردید.

صابر تقویمی با اشاره به ضرورت تشکیل جلسه در این موضوع، ضمن ارایه توضیحاتی در خصوص خسارات ناشی از بیماری تب برفکی در سطح شهرستان و تلفات و خساراتی که در نتیجه این بیماری متوجه دامداران گردیده، از اداره دامپزشکی شهرستان به دلیل کنترل به موقع بیماری تب برفکی تشکر کرد و اظهار داشت: خسارت های مستقیم و غیرمستقیم زیادی در اثر شیوع بیماری تب برفکی متوجه دامداران شهرستان شده است بنابراین در راستای سیاست های حمایتی دولت لازم است تدابیری اتخاذ شود تا در حد مقدورات، مساعدت لازم نسبت  دامداران صورت گیرد.

رئیس شورای هماهنگی مدیریت بحران ورزقان تصریح کرد: با عنایت به گستردگی خسارت های ناشی از بیماری اعم از تلفات دامی، کاهش شدید قیمت ها، افزایش هزینه های درمان و واکسیناسیون و دیگر هزینه های جانبی ناشی از عدم فروش، لازم است بانک های عامل شهرستان نسبت به استمهال وام های دامداران اقدام نمایند تا بخشی از خسارت ها تعدیل شود.

سرپرست فرمانداری ورزقان با تاکید بر اینکه بیماری تب برفکی بیماری مشترک بین انسان و حیوان نیست، افزود: بر گوشت‌های عرضه شده به مردم توسط قصابی‌ها نظارت کامل صورت می‌گیرد و مصرف گوشت قرمز مشکلی را به لحاظ سلامت برای مصرف کنندگان ایجاد نمی‌کند.

وی افزود: با این حال متاسفانه بعضاً دلالان از این موضوع سوءاستفاده کرده و دسترنج کشاورزان را به بهای اندک از دستشان خارج می‌کنند.

حسن زاده رئیس شبکه دامپزشکی ورزقان نیز ضمن ارائه گزارشی از وضعیت شهرستان در رابطه با بیماری تب برفکی و اقدامات انجام شده، خاطرنشان کرد: با اقدامات انجام شده، خوشبختانه بیماری مهار و کنترل شده و مشکل خاصی وجود ندارد.

در ادامه مدیران بانک های شهرستان، برنامه های خود را در راستای حمایت از دامداران خسارت دیده بیان و آمادگی خود را بر اجرای مصوبات جلسه و استمهال وام های سررسید ۹۵ دامداران خسارت دیده از تب برفکی با همکاری شبکه بهداشت و جهاد کشاورزی شهرستان اعلام کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:18  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

مدیرکل اطلاعات آذربایجان‌شرقی مطرح کرد:

جزئیات دستگیری‌های اخیر شورا و شهرداری تبریز

مرز بین تجزیه‌طلبی و هویت‌طلبی را جدا می‌کنیم

 

مدیرکل اطلاعات آذربایجان‌شرقی با اشاره به اینکه دستگیری افراد آلوده به مسائل اقتصادی مهمترین تهدید یا مشکل امنیتی در جامعه هستند، نقش اداره کل اطلاعات در دستگیری‌های اخیر شورای شهر تبریز را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، رضایی در گفت‌وگو با خبرنگاران، رسانه‌ها را یکی از بهترین فرصت‌های ارتباطی با مردم خواند و اظهار داشت: رسانه‌ها زبان و ادبیات مردم را بهتر و مطلوب‌تر از هر قشری می‌دانند و مطبوعات و رسانه‌ها نقش مهمی در ایجاد فرصت‌های ارتباطی با مردم دارند که وزارت اطلاعات هم تلاش می‌کند از این فرصت‌ها حداکثر بهره را ببرد.

وی با بیان اینکه وزارت اطلاعات یک نهاد مردمی است، اظهار کرد: نظام جمهوری اسلامی یک حکومت مردمی بوده و مردم عامل امنیت پایدار محسوب می‌شوند و وزارت اطلاعات باید از اطلاعات 80 میلیون ایرانی استفاده کند.

رضایی با بیان اینکه علاقمند به ارتباط با مردم و رسانه‌ها هستیم، گفت: فرزندان ملت ایران و سربازان گمنام در وزارت اطلاعات با هوشیاری کامل و تلاش مضاعف برای تامین امنیت و آرامش پایدار در جمهوری اسلامی ایران گام برداشته و تلاش می‌کنند.

وی ادامه داد: سربازان گمنام امام زمان (عج) در تلاش هستند آرامش و زندگی راحت مردم را فراهم آورند.

مدیرکل اطلاعات استان آذربایجان‌شرقی رسالت اصلی این اداره کل را سالم‌سازی محیط برای فعالیت‌های مطلوب اعلام کرد و گفت: برخورد با مفاسد اقتصادی توسط دستگاه‌های متعدد نظارتی و قضایی انجام می‌شود و وزارت اطلاعات در این رابطه به صورت کلان برای مبارزه با مفاسد اقتصادی وارد می‌شود.

 

* 30 نفر دعوت، دستگیر، بازداشت یا با قرار وثیقه آزاد شده‌اند

رضایی با اشاره به ورود اداره اطلاعات به پرونده شورای شهر از آذر ماه 94 گفت: با حمایت و همکاری دستگاه‌ قضایی و مسئولان اجرایی به ویژه استاندار پرونده آغاز شد و به دلیل اهمیت آبروی افراد تا زمان دستگیری این امر رسانه‌ای نشده بود.

وی تخلفات مطرح شده در شورا و شهرداری را مثل دستگاه‌های دیگر عنوان کرد و افزود: در این رابطه 30 نفر دعوت، دستگیر، بازداشت یا با قرار وثیقه آزاد شده‌اند و برخی از این افراد از گذشته نیز آلودگی‌های داشتند.

وی با اشاره 15 هزار نفر کارکنان و کارمندان شهرداری تبریز خاطرنشان کرد: نباید خدمات شهرداری و کارکنان آن را با خطا و اشتباه چند نفر زیرسئوال ببریم.

 

*تاکید بر سالم‌سازی ادارات به خصوص حراست‌ها

رضایی بر سالم‌سازی ادارات به خصوص حراست‌ها تاکید کرد و گفت: متاسفانه در برخی موارد در فرآیند بررسی پرونده شورا و شهرداری تبریز مشکل ایجاد شد که با هماهنگی قوه قضائیه برخورد شد.

مدیرکل اطلاعات آذربایجان‌شرقی به جدیت و قاطعیت مسئولان استانی به ویژه رئیس کل دادگستری و دادستان تبریز و استاندار آذربایجان‌شرقی و شهردار تبریز اشاره کرد و گفت: شهردار تبریز در این پرونده تمام اطلاعات و اسناد و مستندات را به راحتی در اختیار اداره اطلاعات قرار داد.

وی ادامه داد: در صورت تکمیل بازپرسی و تحقیقات پرونده تکمیل می‌شود و با صدور کیفرخواست پرونده در اختیار دادگاه گذاشته می‌شود.

 رضایی با تاکید بر اینکه نباید فرصت تخلف ایجاد شود، تصریح کرد: سیستم و ساختار اداری باید طوری باشد که اجازه تخلف داده نشود.

وی بر تسریع در ایجاد دولت الکترونیک و الکترونیکی کردن کارها در ادارات تاکید کرد و گفت: الکترونیکی شدن سیستم‌های اداری و عدم مراجعه مستقیم مردم به ادارات عامل مهمی در کاهش فساد است.

 

*ورود اداره اطلاعات به برخی‌ پرونده‌های مفاسد اقتصادی بعد از ماه مبارک رمضان

رضایی به فعالیت اداره کل اطلاعات استان آذربایجان‌شرقی در مبارزه با مفاسد اقتصادی اشاره کرد و گفت: در این رابطه یکسری اقدام‌ها انجام شده و یک‌سری دیگر در شرف اقدام بوده و برخی بعد از ماه مبارک رمضان انجام می‌شود.

وی بر پیشگیری و نظارت دستگاه‌های اجرای بر کاهش تخلف تاکید کرد و گفت: در رابطه با پیگیری کارشناسان این اداره با ورود به برخی پرونده‌ها جلوی میلیاردها تخلف گرفته شده است.

مدیرکل اطلاعات آذربایجان‌شرقی در ادامه به اهمیت مقابله با قاچاق کالا در موضوع اقتصاد مقاومتی اشاره کرد و گفت: دل‌نگرانی مقام معظم رهبری درباره مسائل اقتصادی و تاکید ایشان به مسائل اقتصادی و نامگذاری‌های سال‌ها بر اساس شعارهای اقتصادی اهمیت این قضیه را نشان می‌دهد.

وی تصریح کرد: امنیت اقتصادی زیربنا و اساس توسعه پایدار کشور است و باید به عنوان یک وظیفه دینی و ملی از همه مولفه‌ها برای مشارکت بیشتر مردم در امور اقتصادی استفاده کرد.

رضایی تحقق سیاست‌های اقتصادمقاومتی را هدف اصلی راهبرد اقتصادی دولت عنوان و خاطر‌نشان کرد: گام‌های متعددی در زمینه تحقق منویات رهبر انقلاب در بحث اقتصادمقاومتی برداشته شده که نتیجه دادن آن نیازمند زمان و وجود امنیت فیزیکی و روانی در فضای کشور است.

وی بر استفاده از کالاهای ایرانی و فرهنگ‌سازی آن تاکید کرد و گفت: سالم‌سازی محیط به امکان تحقق اقتصادمقاومتی کمک می‌کند.

رضایی بر شناسایی آسیب‌ها و عدم همراهی برخی کارکنان در دستگاه‌های اجرایی به دلیل به خطر افتادن منافع خود در اجرای اقتصاد مقاومتی اشاره و بر مبارزه با قاچاق کالا در استان تاکید کرد.

وی با بیان اینکه شاید مبارزه با قاچاق کالا وظیفه ذاتی اداره اطلاعات نباشد، افزود: اداره اطلاعات در حوزه‌های مختلف از جمله قاچاق کالا، دارو، مواد مخدر و ... ورود کرده است.

 

*دستگیری عوامل قاچاق داروهای غیرمجاز با اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی وزارت اطلاعات

رضایی گفت: در روزهای گذشته در پی اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) در ادارات کل اطلاعات آذربایجان شرقی و تهران، در یک ماه گذشته یک باند بزرگ قاچاق دارو متلاشی شد.

وی افزود: در پی اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) در ادارات کل اطلاعات استان آذربایجان شرقی و تهران، طی یک ماه گذشته توانستند یک باند بزرگ قاچاق دارو که اعضای آن قصد داشتند چندین تن داروی غیرمجاز را در داخل کشور توزیع کنند متلاشی کنند.

رضایی ادامه داد: این محموله تحت عنوان پتو وارد شده و قرار بود به صورت ترانزیت به گمرک منطقه آزاد ارس انتقال یابد.

قاچاقچیان با جعل اسناد، سوء‌استفاده از نقایص سامانه‌های گمرک و پرداخت رشوه به ماموران گمرک محموله مزبور را بدون بازرسی دقیق، به همراه پلمب از گمرک خارج و در تهران پس از تخلیه محموله و بارگیری پتو قصد داشتند به منطقه آزاد ارس منتقل نمایند که با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) از ادامه عملیات غیرقانونی خود بازماندند.

 

* باید مرز بین تجزیه‌طلبی و هویت‌طلبی را جدا کنیم

 مدیرکل اطلاعات آذربایجان‌شرقی با بیان اینکه آذری‌ها در دفاع از تمامیت ایران زبانزد خاص و عام هستند، اظهار داشت: آذری‌ها در دوره‌های مختلف از جمله مشروطیت، انقلاب، دفاع مقدس نقش مهمی ایفا کرده‌ و اکنون نیز مردمی ولایت‌مدار و انقلابی و وفادار به کشور و عاشق ایران اسلامی و تمامیت آن هستند.

وی افزود: ولی تعداد اندکی هستند که هیچ گونه عرق دینی و ملی ندارند و وابسته به نگاه خارج هستند و به دنبال موج‌سواری هستند.

رضایی تصریح کرد: باید مرز بین تجزیه‌طلب و هویت‌طلبی را جدا کنیم و در رابطه با افرادی که در چارچوب قانون و مقررات تلاش کرده و از زبان آذری، موسیقی و تاریخ آن دفاع می‌کنند مشکلی نداریم.

وی خاطرنشان کرد: مردم با بصیرت و تیزبین آذربایجان تفاوت افراد تجزیه‌طلب و هویت‌طلب را تشخیص می‌دهند.

رضایی با بیان اینکه با افراد تجزیه‌طلب قاطعانه و بدون اغماض برخورد می‌کنیم، افزود: تجزیه‌طلبی را خیانت به کشور می‌دانیم و برخورد با آن وظیفه خود می‌دانیم.

 

*در برخی مواقع دشمن رغبت ندارد با پرچم خود وارد کشور شود

مدیرکل‌ اطلاعات آذربایجان‌شرقی در پاسخ به این سئوال که مهمترین تهدید یا مشکل امنیتی استان را چه می‌دانند، گفت: امنیت تنها کار خشن نیست امنیت شاخص‌های مختلف در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد و در این حوزه‌ها اگر  چارچوب‌ها را رعایت نکینم با مشکل مواجه شده که می‌تواند مشکل امنیتی به وجود آورد.

وی با بیان اینکه دشمن بعد از پسابرجام به دنبال نفوذ در عرصه‌های مختلف است، اظهار داشت: تسخیر افکار جامعه مهم‌ترین آیتم است که می‌تواند وارد کشور شود زیرا در برخی مواقع دشمن رغبت ندارد با پرچم خود وارد کشور شود و به دنبال ضربه‌زدن به عرق ملی و وطن دوستی و باورهای دینی است.

 

*مهمترین تهدیدات از نگاه مدیرکل اطلاعات

مدیرکل‌ اطلاعات آذربایجان‌شرقی هجمه و تغییر باورهای دینی و فرقه‌های نوظهور و به دام افتادن برخی افراد به صورت ناخواسته به دامن تجزیه‌طلبان و استفاده ناصحیح از فضای مجازی را مهمترین‌ تهدیدهای استان اعلام کرد.

 

*دستگیری چند نفر از افرادی که به دنبال ملحق شدن به گروهک‌های تروریستی بودند

رضایی در ادامه با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران در بین کشورهای منطقه از امنیت مثال زدنی برخوردار است، بیان کرد: دشمنان تلاش می‌کنند تا با ناامن کردن کشورهای همسایه، جمهوری اسلامی ایران را به سمت ناامنی سوق دهند ولی با هوشیاری ملت ایران و فرزندانش این توطئه ناکام مانده است.

وی با اشاره به آمار اتباع خارجی که قصد خروج غیرقانونی از مرزهای استان را داشته‌اند تصریح کرد: در اواخر سال گذشته تعداد اتباع خارجی غیرمجاز از شرق به غرب افزایش یافته است.

رضایی در همین راستا ادامه داد: در سایه تلاش‌های شبانه‌روزی سربازان گمنام امام زمان(عج)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی و ... با تمامی افرادی که به صورت غیرقانونی قصد خروج از مرزهای استان را داشتند، برخورد شد همه آنها دستگیر شدند.

به گفته وی هدف تمام این افراد، ملحق شدن به گروهک‌های تروریستی همچون داعش نبوده و تعداد بسیار زیادی از آنان نیز با اهدافی همچون مهاجرت غیرقانونی، اشتغال و ... قصد خروج غیرقانونی از طریق مرزهای این استان را داشتند.

وی گفت: چند تبعه خارجی (از خارج از استان)، نیز که قصد ملحق شدن به گروهک‌های تروریستی و تکفیری در کشورهای عراق، ترکیه و سوریه را ‌داشتند، در سال‌جاری دستگیر شده‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ساعت 17:17  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

ثبت یک مورد وقف جدید در شهرستان ورزقان‎

مدیر دفتر نمایندگی اوقاف شهرستان ورزقان از ثبت یک مورد وقف جدید در این شهرستان خبر داد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه آذربایجان شرقی، عابدین سهرابی در این خصوص اظهار کرد: این موقوفه‌ی انتفاعی، قطعه زمینی به مساحت سه هزار مترمربع می‌باشد که به نیت توسعه‌ی آرامستان این شهرستان وقف شده است.

مدیر دفتر نمایندگی اوقاف شهرستان ورزقان گفت: این قطعه زمین توسط «ظاهر اشرفی» وقف شده است که در روستای «میرزاعلی‌کندی» ورزقان قرار دارد و همچنین ارزش تقریبی این موقوفه‌ معادل 45 میلیون تومان می‌باشد.

وی در خصوص اقدامات این اداره به منظور ترویج فرهنگ وقف در شهرستان ورزقان خاطرنشان کرد: اداره اوقاف این شهرستان با استفاده از نصب بنر و پوستر در سطح شهر و همچنین برگزاری جلساتی با هیئت امنای امام‌زادگان،  مسئولان و فرماندار، در تلاش برای ترویج این فرهنگ غنی می‌باشد.

سهرابی با اشاره به اینکه «وقف همیشه ماندگار است»، گفت: باید هماهنگی و همکاری نهادها در این خصوص بیشتر شود تا بتوانیم حق موقفات را به درستی ادا کرده و به نیت اصلی خود برسانیم؛ چرا که وقف آثار و برکت زیادی در جامعه خواهد داشت.

گفتنی است؛ مردم شهرستان ورزقان در زمینه‌ی وقف بسیار فعال بوده و همچنین این موقوفه نیز سومین وقف مردم باایمان این شهرستان در سال‌جاری می‌باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵ساعت 16:16  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

دهستان ارزیل؛ بکر و زیبا

دهستان ارزیل، یکی از مناطق بکر و زیبای آذربایجان است که همه ساله در فصول بهار و تابستان هزاران گردشگر طبیعت را از سراسر کشور میزبانی می کند. در ذیل، گزارش اجمالی از سفر دو اردوی دانشجویی و یک هیئت کوهنوردی به این دهستان در دو ماه اول سالجاری را خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ تقدیم می کنم:

صعود هیئت کوهنوردی صوفیان به قله «نوروز کله یی»

sufiyan

قله «نوروز کله یی» در دهستان ارزیل ورزقان و در روستای قدیمی «گوه نه گویره» قرار گرفته است. از بلندیهای معروف این منطقه، جله داغی یا سلطان جهانگیر در شمال غرب و ایری داغی یا آغداش داغی در جنوب غرب آن است. در منطقه شمال شرق این قله، قلل کسبه و شاه تختی قرار دارد و روستاهای اندیرگان و مشاهیر در شرق این قله قرار گرفته است. این قله سرچشمه یکی از شاخه های رود ارزیل و حاجیلار است. پیرسقا داغی در شرق، یکی از منابع تامین کننده آب رودخانه اندیرگان است که به رودخانه حاجیلار می ریزد و بعد از عبور از مناطق خاروانا به رودخانه ارس می پیوندد.

قله زیبای نوروز کله یی در یک منطقه نیمه جنگلی قرار گرفته و دارای چند چشمه معروف آب شرب است. همچنین خرابه های روستای گوه نه گویره، از سال ها زندگی بشر در دامان این طبیعت بکر حکایت می کند.

اردوي دانشجوئي برادران در بیست وهشتم اردیبهشت 95

rushdiyeh

اردوی فرهنگی - تفریحی دانشجویان پسر موسسه آموزش عالی رشدیه تبریز به آبشار گل آخور با حضور 39 دانشجوی ثبت نام کننده انجام گرفت. اعضای این اردو سر ساعت 7:30 روز سه شنبه از جلوی موسسه سوار یک دستگاه اتوبوس شده و با طی مسیر تبریز – ورزقان، ساعت 12:15 به محل اردو یعنی آبشار گل آخور رسیدند.

اردوی دانشجویی خواهران در سی ام اردیبهشت95

rushdiyeh1

در ادامه اردوهای مصوب شورای فرهنگی موسسه آموزش عالی رشدیه، اردوی دانشجوئی خواهران این موسسه با حضور 52 دانشجو در قالب دو اتوبوس به آبشار گل آخور انجام گرفت.

این اردو که به کمک دو نفر از کادر اجرائی موسسه، سر ساعت 8:00 صبح از تبریز به راه افتاده بود، بعد از طی مسافت یک ساعته و صرف صبحانه تدارک دیده شده، وارد جاده سرسبز ایوند- ارزیل که دارای مناظر طبیعی زیبا و جذاب بود، شد. حدود ساعت 12:20 ظهر به روستای گل آخور و محل آبشار رسیده و پس از گردش و تفریح، ناهار در قسمت بالایی آبشار در آلاچیق ها صرف شد. اعضای اردو بعد از ناهار دستجمعی به طرف چشمه اصلی رودخانه که دارای آب گوارا و بسیار خنکی بود، حرکت کردند.

تعدادی از دانشجویان بطری های خود را از آب چشمه پر کرده و پس از تفریح و انداختن عکس از مناظر زیبا به طرف اتوبوس ها حرکت کرده و سر ساعت 20:30 با صحت و سلامت کامل به موسسه بازگشتند.

+ نوشته شده در  شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۵ساعت 22:12  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

تاخت و تاز طاعون بر اقلیم روستاییان بی بضاعت قره داغ

 

احمد حسن نژاد/

جمعه که رفته بودم ارزیل، به عینه ترس و وحشت ناشی از بیماری تب برفکی را در چهره سیاه و سوخته روستاییان شاهد بودم. حالا بعد از چند روز تازه متوجه می شوم بروز و ظهور چنین ترسی، چندان نیز بی جا و تعجب آور نبوده است. چرا که یک سهل انگاری کوچک می توانست در چشم به هم زدنی تمام دار و ندار یک روستایی را به تاراج برد.

علیرغم اینکه در این ماه از سال تامین علوفه خشک، کاری بس سخت و هزینه بر است، اما روستاییان حاضر بودند همه سختی ها را به جان بخرند و گاو و گوسفندان شان را دور از دام های در و همسایه در طویله نگه دارند تا بلکه بتوانند تنها منبع درآمد و معیشت شان را از تهلکه بیماری تب برفکی به سلامت عبور دهند.

 آری! تب برفكي يا «بيماري دهان و پا» که عنوان «طاعون صنعت دامداری آذربایجان» را نیز از آن خود کرده، این روزها تازیانه در دست و بی هیچ رحم و شفقتی بر اقلیم روستاییان کم درآمد و بی بضاعت قره داغ حکم می راند.

اما تب برفکی چیست؟

تب برفکی يك بيماري عفوني و كشنده ويروسي است كه موجب بيمار شدن حيوانات زوج سم از جمله گاو اهلي و اعضاي خانواده گاوسانان مي‌شود. اين ويروس عامل بيماري در ابتدا به مدت دو تا سه روز تب شديد ايجاد كرده و در پي آن تاول هايي در داخل دهان و روي پا ظاهر مي‌شود كه ممكن است پاره شده و موجب لنگش حيوان شود. اين بيماري بسيار واگيردار است و قطرات آيروسل دفع شده از حيوان آلوده، تماس با تجهيزات دامداري، غذا، وسايل نقليه، البسه آلوده و حيوانات شكارچي اهلي و وحشي موجب گسترش بيماري مي‌شود.

كنترل بيماري منوط به واكسيناسيون، مراقبت شديد نقل و انتقال حيوانات، قرنطينه كردن حيوانات مبتلا، اعمال محدوديت در خريد و فروش حيوانات و گاهي معدوم نمودن ميليون‌ها راس دام است. گاو، گاو ميش، گوسفند، بز، خوك، گوزن و آهو به بيماري تب برفكي حساس مي‌باشند.

کانون اصلی بیماری

هرچند در حال حاضر کانون بیماری تب برفکی در استان، شهرستان اهر اعلام می شود و گویا بیشترین میزان مرگ و میر دام را به خود اختصاص داده است، اما واقعیت این است که قلمروی بیماری به سرعت در حال گسترش است و شهرستان های هریس، ورزقان، کلیبر، مرند و جلفا نیز گریبانگیر این بیماری دامی هستند.

مدیرکل دامپزشکی استان امروز در نشست كارگروه امنيت غذايي استان میزان تلفات دام ناشی از بیماری تب برفکی را از ابتداي سال جاري تا زمان حاضر يكهزار و 242 راس بز، گوسفند و گاو اعلام کرده است. اما آمار واقعی تلفات بی شک بسیار بیشتر از اینهاست چرا که جمع آوری آمار دقیق تلفات دام آن هم در گستره وسیع چندین شهرستان کار دشواری است.

فارغ از همه عوامل دخیل در بروز و گسترش این بیماری، آنچه در این میان مهم می باشد، اقدام عملی در مقابله با آن است. چنانچه مسئولان امر جدیت لازم را در مقابله با این بیماری نداشته باشند و تمهیدات اساسی برای واکسینه کردن دام های منطقه به عمل نیاورند، تب برفکی، نه تنها شهرستان های همجوار بلکه صنعت دامپروری همه استان و حتی استان های همجوار را نیز به کام نابودی خواهد کشاند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 21:35  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

ایجاد کارگاه های آموزش صنایع دستی در روستاهای ورزقان

فرماندار ورزقان از ایجاد کارگاه های عمومی در راستای آموزش صنایع دستی در روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان خبر داد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، صابر تقویمی در همایش نقش شوراها در تحقق شعار (اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل)، با تاکید بر ضرورت حضور جوانان روستایی در ایجاد اشتغال و جلوگیری از مهاجرت و جویای کار در حاشیه شهرهای بزرگ افزود: امسال با تسهیلات کم بهره در روستاهای بالای 20 خانوار این شهرستان کارگاه های صنایع دستی و فنی حرفه ای دایر می شود.

امام جمعه ورزقان نیز در این همایش، وجود معادن مس و طلا و جاذبه های گردشگری را در این شهرستان مهم دانست و گفت: باید مسئولین با برنامه ریزی دقیق و با ایجاد صنایع پائین دستی مس در اشتغال جوانان شهرستان اقدام جدی به عمل آورند.

وی تاکید کرد: اقتصاد مقاومتی یعنی حضور حداکثری جوانان روستایی در عرصه تولید و باید مسوولین در بستر سازی این امر مهم اهتمام بیشتری داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 9:53  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

«شاه ماهی» تبانی و تخلفات شهرداری تبریز کیست؟

تداوم بازداشت ها در شهرداری و شورای اسلامی شهر تبریز

 

احمد حسن نژاد/ پروسه بازداشت و دستگیری اعضای شورای اسلامی و مدیران شهرداری کلانشهر تبریز گویی به این زودی ها قصد پایان ندارد.

مردادماه سال گذشته بود که خبر دستگیری شش تن از کارکنان متخلف شهرداری تبریز در رسانه های گروهی پیچید. خبری که مدیرکل حراست شهرداری تبریز با تایید آن گفت: عزم حراست شهرداری در برخورد با کوچکترین زمینه‌های تخلف، قاطع و بدون مسامحه است.

تراب حسنی با بیان اینکه شناسایی و از میان‌بردن زمینه‌های تخلف، اولویت نخست حراست شهرداری است، افزود: با فرد خاطی، در هر جایگاه و منصبی که باشد، قاطعانه برخورد می‌کنیم.

در حالی که شهروندان تبریزی چشم انتظار روند پیگیری پرونده کارکنان متخلف شهرداری و نتایج بررسی های قضایی آن بودند، نیمه دوم اسفندماه خبر بازداشت یکی از معاونین ارشد شهردار تبریز به همراه یک عضو زن شورای اسلامی شهر شوک خبری بزرگی را در تبریز پدید آورد.

به دنبال این بازداشت، معاون سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان شرقی اعلام کرد: این پرونده‌ها پس از حدود یک‌سال کار فشرده امنیتی و اطلاعاتی به نتیجه فعلی رسیده است و در شهرهای مختلف استان شاهد دستگیری عده‌ای بوده‌ایم.

سعید شبستری در خصوص اتهام عضو بازداشت شده شورای شهر تبریز گفت: به دلیل عدم اثبات عنوان اتهامی این عضو شورای شهر، فعلاً از گفتن دلیل بازداشت ایشان معذور است و اطلاعات بیشتر در این خصوص پس از بررسی‌های قضایی اعلام خواهد شد.

در روزهای پایانی سال رئیس کل دادگستری آذربایجان‌شرقی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با اشاره به حرف و حدیث‌های شایع شده در شهر افزود: بنده هم به عنوان یک شهروند نارسایی‌هایی را شنیده‌ام که صحت و سقم آن نیاز به بررسی دارد. اما مستندات پیش‌روی ما نشان از تبانی و رانتخواری یکسری افراد دارد که با نفوذ به شورای شهر و با همکاری برخی از کارکنان مجموعه شهرداری به اهداف خود رسیده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حکمت‌علی مظفری ابراز داشت: ادله جمع‌آوری شده حاکی از وجود تخلفات و تبانی در برخی از اعضای شورا و کارکنان شهرداری تبریز دارد و براساس مستندات موجود جرم یک نفر از اعضای شورای شهر محرز، تفهیم اتهام و برای ایشان قرار صادر شده و پرونده در حال تکمیل تحقیقات مقدماتی است.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: احتمال می‌رود جرم و تخلف افراد دیگری نیز از مجموعه شورای شهر و شهرداری یا افرادی خارج از این مجموعه‌ها که مرتبط با پرونده باشند احراز و با مجرمان برخورد شود که در حال حاضر در مرحله مقدماتی پرونده قرار داریم و قطعاً محکومیت نهایی در دادگاه صورت خواهد گرفت و تعیین تکلیف خواهد شد.

هنوز چند هفته بیشتر از سخنان رئیس کل دادگستری آذربایجان‌شرقی نگذشته بود که پانزدهم فروردین ماه خبرگزاری ها خبر دستگیری دومین عضو شورای اسلامی شهر تبریز را مخابره کردند. این باز نیز معاون سیاسی امنیتی استاندار آذربایجان‌شرقی در گفت وگو با خبرنگاران ضمن تایید بازداشت دومین عضو شورای اسلامی شهر تبریز اعلام کرد: دستگیری این عضو شورا در راستای پیگیری همان پرونده قبلی است.

سعید شبستری، اطلاع‌رسانی در خصوص اتهام فرد دستگیر شده را در صلاحیت مراجع قضایی دانست و اظهار داشت: مبارزه با فساد و رانت، یکی از مهم‌ترین سیاست‌های دولت تدبیر و امید و بخصوص مدیریت عالی استان است و ما در این مورد مصمم و جدی هستیم.

وی ابراز کرد: این اطمینان را به مردم می‌دهیم که در خصوص دفاع از بیت‌المال و صیانت از منافع مردم، لحظه ای کوتاه نخواهیم آمد.

معاون سیاسی امنیتی استاندار در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه آیا احتمال دستگیری سایر اعضای شورای شهر یا مدیران شهرداری وجود دارد یا خیر، تصریح کرد: در این مورد نمی‌توانم اظهار نظر کنم و پس از مشخص شدن عناوین اتهامی، اطلاعات لازم از طریق مراجع قضایی در اختیار اصحاب رسانه قرار خواهد گرفت.

اما دستگیری سومین عضو شورای اسلامی شهر تبریز همزمان با هفدهمین روز فروردین ماه نشان داد قصه تبانی و رانت‌خواری در مجموعه شهرداری و شورای اسلامی شهر تبریز گویی سر دراز دارد و قرار نیست به این زودی ها خاتمه یابد.

با توجه به اینکه طی یکی دو سال اخیر شایعات زیادی در رابطه با تخلفات مدیران شهرداری و شورای اسلامی شهر تبریز در سطح جامعه وجود داشته، لذا اغلب شهروندان تبریزی منتظر بازداشت «شاه ماهی» این تبانی ها و تخلفات در روزهای آتی هستند. اینکه شاه ماهی این بازداشت ها و دستگیری ها چه کسی و یا کسانی خواهند بود را بی شک گذر زمان مشخص خواهد ساخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۵ساعت 19:20  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

آیین های نوروزی روستای ارزیل

سیدصمد میرحسینی ارزیل/ نوروز رسم و آیینی کهن بوده که از دوران پیش از تاریخ در میان مردم ایران زمین به یادگار مانده است. نوروز با طلوع خورشید در نخستین روز بهاری آغاز و در میان مردم آذربایجان با عنوان «بایرام گونلری» جشن گرفته می شود که مراسم و آیین های خاص خود را دارد. در روستای ارزیل نیز همچون دیگر روستاهای آذربایجان مراسم و آیین های نوروزی خاصی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

arzil

*** قبل از آمدن عید و در آخرین روز سال قبل، کودکان روستای ارزیل بره صورت دسته جمعی و گروهی به تک تک خانه های روستا سر زده و با گفتن بایرامیز مبارک اولسون، به زبان محلی نوید آمدن نوروز را به صاحب خانه می دهند و در عوض صاحب خانه به آنها معمولا تخم مرغی رنگ کرده به عنوان عیدانه می دهد.

arzil

*** در لحظه تحویل سال نو اهالی روستا در مسجد جامع جمع شده و از خداوند متعال سلامتی، رزق و روزی و دفع آفات و بلایای طبیعی را برای روستا طلب می کنند. در این مراسم ظرف بزرگی را از آب پر کرده و در آن سنجد و زعفران ریخته و چهل مرتبه سوره آل یاسین را به همراه دعای تحویل سال بر آن می خوانند که به آن آب «چل یاسین» می گویند. بعد از اتمام دعاها و مراسم هر فردی یک لیوان از آب چل یاسین را با خود به خانه می برد و هر یک از اعضای خانه جرعه ای نوشیده و مابقی را به باغات و مزارع می پاشند. اعتقاد اهالی بر این است که آب چل یاسین شفا بخش بوده و مایه برکت و رونق محصولات روستا خواهد بود.

arzil

*** از دیگر آیین های دیرینه در روستای ارزیل در روزهای اول عید، این است که مردان روستا پس از تجمع در منزل یکی از ریش سفیدان، ابتدا به خانواده هایی که در سال گذشته یکی از اعضای خانواده یا فامیل خود را از دست داده اند سر زده و سپس به تک تک خانه های روستا رفته و خانه به خانه عیددیدنی می کنند و با گفتن تبریک سال نو، برای اعضای خانواده آرزوی صحت و سلامتی همراه با موفقیت، مشرف شدن به زیارت اماکن مقدس و خیر و برکت نموده با میوه، آجیل، چای و شیرینی پذیرایی می شوند. با این رسم ارزیلیان صله رحم را که سفارش اکید اسلام است، بجا می آورند. بواسطه این سنت دیرینه هرگونه کدورت بین افراد روستا با وساطت ریش سفیدان و بزرگان بر طرف می شود. این سنت حسنه از قدیم در بین اهالی به یادگار مانده و همچنان تداوم دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۵ساعت 13:8  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

مشکلات و تنگناهای شهرستان ورزقان

احمد حسن نژاد ارزیل/ شهرستان ورزقان با 2368/13 کیلومتر مربع وسعت، هشتمین شهرستان آذربایجان شرقی از این لحاظ می باشد. این شهرستان هم اکنون دو شهر، دو بخش، 7دهستان و 163 روستا و آبادی دارد.

شهرستان ورزقان علیرغم برخورداری از قابلیت های بالقوه  در بخش های مختلف همچون ذخایر معدنی فراوان، واقع شدن در مسیر خطوط انتقال انرژي برق و گاز صادراتی و نزدیکی به مررزهاي بین المللی و منطقه آزاد صنعتی-تجاري ارس از مشکلات و تنگناهای زیادی رنج می برد.  در ذیل بخشی از این تنگناها به صورت اختصار مورد بررسی قرار گرفته اند.

رشد منفی جمعیت شهرستان

شهرستان ورزقان یکی از معدود شهرستان های استان است که نرخ رشد جمعیت آن منفی است. علیرغم اینکه هم اکنون نرخ رشد جمعیت استان حدود 0/66 درصد است ورزقان با رشد 1/02 – درصد، شاهد تخلیه شدن اغلب روستاها و آبادی هایش از جمعیت می باشد. این امر سبب شده شهرستان ورزقان که 5/21 درصد وسعت استان را به خود اختصاص می دهد تنها 1/23 درصد جمعیت استان را در خود جای دهد.

نرخ پایین باسوادی

هم اکنون نرخ باسوادی در شهرستان ورزقان 63/38 درصد است که در مقایسه با میانگین 82/07 درصدی نرخ باسوادی استان بسیار پایین است. یکی از مهمترین عوامل پایین بودن نرخ باسوادی در شهرستان به مهاجرت بیش از پیش جمعیت فعال جامعه بویژه جوانان تحصیل کرده شهرستان برای یافتن شغل و زندگی بهتر برمی گردد که در صورت تثبیت و افزایش نرخ جمعیت شهرستان به مرور برطرف می شود.

بی شک نرخ پایین باسوادی ارتباط مستقیمی با رشد و توسعه شهرستان دارد. علیرغم وجود چندین واحد آموزش عالی در شهرستان، متاسفانه رشته های مرتبط با معدن، کشاورزی و گردشگری که بیشترین سهم فعالان اقتصادی شهرستان را به خود اختصاص می دهند، چندان مورد توجه قرار نگرفته اند.

وضعیت اشتغال

از جمعیت 45هزار و 708 نفری شهرستان ورزقان در سال 1390 حدود 16352 نفر آن را جمعیت فعال تشکیل می داد که از این تعداد 14987 نفرشان شاغل و 1365 نفر بیکار بودند. از سوی دیگر بخش های کشاورزی، خدمات و صنعت و معدن به ترتیب بیشترین شاغلان را به خود اختصاص داده بودند. 

کشاورزی همچنان بر مدار سنت

یکی از مهمترین مشکلات شهرستان ورزقان در بخش کشاورزی، دیم بودن 88 درصد از اراضی قابل کشت شهرستان و سنتی بودن قسمت عمده تولید کشاورزي و دامپروري و غالبیت اقتصاد معیشتی است. مکانیزه نبودن کشاورزی، نبود واحدهای دامپروری مدرن، بی توجهی به کشت گلخانه ای، نبود صنایع تبدیلی و فرآوري محصولات کشاورزي و دامی، عدم گسترش سیستم هاي نوین آبیاري و خرد بودن اراضی کشاورزي را می توان از مهمترین عوامل تاثیرگذار در پایین بودن راندمان تولید در  این بخش مهم اقتصادی برشمرد.

براساس آمار، هرچند فعالان بخش کشاورزی شهرستان حدود 3/56 درصد جمعیت فعال بخش کشاورزی استان را به خود اختصاص می دهند اما در میزان تولید محصولات زراعی، باغی و دامی استان سهم ناچیزی دارند. شهرستان ورزقان تنها در دو بخش تولید عسل و گوشت قرمز سهم بالای 3درصدی در استان دارد که این امر نیز به یمن طبیعت بکر شهرستان از یکسو و حضور عشایر از سوی دیگر می باشد.

سهم ناچیز ورزقان در بخش صنعت

اگر مجتمع مس سونگون و معدن طلای اندریان را مستثنی کنیم، هیچ واحد تولیدی و صنعتی دیگری در شهرستان ورزقان وجود ندارد که بیش از 5 نفر در آن فعالیت داشته باشند. وجود یک شهرک صنعتی آن هم تنها با یک واحد تولیدی فعال خود به عینه بیانگر وضعیت بغرنج و نابسامان شهرستان ورزقان ار لحاظ صنعتی است. در یک کلام در این شهرستان نه از واحدهای صنعتی کوچک خبری هست و نه از واحدهای تولیدی فعال در دیگر حوزه ها.

معدن، تنها بخش فعال شهرستان

بخش معدن تنها بخش اقتصادی فعال و پویا در شهرستان ورزقان است. این شهرستان با داشتن 12 معدن شناسایی شده یکی از مناطق معدنی مهم کشور است. شهرستان ورزقان در حال حاضر 7 معدن فعال دارد که معادن مس سونگون و طلای اندریان مهمترین آنهاست. این شهرستان با اختصاص 25/49 درصد از مواد معدنی استخراج شده در استان به خود، در رتبه اول استانی قرار دارد.

یکی از مهمترین مشکلات بخش معدن شهرستان، کافی نبودن سرمایه گذاري در بخش صنایع معدنی بویژه صنایع بالا دستی و پایین دستی معادن مس و طلاست که در صورت جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی برای سرمایه گذاری در معادن، می توان بخشی از خلاهای اقتصادی شهرستان را پر کرده و رشد اقتصادی شهرستان را افزایش داد.

راه هایی که بوی مرگ می دهند

راه های ارتباطی مناسب یکی از مهمترین شاخص های توسعه یافتگی به شمار می آیند. شهرستان ورزقان در این شاخص، بدترین وضعیت را دارد. طول کل راه های شهرستان ورزقان 876کیلومتر است که 154/3 کیلومتر آن را راه های فرعی و 721/7 کیلومتر دیگر آن را راه های روستایی تشکیل می دهند. جالب اینکه شهرستان ورزقان حتی یک متر هم راه اصلی ندارد و از این لحاظ آخرین رتبه استان را به خود اختصاص داده است.

در کل می توان گفت عدم برخورداري از امکانات مناسب زیربنایی و جاده هاي ارتباطی و نیز نبود خطوط ریلی یکی از مهمترین عوامل عقب ماندگی شهرستان ورزقان است.

بهداشت و درمان با شاخص های لرزان

شاخص های بهداشتی در شهرستان ورزقان بسیار پایین تر از میانگین استانی است. بر اساس آمارهای سال 1392، این شهرستان 8مرکز بهداشتی و درمانی، 48 خانه بهداشت و 21 پزشک و دندانپزشک دارد. تنها بیمارستان شهرستان نیز که در ورزقان واقع شده، هیچ تخت فعالی ندارد.

موضوع مهم دیگر در حوزه بهداشت شهرستان، به فعالیت های غیرمجاز معدنی و دفع نامناسب پسماندهای ناشی از بهره برداري از معادن برمی گردد. دفع نامناسب این پسماندها نه تنها جنگل ها و مراتع شهرستان را تهدید می کند بلکه سبب آلودگی منابع آب موجود و آلودگی محیط زیست نیز می شود.

گردشگری، حلقه مفقوده توسعه

یکی از مهمترین مشکلات و تنگناهای شهرستان ورزقان کمبود امکانات رفاهی و تفریحی و زیرساخت هاي گردشگري است. این شهرستان با دارا بودن بیش از 200 محوطه و آثار تاریخی ثبت شده، می تواند به یکی از قطب های گردشگری استان تبدیل شود.

شهرستان ورزقان با وجود قلعه ها و بناهای تاریخی مهمی چون آغجاقلعه و جوشون، کتیبه اورارتویی سغندل، خانه امیر ارشد، مسجد خاروانا، امامزاده الله الله کبودگنبد و کاروانسرای عباسی ایری علیا، تکلم زبان تاتی در روستاي تاریخی کرینگان، وجود مناطق حفاظت شده ارسباران، دیزمار و پارك ملی کامتال به عنوان منطقه باارزش طبیعی با شهرت جهانی و مناطق نمونه گردشگري حماملو، چیچکلو و گل آخور پتانسیل بسیار بالقوه ای در بخش گردشگری دارد. در صورت آموزش مردم منطقه و ایجاد زیرساخت های لازم می توان سرمایه گذاران را برای سرمایه گذاری در این بخش ترغیب نمود و برای بخش اعظم نیروی فعال و جویای کار اشتغالزایی نمود.  

+ نوشته شده در  دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:43  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

بازگشت امید و نشاط به ورزقان!

شنیده ها حاکی از آن است، صلاحیت مهندس رضا علیزاده نماینده مردم شریف ورزقان و خاروانا در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی که پیش از این از سوی شورای محترم نگهبان رد شده بود، در دقایق آخر احراز شده است.

اگر این خبر صحت داشته باشد - که انشاا... اینطور است- باید منتظر اتفاقات میمون دیگری در شهرستان زرخیز ورزقان بود. این اتفاق می تواند جو انتخاباتی شهرستان را به کلی تغییر دهد و روح نشاط و امیدواری را در جان و دل مردان و زنان زحمتکش این دیار زنده گرداند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ساعت 13:30  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

hajipoor

عضو شورای اسلامی استان آذربایجان‌شرقی مطرح کرد:

آقای خاص شورا را تبدیل به کاریابی کرده است!

 

نماینده مردم بستان آباد در شورای اسلامی استان گفت: رئیس شورا این نهاد را تبدیل به کاریابی کرده و بقیه اعضا را کارمند خود می‌داند.

گروه اجتماعی آناج: اخیراً در یکی از جلسات شورای اسلامی استان که خبرنگاران هم حضور داشتند، وقتی که جلسه به اتمام رسید، چند تن از اعضای شورا برای اینکه نتوانسته بودند نظرات خود را در جلسه بیان کنند، رییس شورای استان را به باد انتقاد گرفتند و وقتی در جو جلسه تنش ایجاد شد، رییس شورای استان دستور داد خبرنگاران را به بیرون از اتاق جلسه هدایت کردند و جلسه خصوصی برگزار شد. البته از صداهایی که از پشت درهای بسته به گوش می رسید، به نظر می رسید این جلسه بیشتر شبیه به دعوای سران باشد تا گفتگوی خصوصی بین اعضا.

بعد از اتمام جلسه خصوصی، تماسی تلفنی از سوی دو عضو شورا با خبرنگار آناج برقرار شد، یکی از اعضا اعلام کرد، می خواهد مطالبی را که نتوانسته در جلسه مطرح کند، بیان کند.

فردای همان روز، این عضو شورا تماس گرفت و تمامی بحث هایی را که مربوط به اعتراض این چند عضو شورای اسلامی استان بود را متذکر شد. با توجه به مسائل صریح مطرح شده در این مصاحبه، تحریریه آناج با لحاظ مصالح عمومی از انتشار این گفتگو خودداری کرد، اما با توجه به اصرار چند تن از اعضای شورای اسلامی استان و برخی خبرنگاران بعد از چندین روز تاخیر، عین مصاحبه را برای تنویر افکار عمومی منتشر می کند:

 hajipoor

شما نمک به حرام هستید!

احمدخدایاری در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی آناج با انتقاد از عملکرد رییس شورای اسلامی استان، اظهار کرد: در انتخابات دوره قبل آقای حاجی پور اهالی بیمارستان را اجیر کرده بود تا به او رأی بدهند. خزانه دارشان آن زمان در بیمارستان بستری بود، حاجی پور روز رأی گیری او را با بلانکارد به انتخابات آورد تا او هم رأی بدهد تا با یازده رأی انتخاب شود. بعد از انتخابات به شدت عصبانی شده و می گفت در دوره قبل 21 رأی داده بودید، اما الان چطور شده که به سختی 11 رأی دارم؟! او سر این موضوع به همه ما فحش و ناسزا داد، گفت شما نمک به حرام هستید! حیف به خدمات من! سپس گفت؛ «نمک به حرام ها!»

وی افزود: حاجی پور خطاب به ما  گفت؛ بعد از این من برای شما هیچ کاری انجام نمی دهم و هرکاری هم بکنم برای کسانی می کنم که به من رأی داده اند. اینها عین کلمات رئیس شورای اسلامی استان بود که آن روز به ما گفت. جلسه داشت تمام می شد که به ما گفت من دیگر به حرف های شما گوش نمی کنم و سپس جلسه را ترک کرد. طبق قانون نیز باید در آن جلسه ده دقیقه وقت برای پاسخگویی گذاشته می‌شد.

وی اعلام کرد: روز گذشته به عنوان ده نفر مخالفان حاجی پور، که به ما توهین کرده بود، شکایت نامه ای نوشته و به خودش تحویل دادیم.

نماینده مردم بستان آباد در شورای اسلامی استان متذکر شد: چون به ما توهین شده بود، طبق قانون می توانستیم به مدت ده دقیقه صحبت کنیم. ولی او حاضر نشد حرف های ما را بشنود، بنابراین خواسته هایمان را به صورت کتبی نوشته و به منشی وی تحویل دادیم تا قرائت کند. اما او اجازه نداد که منشی آن را قرائت کند و گفت چون آقای هاشمی از اداره آب آمده اند، نمی توانید آن را قرائت کنید. منشی اظهار داشت با توجه به حضور میهمان در جلسه، بعد از رفتن آقای هاشمی به مدت نیم ساعت راجع به این موضوع بحث می کنیم و جلسه رسمیت دارد. بعد از اینکه صحبت های آقای هاشمی تمام شد و اعضا هم موارد مورد نظرشان را مطرح کردند، من هم سوالی داشتم که می خواستم از آقای هاشمی بپرسم، اما احتشام حاجی پور به من بی احترامی کرد و گفت؛ خدایاری هم دست بردار نیست. خلاصه اجازه نداد من سوالم را بپرسم. در حالی که قانونا سه دقیقه فرصت داشتم تا سوالم را بپرسم. من به او گفتم تو چه کاره ای که در جلسه به من توهین می کنی!

وی خاطرنشان کرد: حاجی پور همراه هاشمی رفت و ما هم در جلسه نشستیم و درخواست کردیم که طبق قانون نامه ما قرائت شده و جلسه ادامه یابد. بعد از نیم ساعت حاجی پور به جلسه بازگشت و دستور داد تمام خبرنگاران و افراد دیگر جلسه را ترک کنند.

این عضو شورا اذعان داشت: شورای استان خانه ملت آذربایجان است و ما هم از شهرستان های دور هم جمع شده ایم تا مشکلات مردم را حل کنیم نه اینکه با فامیل دور هم جمع شده و برای خود تبلیغات کنیم. اعضای شورای استان با رأی مردم انتخاب شده اند و من هم با رأی مردم انتخاب شده ام و اعتراضم این است که چرا خبرنگاران را از جمع نمایندگان مردم بیرون کردند؟! چرا نزد ما که نماینده مردم هستیم خبرنگاران را اخراج کرد؟ اما او در پاسخ به اعتراض ما گفت به شما ربطی ندارد، من رئیس هستم و دستور می دهم تا خبرنگاران جلسه را ترک کنند. ما نخواستیم قضیه را ادامه بدهیم و حاجی پور خبرنگاران را با توهین بیرون کرد.

 hajipoor

اعضا، کارمند احتشام نیستند!

خدایاری یادآور شد: نامه قرائت شد، ما در نامه به هشت مورد از خلاف هایی که او در مورد شورا مرتکب شده بود، اشاره داشتیم. حاجی پور پس از قرائت نامه توضیح داد: من بابت عملکرد خود معذرت می خواهم و سعی می کنم آن را اصلاح کنم، اما به ما جواب آشکاری نداد. چون حرف حساب ما این بود که شما شورا را با اداره یکی می دانید در حالی که شورا محل شور و مشورت است نه اداره که شما مدیرکل باشید و ما کارمندان شما. خواسته ما این بود که اصل مشورت را در شورا حفظ کرده و از قانون تخطی نکنیم، فامیل‌های خود را برای کار وارد شورا نکنیم! این چه معنی دارد که شورا را محل کاریابی قرار داده و هرکدام فامیل خود را آن جا جمع کنیم. برادرزاده، خواهرزاده و خیلی از فامیل های دیگر  در شورا مشغول کارند و اکیپ قابل توجهی را تشکیل داده اند.

وی تاکید کرد: ما می خواهیم آقای حاجی پور به هشت مورد خواسته ما که در نامه ذکر شده است، جواب بدهد. ما در مرکز قانون قرار گرفته ایم و هدف مان نیز خدمت به مردم است. مردم شهرستان ها ما را برای حل مشکلات خود به این مجموعه فرستاده اند و ما مثل برخی دیگر برای کسب شهرت و مقام نیامده ایم. احتشام نباید ما را کارمند خودش بداند، ما کارمند او نیستیم و او هم مدیرکل ما نیست که این طور دیکتاتورانه برخورد می کند، ما می خواهیم دلسوزی خود به نظام را نه به زبان بلکه در عمل نشان دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ساعت 17:56  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

fitileiha


 با نگاهی به آنچه در این هفته‌ها درباره برنامه «فیتیله» و حواشی آن اتفاق افتاد

چرا فتیله اقناع در عذرخواهی‌ها روشن نیست؟!


 حسن فرامرزی/ عذر خواستن یکی از دلپذیر‌ترین رفتارهای آدمی است. وقتی کسی عذر می‌خواهد نخستین پیامی که به واسطه آن عذر و پوزش به طرف مقابل القا می‌کند این است که متوجه نقصان رفتارش شده است و کمابیش تصویری درست از آنچه انجام داده دارد. این مهم‌ترین پیامی است که فرد متضرر را می‌تواند به سمت آشتی و ترمیم رابطه بکشاند و او را راضی نگه دارد. اما عذر خواستن هم ظرایف و آداب خود را دارد، چه بسا گاهی عذر علیه عذر باشد یا مطابق با آن ضرب المثل معروف، عذرخواهی به گونه‌ای انجام شود که بد‌تر از فعلی از آب درآید که به خاطر آن عذر می‌خواهیم یا‌‌ همان عذر بد‌تر از گناه. مثل کسی که در یک خیابان از پشت با خودرویی تصادف کرده و خسارت قابل توجهی به آن خودرو زده و می‌خواهد همه چیز را با یک عذرخواهی زبانی جمع کند و بعد هم راهش را بکشد و برود. چرا این رفتار به حساب عذر خواستن گذاشته نمی‌شود؟ چون این عذر فعل او را پوشش نمی‌دهد و جبران‌کننده نیست. یا فرض کنید کسی هر بار اشتباه مشابهی را تکرار می‌کند و هر بار هم عذر می‌خواهد. این عذر هم قاعدتاً پذیرفته نخواهد شد چون عذرخواهی مکرر در حالی که آن فعل منجر به عذرخواهی تکرار می‌شود می‌تواند تأثیر عذر را از بین ببرد.

از سرزمین کهن تا فیتیله، از فیتیله تا...

شاید یکی از بهترین مثال‌ها در این باره که در هفته‌های اخیر بخش قابل توجهی از فضای رسانه‌ای کشور را متوجه خود کرد، عذرخواهی رسانه ملی از ترک زبان‌های کشور بود که نسبت به محتوای یکی از آیتم‌های پخش شده در برنامه فیتیله اعتراض کردند. مردم ساکن در استان‌های ترک نشین کشور از آذربایجان شرقی و غربی تا زنجان و سایر استان‌ها بر این باور بودند که آیتم پخش شده در این سریال، موهن و سخیف بوده است. اعتراض‌ها جلوی فرمانداری تبریز تا تجمع دانشجویان دانشگاه تبریز و اعتراض‌ها در ارومیه و زنجان و موضعگیری نمایندگان استان‌های ترک‌نشین گوشه‌ای از اعتراض‌هایی بود که صدا و سیما را به سمت عذرخواهی کشاند و رئیس صدا و سیما در نشست خبری هفته گذشته اعلام کرد علاوه بر برکناری و توبیخ دو نفر از مدیران شبکه دو سیما و چند نفر از عوامل و عناصر تولید و نظارت این برنامه، رسانه ملی از خطای به وجود آمده پوزش می‌طلبد و در ایفای وظایف خود و تحکیم وحدت اقوام و انسجام ملی با همت مضاعف تلاش خواهد کرد.

اما با وجود عذرخواهی رسمی مسئولان صدا و سیما و حتی برنامه سازان فیتیله، بحث‌ها و جدل‌ها  در فضای مجازی ادامه یافت، پدیده‌ای که نشان می‌داد اولاً هنوز بسیاری اقناع نشده‌اند و ثانیاً دیدگاه‌ها و زاویه دید‌ها در این باره کاملاً متفاوت است. در ادامه این اصطکاک‌ها به عینه شکل‌گیری دو جبهه از آرا  و نظرات قابل رصد بود. جبهه‌ای که بر این باور بود رفتار صدا و سیما در نسبت دادن یک رفتار مشمئزکننده به یک کودک ترک زبان نابخشودنی است و باید ساز و کاری را تعریف کرد که در روز‌ها و ماه‌ها و سال‌های آتی شاهد این نوع جسارت ورزی‌ها نباشیم و در آن سو افرادی قرار داشتند که در حمایت از فیتیله‌ای‌ها  یادآور می‌شدند که فیتیله‌ای‌ها ۲۰ و اندی سال، همه کودکان این سرزمین از فارس و ترک و کرد و لر و عرب و بلوچ و گیلکی و مازنی و ... را خندانده‌اند و به زبان طنز به کودکان ما آموزش داده‌اند و حال که دچار اشتباهی شده‌اند انصاف نیست که همه کارنامه ۲۰ و چند ساله آنها را به خاطر یک آیتم زیر سؤال ببریم. آنها البته یک نکته دیگر را هم یادآور می‌شدند که در سریال‌ها و برنامه‌های مختلف صدا و سیما، شوخی‌های مشابهی با قومیت‌های مختلف صورت گرفته است - مثلاً اشاره به شوخی‌های سریال «پایتخت» با مازندرانی‌ها یا شوخی با لهجه آبادانی در «خندوانه» یا شوخی با لر‌ها در «باغ مظفر» و... - بنابراین نباید گمان کنند که این رفتار یک برنامه به عمد، هویت یک قوم ایرانی را نشانه رفته است.

اما استدلال دیگری هم در این باره شنیده می‌شد و آن اینکه اگر قرار باشد در یک برنامه آموزشی، رفتار نادرست یک آدم به نمایش گذاشته شود و فقط از لهجه و گویش تهرانی‌ها استفاده شود آیا تهرانی‌ها حق ندارند معترض باشند که چرا در برنامه‌ها، فیلم‌ها و سریال‌ها فقط تهرانی‌ها برای نشان دادن نقاط تاریک درونی آدم‌ها انتخاب شده‌اند؟

این نخستین و احتمالاً آخرین پرونده صدا و سیما در این باره نیست و احتمالاً نخواهد بود. هنوز دو سالی از مسائل سریال «سرزمین کهن» نگذشته است. سریالی که در‌‌ همان قسمت سوم با اعتراض شدید بختیاری‌ها به محاق رفت. در آن سریال نیز رئیس وقت صدا و سیما با جدی‌تر شدن اعتراض‌ها رسماً عذرخواهی کرد و حتی به عذرخواهی کتبی نیز بسنده نکرد و با پوشیدن لباس بختیاری‌ها به مسجد سلیمان رفت و در آنجا از بختیاری‌ها پوزش خواست. ماجرا در آن سریال نیز به دیالوگی از سوی یکی از شخصیت‌های سریال اختصاص داشت.

 چرا افکار عمومی در عذرخواهی‌ها اقناع نمی‌شود؟

اما موضوع این مطلب آنجاست که می‌خواهد یک پرسش را مطرح کند، بدون آنکه بخواهد از کسی جانبداری کند یا نهادی را زیر سؤال ببرد. سؤال این است: یک عذرخواهی چه قواعدی باید داشته باشد که پذیرفته شود؟

نکته مهم اینجاست که عموماً عذرخواهی‌های رسانه ملی بابت محتوایی که ارائه شده و اسباب رنجش قومیت‌ها را فراهم کرده به سطح اقناع نرسیده است. به این معنا که تغییر چندانی در رفتار معترضان دیده نمی‌شود و اگرچه ممکن است تجمع‌ها از کف خیابان برچیده شده باشد اما آن تجمع‌ها به شکلی دیگر در فضاهای مجازی یا در محفل‌ها دیده می‌شود پس نمی‌توان گفت که پرونده بسته شده است، بلکه چالش به صورت کمون و خاموش به حیات خود ادامه می‌دهد.

اما پرسش مهم در اینجا این است که چرا افکار عمومی در این باره به آن اقناع لازم نمی‌رسند؟ شاید نگاهی به نوع مواجهه رسانه ملی با این موضوع بتواند کلیدی برای فهم این پدیده باشد. البته این نه به معنای ضعف اختصاصی رسانه ملی که به عنوان یک ضعف همگانی در فرهنگ عمومی ما خود را نشان می‌دهد و آن اینکه ما به مفهوم واقعی کلمه «گفت‌وگوی ملی» نداریم و چون گفت‌وگوی ملی وجود ندارد حساسیت‌ها بالا می‌رود و قومیت‌ها حساسیت بالایی خواهند داشت. مثل این می‌ماند که اعضای یک خانواده در یک جغرافیای کوچک به نام خانه دور هم جمع شده‌اند اما گفت‌وگوی چندانی با هم ندارند و امکان و تلاش جدی‌ای هم برای گفت‌وگوی اعضای خانه با هم دیده نمی‌شود. در چنین فضایی احتمال اصطکاک، سوءتفاهم و غلتیدن به تاریک‌ترین وجه از معانی واژه‌های بالا نخواهد بود؟

 عذر فاخر پرطمطراق

بیایید یک بار دیگر به آغاز ماجرا برگردیم. اینکه ما اغلب عذر خواستن برایمان دشوار است و از سیاستمداران و مدیران تا آدم‌های عادی سختمان است که عذر بخواهیم. از سوی دیگر حتی زمانی که عذر می‌خواهیم این کار را به نحو مطلوبی انجام نمی‌دهیم. به این معنا که عذر خواستن، مثل ساختن یک ساختمان، اجزا و ترکیبی دارد و نمی‌شود همین طور آجر‌ها را روی هم گذاشت و بالا برد و انتظار داشت یک ساختمان شکل بگیرد. ازا ین گذشته، صدا و سیما نمی‌تواند هر چند ماه یک بار یکی از برنامه‌هایش را متوقف کند و دستور توبیخ مدیرانش را صادر کند. تا کجا می‌توان این شیوه را ادامه داد؟

مختصات یک رسانه با اتیکت ملی چیست؟

ما وقتی درباره یک رسانه ملی صحبت می‌کنیم درواقع درباره رسانه‌ای سخن می‌گوییم که عنوان ملی را یدک می‌کشد. خوشبختانه معنای ملی و ملت نیز روشن است. وقتی رسانه‌ای از اتیکت ملی برای خود استفاده می‌کند یعنی این رسانه باید صدای متنوع و متکثری از قومیت‌ها، افکار، اندیشه‌ها و صداهای متکثر موجود در درون جامعه باشد و نه یک مونولوگ و صدای واحدی که در همه شبکه‌ها تکثیر شده است. ـ موضوع کانال‌های سراسری است و نه شبکه‌های استانی ـ  نمی‌توان ادعای ملی بودن را داشت اما یک سلیقه را بازتاب داد و دایره‌ای را برای برنامه‌سازی انتخاب کرد که شعاع آن در زاویه دید محدودی قرار دارد و یک ملت را با همه باور‌ها و زاویه دید‌ها پوشش نمی‌دهد. پس از این زاویه می‌شود ادعا کرد عذرخواهی صدا و سیما در برابر گاف‌های رسانه‌ای‌اش پذیرفته نمی‌شود چون فضای گفت‌وگوی ملی در رسانه ملی وجود ندارد.

وقتی ملاک عذرخواهی حجم یک غائله می‌شود

تصور کنید در یکی از برنامه‌های صدا و سیما به یک قومیت اهانت می‌شود یا آن قوم تصور می‌کند که در آن برنامه به موجودیت و هویتش خدشه وارد شده است. صدا و سیما در لحظات اولیه بعد از پخش آن برنامه توهین‌آمیز ساکت است اما به محض اینکه اعتراض‌ها بالا می‌گیرد و کار به تجمع می‌کشد، سراسیمه عذرخواهی می‌کند و حتی حرف از برکناری مدیر و توبیخ و تنبیه به میان می‌آید. در واقع جنس رفتار صدا و سیما در این حوادث نه تشخیص و ارزیابی و تحلیل جامع یک رخداد و بررسی آن بلکه عکس‌العمل بر اساس حجم اعتراضی یک غائله است. مثلاً اگر اعتراض‌ها اندک باشد و یک هنرمند، روزنامه‌نگار یا یک استاد دانشگاه در یک گوشه از یک رسانه، برنامه‌ای از صدا و سیما را نقد کند به راحتی می‌توان از کنارش گذشت و ماجرا را مسکوت گذاشت مثل اعتراض‌ها و نقدهایی که به برخی از برنامه‌های این رسانه وارد می‌شود، اما مدیران و مسئولان و روابط عمومی صدا و سیما کوچک‌ترین واکنشی به آن نقد‌ها و اعتراض‌ها نشان نمی‌دهند.

به مثال تناسب میان رفتار و عذرخواهی برگردیم. به اینکه گاهی عذر علیه عذر رفتار می‌کند و نه تنها اصل زخم را ترمیم نمی‌کند بلکه می‌تواند آن را تشدید کند. گفته شد که تکرار یک رفتار که ما به خاطر آن عذر می‌خواهیم می‌تواند یکی از عوامل عذر علیه عذر باشد. اما پرسش این است که چگونه می‌توان فضایی را پدید آورد که شاهد شکل‌گیری عذر علیه عذر نباشیم؟

 جای خالی گفت‌وگوهای ملی و بین اقوامی

در مثال صدا و سیما احتمالاً بتوان چنین الگویی را پیشنهاد کرد. در این الگو که مبتنی بر گفت‌وگوی ملی است می‌توان میزگردهای واقعی - نه میزگردهای کنترل شده، با آدم‌هایی که در یک دایره بسته و همسو با تفکر و باورهای مدیران صدا و سیما غربال و انتخاب شده‌اند - ترتیب داد. در این میزگرد‌ها - مثلاً در پرونده فیتیله‌ای‌ها - از چند نماینده تفکری که معتقدند به ترک‌ها توهین شده است تا گروهی که بر این باور است توهینی در کار نبوده و ما باید آستانه تحمل‌مان را در برابر شوخی‌ها بالا ببریم و نیز گروهی که معتقد است همه در این کشور از اصناف تا قومیت‌ها، از مدیران تا نخبه‌ها و آدم‌های عادی خودشان را فوق نقد می‌دانند و بنابراین مجال و فرصتی برای شوخی نمی‌دهند و حتی بزرگوارانه از کنار یک اشتباه نمی‌گذرند، در حالی که به هر حال احتمال اشتباه وجود دارد، حضور داشته باشند و این جریان‌ها در یک فضای چالشی به گفت‌وگو با هم بپردازند. واقعیت این است که از رهگذر این گفت‌وگو‌ها و چالشی که این وسط اتفاق می‌افتد بسیاری از واقعیت‌ها بر ما معلوم خواهد شد. البته همین گفت‌وگو‌ها هم می‌تواند حواشی‌ای در جامعه داشته باشد مثل حواشی‌ای که سال‌های گذشته در مناظره‌های زنده نامزدهای ریاست جمهوری شاهد بودیم اما اولاً نفس برگزاری این گفت‌وگو‌ها بهترین تمرین برای گفت‌وگوهای ملی و بین اقوامی است و می‌تواند به وفاق ملی و تصحیح باورهای ما درباره یکدیگر منجر شود، ثانیاً  آیا به خاطر اینکه ممکن است این گفت‌وگو‌ها حاشیه‌دار یا جنجالی باشد می‌توان فضای ایستای فعلی را تا ابد ادامه داد و عذر را علیه عذر به کار برد؟ البته در این نوع برنامه‌ها می‌توان از نخبه‌هایی که اشراف و جامعیت نظر بیشتری دارند، حتی اگر مثل مدیران صدا و سیما فکر نکنند، بهره برد تا منشأ این حساسیت‌ها و راهکار برون رفت از این وضعیت در گفت‌وگو‌ها و تبادل آرا  واکاوی شود، وگرنه وقتی مواجهه  و تبادل آرا در این‌باره وجود ندارد، حتی اگر همه دست‌اندرکاران دخیل در ساخت یک برنامه معزول شوند باز گرهی گشوده نخواهد شد.

منبع: ویژه نامه ایران 7شماره 6081 روزنامه ایران، صفحات6 و7

+ نوشته شده در  شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۴ساعت 18:1  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

خانم معلم مثل مادرم حرف نمی‌زد

نگاهی به موضوع آموزش در مناطق دوزبانه

کلاس اول

شهناز سلطانی/ وقتی اسم «روز اول مدرسه» می آید، برعکس خیلی ها که ذوق زده می شوند و با همین ذوق زدگی خاطره روز اول مدرسه را برای چندمین بار از نو آن هم با آب و تاب تعریف می کنند، اصلاً حال خوشی سراغ من نمی آید. نه اول مهر که همه روزهای مهر کلاس اولم پر از ترس و نگرانی و گاهی هم اشک و تمسخر بود. روز اول مدرسه فقط یکبار لبخند زدم، همین و بس. وقتی خانم معلم اسمم را با صدای بلند خواند و من هم مثل بقیه همکلاسی هایم دستم را بلند کردم و نگاهم به نگاه خانم معلم گره خورد و هر دو با هم لبخند زدیم. ساعت های کلاس در بی خبری من کش آمده بود و فقط گوش هایم را تیز کرده بودم که صدای زنگ را بشنوم و از این حصار ناخواسته بیرون بروم. نه خانم معلم حرف های مرا می فهمید و نه من حرف های او را. آخر خانم معلم مثل مادرم حرف نمی زد!

حرف‌های نامالوف

مدرسه، اولین محیط رسمی‌ای است که کودک را از خانواده و بویژه مادر جدا می‌کند و دروازه‌ای می‌شود برای سوادآموزی او.

دنیای جدیدی که قرار نیست فقط الفبا و اعداد و رقم تحویل بچه‌های 7 – 6 ساله بدهد، بلکه در نگاه اول، باید یک پیوند عاطفی بین معلم و کودک شکل بدهد. این عواطف هم گاهی با نگاه‌های پررمز و راز و گاهی با کلمات ساخته می‌شود.

حال فرض کنید برای کودکی که فضای جدید و آدم‌ها و گویش‌اش، با دنیای مانوس او زمین تا آسمان فرق دارد‌ و نامفهوم است، چه اوقاتی رقم می‌خورد. نیاز به فرضیات نیست. در عالم واقع، با شروع سال تحصیلی جدید برای بسیاری از کودکان دو زبانه در پهنه جغرافیایی کشورمان این اتفاق به کرات می‌افتد.

کودکانی که زبان مادری‌شان چیزی جدا از زبان رسمی نظام آموزشی ماست. حالا این کودک چطور باید با زبانی که سرشار از کلمات نا آشناست، ارتباط برقرار کند؟ این معادله به نظر ساده، در نظام آموزش رسمی ما در فهرست معادلات حل نشده، باقی مانده است. معادله‌ای که حل نشدنش، بخشی از افت تحصیلی و تکرار پایه‌های تحصیلی را رقم می‌زند.

دوزبانه‌ها در صدر

بر اساس آمارهای رسمی، مجموعه نظام آموزشی کشور در سال تحصیلی گذشته، ۴۷هزار مردودی کلاس اولی داشت که بخش قابل توجهی از آن را کودکان دو زبانه تشکیل می‌دادند. گفته می‌شود چیزی نزدیک به ۵۳ درصد.

باید بدانیم ساختار مغزی کودک، بر اساس زبان مادری که سال‌ها با آن حرف زده، فکر کرده و شاد و غمگین شده، شکل گرفته است، اما وقتی همین کودک در مدرسه با زبانی غیر از زبان مالوف خود روبه‌رو می‌شود در اصل شوکی به او وارد کرده‌اند که باید به یک‌باره ساختار شکل گرفته در طول همه زندگی شش - هفت ساله‌اش را تغییر دهد، اما این امر، نه تنها شدنی نیست بلکه علت شروع مشکلات تازه‌ای است که قبلا تصورش را هم نمی‌کرد. انگار، محیط مدرسه که باید برای او خوشایند باشد و او را به خود علاقه‌مند کند، ساز مخالف با او کوک کرده است.

۴۰درصد جمعیت غیر فارسی زبان

براساس سرشماری رسمی کشور، فارسی زبانان ۶۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. این یعنی ۴۰ درصد باقی مانده، غیر فارسی زبان‌اند. بالطبع کودکانی که از این گروه وارد مدرسه می‌شوند، شمار قابل توجهی را شامل می‌شوند. کودکانی که زبان مادری‌شان غیر فارسی است و در بدو ورود به مدرسه با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند و چه از نظر درسی و چه از نظر روحی، آسیب پذیرند. افت تحصیلی در این کودکان، یکی از تبعات نادیده گرفتن زبان مادری در آموزش است.

زبان مادری در نظام آموزشی ما به عنوان یک فرصت دیده نمی‌شود. هرچند بنا به گفته «دکتر علیرضا شریفی» جامعه‌شناس و عضو پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش، پژوهشکده‌ای زیر مجموعه همین پژوهشگاه برای مطالعه روی دوزبانه‌ها در شهر تبریز از ۱۰ سال پیش شکل گرفته که پژوهش‌های مهمی هم در این زمینه انجام داده است. نتیجه این پژوهش‌ها، همسو با پژوهش‌هایی که در دنیا روی دوزبانه‌ها انجام گرفته است، نشان می‌دهد این کودکان به‌واسطه فراگیری دو زبان که یکی زبان مادری است، هم باهوش‌ترند و هم توانمندی بالاتری در حل مشکلاتشان دارند. علاوه بر این، در سازمان ملل متحد، قانونی وضع شده که می‌گوید ابتدای تحصیلات هر کودکی باید به زبان مادری او باشد.

قدمی مثبت اما کوتاه

امسال برای نخستین بار، قدم مثبتی در آموزش زبان مادری در مدارس برداشته شده که برای غیر فارسی زبانان، ذوق وشوق به همراه آورده است. ضمیمه‌ای برای کتاب فارسی دوره اول متوسطه تالیف شده است که به صورت آزمایشی در مدارس شهرستان سقز در استان کردستان تدریس می‌شود.

براساس اصل ۱۵ قانون اساسی که می‌گوید: «زبان و خط مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.» این اجازه به مدارس داده شده که زبان مادری را نیز بیاموزند.

اما برای اینکه زبان مادری در مدارس غیر فارسی زبان آموزش داده شود، راهی طولانی در پیش است. هنوز ما آمار دقیقی از تعداد زبان‌های غیر فارسی و گویش‌های آن‌ها و تعداد جمعیتی  که به هریک از این زبان‌ها تکلم می‌کنند نداریم. علاوه بر موضوع تالیف و چاپ کتاب مناسب برای زبان‌های مختلف، تربیت نیروی انسانی ماهر که باید این آموزش‌ها را ارائه بدهند هم مهم است. با همه این اوصاف، آموزش زبان مادری آن هم در یک پایه تحصیلی در سقز، گام مثبتی است که می‌توان امیدوار بود روزی این آموزش‌ها در بسیاری از مدارس غیر فارسی زبان فراگیر شود و دانش‌آموزان هر خطه، به غنای فرهنگی خود از این مسیر آگاهی پیدا ‌کنند. علاوه بر این آموزش زبان مادری به شرایط روحی و روانی و اجتماعی افراد و همین طور به انسجام بین قومیت‌ها کمک می‌کند.

آموزش علم «زبان علم» می‌خواهد

اما موضوع «آموزش زبان مادری» با موضوع «آموزش به زبان مادری» در مدارس، کاملا متفاوت است. مساله‌ای که به اندازه‌‌ همان موافقان آموزش زبان مادری، مخالف دارد. یک دسته از مخالفان، گروهی از زبان‌شناسان هستند، از جمله دکتر «کوروش صفوی» زبان‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی که معتقد است آموزش علم نیاز به «زبان علم» دارد و حدودا

چهار پنجم زبان‌های دنیا هنوز به این مرحله از پختگی نرسیده‌اند که بتوان با آن علم را آموزش داد. اما او مثل دیگر موافقان آموزش زبان مادری، معتقد است: «آموزش زبان‌های مختلف یعنی شناخت فرهنگ‌های اقوام.»

در اهمیت زبان مادری شک نیست. به همین خاطر از سال ۱۹۹۹میلادی یونسکو روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) را به نام «روز جهانی زبان مادری» نامگذاری و هدف از این نامگذاری را کمک به تنوع فرهنگی و زبانی عنوان کرده

 است.

دوره یک ماهه کافی است؟

براساس سند تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور، برگزاری دوره آموزشی ویژه قبل از دبستان در مناطق دوزبانه کشور الزامی است. بر همین اساس در سال‌های اخیر در برخی از مناطق دوزبانه کشور دوره‌ای یک ماهه برای دانش‌آموزان کلاس اولی برگزار می‌شود که مسئولان امیدوارند با این دوره که در ماه‌های مرداد و شهریور برگزار می‌شود، کیفیت آموزش در پایه اول را فزونی بخشند و از تکرار پایه و همین طور ترک تحصیل در دوره ابتدایی جلوگیری کنند.

 اما شواهد نشان می‌دهد این اقدام، راه حل نهایی مساله گریبانگیر نظام آموزشی ما نیست. نه فقط در کشور ما، بلکه در اکثر کشور‌ها این مشکل وجود دارد که بچه‌ها به چند زبان صحبت می‌کنند. اما در نظام‌های آموزشی پیشرفته مثل کشور سوییس، این مشکل سال‌هاست که حل شده و اساسا دیگر مساله به حساب نمی‌آید و صرفا یکی از مختصات و ویژگی‌های نظام آموزشی آن‌ها محسوب می‌شود. عده‌ای به زبان آلمانی، عده‌ای به زبان فرانسوی و عده‌ای هم به زبان‌های محلی خودشان تکلم می‌کنند، اما دانش‌آموزان، نه مثل برخی از کودکان ما مردود می‌شوند و نه از مدرسه فراری و دلزده.

نتایج تحقیقات بسیاری در دنیا نشان داده کودکان بیش از آنکه ما تصور کنیم در یادگیری زبان دوم و سوم توانمندند. آن‌ها به روشنی می‌توانند از ۳-۴ سالگی شروع به آموختن زبان‌های دوم و سوم کنند. بنابراین اگر زبان مادری، غیر از زبان رسمی باشد، می‌توان به راحتی بعد از فراگیری زبان مادری آموزش زبان دیگر را شروع کرد. از طرفی رسانه‌ها هم در این زمینه می‌توانند کمک کننده باشند. اما در جامعه ما بین زبان آموزش رسمی با زبان محاوره‌ای که در اصل هر دو یک زبانند، تفاوت‌هایی به چشم می‌خورد. کودکی که حتی زبان فارسی هم می‌داند، برای درک مفاهیم کتاب‌های درسی که پر است از کلمات شسته و رفته، گاه با مشکل مواجه می‌شود. حالا در این بین، تصور کنید شرایط کودکی را که غیر از زبان مادری چیزی نمی‌داند و باید هم در محاوره و هم در درک مفاهیم کتاب و واژه‌های غریبش، مهارت نشان دهد. چه بار سنگینی روی دوش اوست و ما چه انتظاری داریم که به سلامت آن را به مقصد برساند. بنابراین نه در فرصت یک ماهه قبل از مدرسه که در فرصت چند ساله قبل از مدرسه باید آنچه را که لازمه فراگیری زبان رسمی است، برای او فراهم کنیم و انتظار معجزه از او نداشته باشیم.

خیلی سخت بود...

 دوستی غیر فارسی زبان با یادآوری روزهای مدرسه می‌گفت: «خیلی سخت» بود. معلم حرف می‌زد و من چیزی نمی‌فهمیدم. بعد‌ها هم که می‌فهمیدم نمی‌توانستم به درستی به زبان فارسی جواب بدهم. فارسی حرف زدن‌هایم فقط محدود به مدرسه و آن هم هر بار فقط چند جمله بود.

نتایج یک تحقیق روی کودکان مناطق دوزبانه نشان داده است اغلب بچه‌ها در برابر سؤالاتی که معلم در کلاس از آن‌ها می‌پرسد واکنش‌هایی نشان می‌دهند که گاهی دردناک است. مثلا گریه می‌کنند، یا سکوت اختیار می‌کنند، یا بهت زده می‌شوند، یا پاسخ نامربوط می‌دهند یا گوش تیز می‌کنند که ببینند بقیه چه پاسخی می‌دهند تا‌‌ همان را تکرار کنند. چرا ما راهی را که به سلامت، کودکان دوزبانه در نظام‌های آموزشی دنیا را به مقصد رسانده است، آزمون نکنیم و سال‌های سال بی‌پروا از آمار افت تحصیلی و ترک تحصیلی و تبعات نا‌بخشودنی آن بر کودکان و نوجوانان و جوانان سخن بگوییم.

 خاطره حک شده درذهن من از روز اول مدرسه یک لبخند بود به اضافه کلی حرف‌ها و سوال‌های نا‌مفهوم...  این خاطره مشترک بسیاری از کودکان دوزبانه است که از سال‌ها پیش شکل گرفته و بر همه خاطرات کودکی و مدرسه‌شان سایه انداخته است. نگذاریم این خاطره تلخ همچنان برای کودکان دوزبانه تکرار شود.

منبع: روزنامه ایران، چهارشنبه 1مهر 1394، شماره 6035، ضمیمه ایران7، صفحات 6 و7

+ نوشته شده در  سه شنبه ۷ مهر ۱۳۹۴ساعت 16:53  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

نجات دریاچه ارومیه

فریادی که به گوش کسی نمی رسد!

احمد حسن نژاد ـ حدود دو دهه‌ي پيش كه روند كاهش آب درياچه‌ي اروميه كليد خورد، هيچ كس فكر نمي‌كرد كاهش سطح آب در عرض كمتر از بيست سال به جايي برسد كه درياچه حالت احتضار به خود گرفته و روي به موت و نابودي كامل بگذارد. اما اين اتفاق در حال افتادن است و هر كس راهش به سواحل درياچه‌ي اروميه بيافتد، به عينه شاهد آن خواهد بود. وضعيت درياچه‌ي اروميه به حدي بغرنج و دردناك است كه سفر به سواحلش ديگر نه تنها چنگي به دل نمي‌زند بلكه مشاهده‌ي حال نزار و جسم نحيف اين فيروزه‌ي آذربايجان، دل هر آدمي را به درد  مي‌آورد. 

اينك پهنه‌ي آبي درياچه جاي خود را به دشت نمك داده و منتظر بادهاي تند و مهيب تابستان نشسته تا طوفان‌هاي نمكي همه‌ي آذربايجان را در هم نوردد و اراضي و باغات حاشيه‌ي درياچه را تا فرسنگ‌ها به نابودي كشاند. اين درحاليست كه مسئولين و متوليان امر به جاي اقدامات عملي تاكنون به برگزاري نشست‌ها و همايش‌‌ها اكتفا كرده و هر روز وعده‌اي نو مي‌دهند. يك روز از انتقال آب زاب سخن به ميان مي‌آورند و ديگر روز به سيراب كردنش با آب ارس مي‌انديشند. غافل از اينكه خطر نزديك است و زماني براي حرّافي و حرف‌هاي صدمن غازشان باقي نمانده است. 

اكنون سال‌هاست شاهد حرف و حديث‌هايي در چون و چرايي عقب‌نشيني آب درياچه و ارايه‌ي راهكارهاي متعددي در ممانعت از نابودي آن از سوي طيف‌هاي مختلف هستيم. به گونه‌اي كه حتي گاهاً روند بگو مگوها، شكل جدال به خود گرفته و با آغشته شدن به مسايل سياسي، بروز يكسري تزاحم و درگيري‌ها را اجتناب‌ناپذير نموده است. با همه‌ي اين اوضاع و احوال، آنچه كه هرگز از سوي مردم آذربايجان به فراموشي سپرده نشده، خواسته‌ي به حق آنها در اقدام عملي هرچه سريع‌تر مسئولين براي جلوگيري از خشكي درياچه‌ي اروميه است. خواسته‌اي كه به قول دكتر جبارزاده استاندار آذربايجان شرقي، حيات و ممات منطقه‌ي آذربايجان در گرو آن است. 

هرچند تشكيل »ستاد احیای دریاچه ارومیه« پس از سال‌ها به انتظار مردم آذربايجان در ايجاد بستر لازم براي يافتن راهکارهای عملیاتی براي نجات درياچه‌ي اروميه پايان داد، ليكن چنانچه دولتمردان كشورمان، نجات درياچه اروميه را در اولويت برنامه‌هاي كاري دولت قرار ندهند، بي‌شك ديگر تشكيل كارگروه‌ها و ستادهاي مختلف براي احياي آن، دردي را دوا ننموده و شمال‌غرب كشور را با يك بحران بزرگ زيست‌محيطي روبرو خواهد ساخت. بحراني كه پيامدهاي ناگوار اقتصادي، اجتماعي و سياسي آن محصور به آذربايجان نشده و دامان تمام كشور را فرا خواهد گرفت. 

درست است كه به گفته‌ي ابتكار، به دنبال پيش‌بيني 200ميليارد ريال اعتبار در بودجه قرار است گام‌هاي نخست براي احياي درياچه‌ي اروميه در سال 93 برداشته شود اما همانگونه كه خود ايشان نير متذكر شده‌اند نه اعتبارات مذكور براي احياي درياچه‌ي اروميه كافي هست و نه همت و تلاش فعلي مسئولين و متوليان امر. چرا كه به گفته‌ي كارشناسان درياچه‌ي اروميه، 70درصد وسعت خود را از دست داده است و با روند فعلي تا سه سال دیگر کاملاً خشک خواهد شد. 


در اينجا لازم به يادآوري است كه اندك اقدامات و تلاش‌هاي صورت گرفته از سوي مسئولين در ماه‌هاي اخير، ثمره‌ و نتيجه‌ي سال‌ها تلاش فعالان فرهنگي، علمي، اقتصادي، سياسي و ديگر توده‌هاي مختلف مردم آذربايجان در راستاي نجات درياچه اروميه است و اين مهم بايستي پاس داشته شود. مردم نيز بايستي مدنظر داشته باشند كه مسير تحقق خواسته‌ي مشروع و قانوني‌شان در احياي درياچه‌ي اروميه از سنگلاخ سخت و پرمشقت صبر و پايداري مي‌گذرد و براي نجات آذربايجان از يك بحران بزرگ بايستي حضوري جدي در صحنه داشته باشند.


+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:14  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

وقف و پویایی فرهنگ اسلامی در ربع‌رشیدیه


تهيه و تنظيم: احمد حسن نژاد

مجموعه‌ي ربع رشیدیه تبريز را مي‌توان در جرگه‌ي یکی از تاریخی‌ترين و ارزشمندترين بناهاي كشور دانست. اين بنا چه از جهت قدمت و عظمت و چه از لحاظ جايگاه علمي حايز اهميت مي‌باشد. به عبارتي مي‌توان گفت ربع‌رشيديه بارزترین نمونه‌ي سعی و تلاش دست‌اندرکاران اصلاحات غازان‌خان در عرصه‌ي تعالی و رشد و پویایی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در چهارچوب اندیشه‌های عصر ایلخانی به شمار می‌آید.

ربع‌رشیدیه در خيابان عباسي، منتهی به محله‌ي باغمیشه و بیلانکوه واقع شده است. این محل كه در گذشته از هر طرف محدود به باغات و انبوه درختان بوده و از حیث آب و هوا یکی از خوش اقليم‌ترين نقاط تبریز به شمار مي‌رفته، هم اكنون در بين انبوه خانه‌هاي مسكوني محصور گرديده است.

«نادر میرزا» صاحب کتاب تاریخ و جغرافی «دارالسلطنه تبریز» در رابطه با اين بنا می‌نویسد: «بدان سان که من به تبریز بودم، اثری بسیار از آن برجای بود، در سفح جبل سرخاب، همه از آجر و گچ. من و همسالان بدان جاها به تفرج همی شدیم، به مؤدب و ملازم. خانها (خانه ها) بود و طاق‌ها و دیوارها، بیشتر مقرنس، و سنگ‌ها همه یک روش تراش کرده و به اصل دیوارها به کار برده. بومیان تبریز این جا را »رشیدیه« گفتندی. سنگ و آجر این بنا [را] مردم بی‌تربیت برکندند و به کار بردند به عمارت خویش. اکنون هیچ از آن به جای نمانده، مگر گودال‌ها که برای استخراج سنگ و آجر حفر کرده‌اند و پی و ریشه، برخی عظیم در تلی مشرف به کوی باغمیشه. و این بنا به شمال تبریز به جای است. چون با سنگ و آجر و آهک خالص با کمال دقت عمارت شده است، متین و استوار است. تبریز را بدان حکومت نیست، وگرنه کجا گذاشتندی پاره آجری آن جا بماند».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲ساعت 19:19  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

تبريز در سفرنامه‌ي كلاويخو

نگاهي به تبريز و منازل و شهرهاي پيرامون آن در اوايل قرن نهم هجري


احمد حسن نژاد ارزیل ـ سفرنامه‌ي كلاويخو(1) يكي از ارزشمندترين سفرنامه‌هاي به يادگار مانده از ايران دوران قبل از صفويه است. اين كتاب سندي دقيق و مشروح از اوضاع اجتماعي، اداري و سياسي دوران پرآشوب فرمانروايي تيمور به حساب مي‌آيد. سفرنامه‌ي كلاويخو حاصل سفر «روي گونزالس كلاويخو» رييس تشريفات و سفير هانري سوم پادشاه كاستيل و ليون يا همان اسپانيا در دربار تيمور است. 

در آخرين سال‌هاي قرن چهاردهم ميلادي، قسطنطنيه پايتخت بيزانس (روم شرقي) از سوي تركان به شدت تهديد مي‌شد. سلطان بايزيد در پشت دروازه‌ي قسطنطنيه اردو زده بود و هر روز بيشتر به شهر رخنه مي‌نمود. در حالي كه قسطنطنيه آخرين نفس‌هاي خود را مي‌كشيد، ظهور تيمور و پيشروي وي به سوي آسياي صغير و شكست بايزيد در نبرد آنقره از تيمور آن را نجات داد و سقوطش را نيم قرن ديگر به تاخير انداخت. در چنين شرايطي اميران و پيشوايان اروپايي از سقوط و نابودي روم شرقي سخت هراسناك شده بودند. آنها به هر دري مي‌زدند تا بلكه راه چاره‌اي براي ممانعت از سقوط بيزانس بيابند. ظهور تيمور در حقيقت همان روزنه‌ي اميدي بود كه جهان مسيحيت دنبالش مي‌گشت. بنابراين اروپاييان فرصت را غنيمت شمرده و درصدد استفاده از توان نظامي تيمور در مقابله با پيشروي تركان در قلب اروپا برآمدند. هرچند از مضمون نامه هانري سوم به تيمور اطلاعاتي در دست نيست اما مي‌توان حدس زد؛ هدف هانري سوم از اعزام هيئت به دربار تيمور كسب اخبار درست و مقرون به واقعيت از اوضاع امپراطوري تيمور و تحريك وي جهت حمله‌ي مجدد به امپراطوري تركان عثماني بود. 

در هر حال كلاويخور در روز بيست و يكم مي 1403ميلادي در رأس يك هيئت سه نفره با تعداد زيادي خدمه از مسير درياي مديترانه عازم سمرقند شد. آنها در مسير خود از شمال‌غربي ايران گذشته و با عبور از تبريز و سلطانيه و نيشابور و مشهد وارد آسياي ميانه شدند و بالاخره در هشتم سپتامبر 1404ميلادي به سمرقند رسيدند و نامه هانري سوم را به همراه هدايا و پيشكش‌ها تقديم تيمور نمودند.

هيئت پس از 84 روز اقامت، بدون آنكه پاسخي براي نامه‌شان دريافت كنند بيست و يكم نوامبر سمرقند را به ترك كردند. در اين هنگام تيمور سخت بيمار بود و پزشكان مرگ وي را پيش‌بيني مي‌كردند. كلاويخو و هيئت همراهش اين بار نيز از مسير خراسان وارد ايران شده و بعد از سمنان و قزوين و سلطانيه به تبريز رسيدند. اما مرگ تيمور و شعله‌ور شدن جنگ قدرت در خاندان حكومت، آنها را ماه‌ها در اين شهر متوقف ساخت. و سرانجام سپيده دم بيست و دوم اوت 1405 از تبريز به راه افتاده و بيست و چهارم مارس 1406ميلادي به قلعه‌ي حنارس رسيده و به حضور هانري سوم بار يافتند.

همچنانكه گفته شد كلاويخو و هيئت همراه وي در اين سفر سه ساله دو نوبت از تبريز ديدن كردند. نوبت اول در مسير رفت به سمرقند بود كه چهارشنبه 11ژوئن(2) 1404 وارد تبريز شده و نه روز توقف كردند و بار دوم در مسير برگشت به اسپانيا بود كه 31 فوريه وارد تبريز شده و در خانه‌ي يكي از ارمنيان ساكن مي‌شوند. اما اين بار به دليل جنگ‌هاي ناشي از مرگ تيمور و تصاحب قدرت در خاندان وي، اجباراً حدود شش ماه در اين شهر ماندگار مي‌شوند. 

كلاويخو در سفرنامه‌ي خود اطلاعات مبسوطي از تبريز اوايل قرن هشتم ارايه مي‌دهد كه اين اطلاعات از هر جهت براي محققين حايز اهميت‌اند. وي از وجود خيابان‌هاي پهن و ميادين وسيع در سراسر شهر تبريز خبر داده و مي‌نويسد: در پيرامون آنها ساختمان‌هاي بزرگ ديده مي‌شود و درِ آنها به ميدان‌ها باز مي‌شود. كاروانسراها نيز چنين است. در آنها دستگاه‌هاي مجزا و دكان‌ها و دفترها ساخته‌اند كه از آنها استفاده‌هاي گوناگون مي‌كنند.

وي با اشاره به رونق بازارهاي تبريز و فروش همه گونه كالا در آنها مي‌نويسد: در بازار پارچه‌هاي ابريشم و پنبه و تافته و ابريشم خام و جواهرات و همه گونه ظروف مي‌توان يافت. در واقع گروه كثيري بازرگان و مقادير بسياري كالا در اين شهر وجود دارد. 

كلاويخو جامه‌ي زنان تبريزي را به هنگام تردد در خيابان و بازار چنين توصيف مي‌كند: پارچه‌ي سفيدي كه سراپاي آنها را مي‌پوشاند و نقابي از موي اسب كه بر چهره مي‌افكنند تا هيچ كس آنها را نشناسد. وي همچنين از حضور چشمگير زنان در بازار تبريز خبر داده و مي‌گويد: در بعضي از كاروانسراها كه در آنها وسايل و لوازم آرايش و عطريات زنان فروخته مي‌شود، زنان به دكان‌ها و حجره‌هاي آنان مي‌آيند تا از آنها بخرند. زيرا اين زنان عطر و روغن بسيار بكار مي‌برند.

وجود ساختمان‌هاي زيبا و مساجد بسيار در تبريز از ديگر موارديست كه كلاويخو از آن سخن به ميان آورده است. مخصوصاً مساجدي كه با كاشي‌هاي آبي و طلايي آراسته شده‌اند و كاسه‌هايي بلورين براي چراغ‌ها در آنها گذاشته‌اند. 

وي در ميان ساختمان‌هاي تبريز به كاخي بسيار بزرگ و زيبا اشاره مي‌كند كه توسط سلطان اويس جلاير ساخته شده بود و در آن بيست هزار اتاق و دستگاه‌هاي مجزا و مستقل ديده مي‌شد. ساختمان مذكور در آن زمان به »دولتخانه« معروف بوده است. با اينكه قسمت اعظم كاخ دولتخانه به هنگام بازديد كلاويخو از تبريز هنوز استوار و پابرجا بوده است، ليكن گويا بسياري از ساختمان‌هاي زيباي تبريز به فرمان »ميرانشاه« پسر ارشد تيمور ويران شده بوده‌اند.

علاوه بر مساجد زيبا و نفيس و گرمابه‌هاي عالي و كم‌نظير تبريز كه كلاويخو بدان‌ها اشاره مي‌كند، وجود سقاخانه‌هاي عديده در خيابان‌ها و ميادين شهر از موارد ديگريست كه توجه وي را به خود جلب كرده‌اند. وي مي‌نويسد: در سقاخانه‌ها به هنگام تابستان يخ مي‌اندازند و نيز ليوان‌هاي مسي و برنجي در آنجا گذاشته‌اند تا با آن آب بياشامند.  

سكنه‌ي تبريز در آن دوره بسيار بوده است. چرا كه كلاويخو جمعيت آن را در حدود دويست هزار خانوار يا بيشتر مي‌داند. و در جايي ديگر از سفرنامه، هنگامي كه قزوين را توصيف مي‌كند، مي‌نويسد: در گذشته شمار خانه‌هاي قزوين از همه‌ي شهرهايي كه در آن حدود ديديم بجز تبريز و سمرقند بيشتر بود.

كلاويخو در سفرنامه‌اش از ديگر شهرها و دهات و اماكن پيرامون تبريز نيز نام مي‌‌برد. وي تسوج را شهري زيبا و پرجمعيت كه در كنار درياچه‌ي شور واقع شده و محيط آن در حدود يكصد ميل است، توصيف مي‌كند و از وجود سه جزيره‌ي مسكون در درياچه‌ي مذكور كه همان اروميه است خبر مي‌دهد. كوزه‌كنان را قريه‌اي كه سابقاً محل بزرگي بوده و فعلا بيشتر قسمت‌هاي آن ويران است، وصف كرده و مي‌نويسد: گويند باعث اين ويراني امپراطور تاتار طغتمش‌خان بود كه از امير تيمور شكست يافت و از قدرت افتاد و چنانكه بيايد ديگر توانايي چنين كارها را ندارد. كلاويخو نوشته كه در كوزه‌كنان بسياري از ارمنيان را ديده كه در آنجا مسكن داشتند. وي در مسير كوزه‌كنان به تبريز از دهي به نام «چاوسكاد» نام مي‌برد كه در دشت واقع شده و گرداگرد آن را بيشه‌ها و بوستان‌ها و درختان ميوه و درختان سايه‌دار با تپه‌هايي كه در آنها نهرها و جويبارهاي بسيار جاريست، گرفته است. در مسير تبريز به سلطانيه نيز از قلعه‌ي سعيدآباد و دهكده‌ي  اوجان و سيگان و تونگلار و نيز دژ ميانه و شهر زنجان نام مي‌برد.    

وي همچنين به دشتي به نام «ويان» اشاره مي‌كند كه در ده فرسخي غرب تبريز واقع شده و لشكرگاه عمرميرزا نوه تيمور است. و نيز از دژ و حصاري به نام «اسارك» در پنج فرسخي تبريز سخن مي‌راند كه عمرميرزا پس از دستگيري برادرش ابوبكر ميرزا و زنداني كردن وي در سلطانيه عازم آن شد تا در آنجا از سپاهيان خود سان ديده و با توديع سفيرات ترك و اسپانيا آنها را به سوي ميهن خويش روانه سازد. اما فرار ابوبكرميرزا از زندان، وي را بار ديگر به سلطانيه كشاند.


1. سفرنامه كلاويخو، ترجمه مسعود رجب‌نيا، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ دوم، 1366

2. در سفرنامه كلاويخو تاريخ ورود هيئت به تبريز در مسير رفت به سمرقند چهارشنبه 15ژوئن ذكر شده كه اشتباه است و بايستي چهارشنبه 11ژوئن باشد. چرا كه هيئت پس از 9روز توقف، به تاريخ جمعه 21ژوئن تبريز را ترك كرده است. 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲ساعت 19:13  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

 در واکنش به اقدامات شرم آور در دانشگاه آزاد ورزقان

عاملان این امر در واقع خائن به وطن هستند!

جعفر خضوعی

ما امروز به امانتی بزرگ به نام منطقه ارسباران و قره داغ صاحب هستیم


سلام

امیدوارم حالتان خوب باشد.

از این که دیر جویای حال شدم، پوزش می خواهم.


از شنیدن این خبر سخت ناراحت شدم. این کارها درست نقطه مقابل جهش آگاهی و خیزش مدنی برای عمران و آبادانی و رشد و توسعه منطقه قره داغ است.
اگر عاملان و آمران این کارها به مسئول خاصی در سطح شهرستان متصل باشند، گویای این است که خرده گروه محفلی برای قبضه کردن همه ی عرصه ها و صحنه ها دست به هر کاری می زنند و برای آن ها هدف وسیله را توجیه می کند.
حتی اگر شما مخالف سرسخت چنین مسئول و گروهی هم باشید، این از اصول اولیه مردم سالاری و منش دینی حکومت علوی به دور است که دست به حذف و تخریب بزنند.
متاسفانه در سال های اخیر این قبضه کردن ها و این مصادره امور در اغلب شهرهای ما رخ داده است.
خودی سازی های سطوح مدیریتی ضربه بزرگی به توسعه منطقه است و حتی موجب پسرفت آن می شود و عاملان این امر در واقع خائن به وطن هستند. اگر این رویه نهادینه شود، خسارت جبران ناپذیری به منطقه می زند. به نظرم می رسد که باید آگاه سازی شود. باید چنین اشخاصی زیر سوال قرار گیرند. اگر نماینده است باید به کمیسیون اصل نود شکایت شود. اگر مسئول دولتی است همین طور. همه چیز باید بر مدار قانون طی شود و هیچ کس نباید در برابر بی قانونی سکوت کند.نقش رسانه ها در این موضوع مهم تر است و باید در انعکاس واقعیت ها به طور جد وارد عمل شوند.

+ نوشته شده در  جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲ساعت 20:2  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 


آقاي استاندار! مرعوب ارباب زر و زور نشويد!

احمد حسن‌نژاد ارزيل


سلام آقاي استاندار! سلام! هفته‌هاست انتظار آمدنت را مي‌كشيم، بي‌آنكه بدانيم كي هستيد و چه هنري داريد. روزهايمان را با تورق صفحات نشريات و سايت‌هاي خبري به شب مي‌رسانيم تا بلكه نامي و نشاني از شما بيابيم. ليك، دريغ از يك نشان كوچك. هر چه بيشتر تلاش مي‌كنيم، مانده‌تر مي‌شويم و نوميدتر. با همه‌ي اينها آموخته‌ايم انتظار زيباست. براي همين باز چشم به راه‌تان مي‌مانيم. اميد داريم هر چه زودتر چشم‌‌مان به ديدارتان منور شود. با اين حال منتظر ورودتان ننشسته، سفره‌ي دل‌مان را براي‌تان مي‌گشاييم، شايد تو يكي گوش شنوايي داشته باشي و اندك جربزه‌اي.
آقاي استاندار! به شهر و استان ما خوش آمديد. براي‌تان آرزوي موفقيت داريم. آرزو داريم كاري نكنيد مثل خيلي از استاندارهاي ديگر بعد از رفتن‌تان همه جشن و پايكوبي راه بيندازند. آرزو داريم خود را در كاخ استانداري زنداني نكنيد. با مردم اخت شويد و به دردشان برسيد. آرزو داريم، مشاوران و معاونان‌تان را از بين همين مردم رنج‌كشيده برگزينيد نه از بين سياستمداران بي‌درد شيك‌پوش و از بيني فيل افتاده. آقاي استاندار! چون هنوز تو را نديده‌‌ايم، پس در مورد لياقت و شايستگي‌ات نمي‌توانيم اظهارنظر كنيم. اما تو را به خدا، شر مديران نالايق را از سر اين مردم كم كنيد و به جايشان مديراني شايسته بگماريد. فاميل‌بازي و باندبازي را از ادارات و سازمان‌هاي استان ريشه‌كن كنيد و دست آناني را كه هيچ علقه‌اي نسبت به مردم و كشورشان ندارند، از مناصب دولتي كوتاه نماييد.
آقاي استاندار! هنوز نمي‌دانيم از كجا مي‌آييد. زاده‌ي كدام شهر و آبادي هستيد. تا به حال چه‌ها خورده‌ايد و چه‌ها پوشيده‌ايد. اما خوب مي‌دانيم آناني كه خود را تافته‌ي جدابافته از مردم بدانند، هرگز موفق نمي‌شوند. ما كاري به شهر و ولايت‌تان نداريم. ما مي‌خواهيم به ارزش‌ها و فرهنگ اين مردم احترام بگذاريد. دل‌تان را از نفاق و دورويي صاف كنيد و آنچه بر زبان مي‌رانيد، به كار آريد.
آقاي استاندار! اگر تاريخ خوانده باشيد حتماً مي‌دانيد، آذربايجان ما زماني براي خود اسم و رسمي داشت. ايالتي بود كه از بناگوش تهران شروع شده و به ماكو ختم مي‌گشت. اما آنان كه چشم ديدنش را نداشتند، چون گوشت قرباني تكه تكه كردند و بر هر تكه‌اش نامي ديگر نهادند. بخش اعظم ايالتي كه زماني به نام آذربايجان مفتخر بود الان با نام‌هاي زنجان و قزوين و اردبيل شناخته مي‌شود. اما اين تمام قصه نيست. باز هستند كساني كه روياي زايش استان و استان‌هايي ديگر را در سر مي‌پرورانند، آن هم با نام‌هاي مجعولي كه قدمتي به بلنداي يك قرن هم ندارند.
آقاي استاندار! در همين ابتداي كار بايد بدانيد در استان ما خيلي‌ها آرزوي مستقل شدن دارند. چه بخش‌هايي كه دنبال شهرستان شدن نيستند و چه دهستان‌هايي كه با آرزوي بخش شدن شب را به روز نمي‌رسانند. و يا چه شهرستان‌هايي كه سال‌هاست به اميد انتزاع حوزه‌ي انتخابيه‌شان و داشتن يك كرسي مستقل در مجلس روزشماري نمي‌كنند. شما بر اينها بيفزاييد، روستاهايي را كه هواي شهرش شدن بر سرشان زده است و يا آبادي‌ها و دهستان‌ها و بخش‌هايي كه بازنگري در تقسيمات سياسي استان را خواستارند.
آقاي استاندار! اين جا مردم دو گروه‌‌‌ند. گروهي درد نان دارند و گروهي ديگر درد پول و نام. گروه اول در اكثريتند و گروه دوم در اقليت. اما اين رسم ديرينه‌ي روزگار است كه هميشه گروه دوم بر مسند باشند و بر اكثريت حكم رانند. آقاي استاندار! به احتمال قريب به يقين شما از گروه اول نيستيد. اما اي كاش بوديد و از نزديك درد اين گروه را لمس مي‌كرديد و اجازه نمي‌داديد گروه دوم اينان را نردبان ترقي خود قرار دهند. شما بهتر مي‌دانيد از چه كساني حرف مي‌زنيم. همه‌شان را مي‌شناسيد. اگر هم نمي‌شناسيد، زياد مهم نيست، چرا كه به زودي براي عرض ارادت به خدمت خواهند رسيد. براي‌تان دسته‌گل‌ها خواهند آورد و جعبه شيريني‌ها تقديم خواهند كرد. اينان مگسان دور شيريني نيستند، اينان زالوهاي جامعه‌اند. دامن از آنها پاك كنيد و شيفته‌ي ظاهر زيبا و كت و شلوار اتو كشيده‌شان نشويد. هميشه طريق حق و انصاف در پيش گيريد و نمّامان و سخن‌چينان را از خود دور سازيد. اگر مي‌خواهيد از خود نام نيك به يادگار بگذاريد، حتماً رضاي حق و خلق را در نظر بگيريد و مرعوب ارباب زر و زور نشويد.
آقاي استاندار! اين مردم صورت خود را با سيلي سرخ نگه مي‌دارند. شما لطف كنيد سيلي ديگر بر گونه‌شان ننوازيد. اينان صبح تا شب را به اميد كسب لقمه ناني حلال مي‌دوند، لطف كنيد اگر باري از دوش‌شان برنمي‌داريد لااقل باري بر آن نيفزايد. آقاي استاندار! صنايع كوچك و بزرگ ما در اثر بي‌توجهي و بي‌تدبيري برخي از مديران يا تعطيل شده‌اند و يا با كمترين ظرفيت كار مي‌كنند. لطف كنيد گوشه‌ي چشمي نيز به آنها داشته باشيد. نگذاريد صنايع و كارخانجات مادر استان به حراج گذاشته شوند. از سرمايه‌داران و كارخانه‌داران استان دلجويي كنيد و آنها را به سرمايه‌گذاري در منطقه ترغيب نماييد. اجازه ندهيد هر كس و ناكسي با آبرو و حيثيت فعالان اقتصادي استان بازي كند.
آقاي استاندار! روستاهاي ما از جمعيت فعال خالي شده‌اند. اگر زحمتي به خود داده و به روستاها سركشي كنيد، حتماً با يك عده پير و پاتال روبرو خواهيد شد كه نه توان كار دارند و نه توان مديريت. اگر به توسعه‌ي متوازن شهرها مي‌انديشيد، در گام نخست زندگي را به روستاها بازگردانيد. روستاها بيش از برق و گاز و تلفن به نيروهاي خلاق و متخصص و آموزش ديده نياز دارند و به طرح‌هاي اقتصادي سودده كه جوانان روستايي را از سرازير شدن به شهرها باز دارند. آموزش روستاييان را در صدر برنامه‌هاي كاري خود قرار دهيد و از كشاورزان و باغداران و دامداران حمايت كنيد.
آقاي استاندار! اعتياد خانواده‌هاي زيادي را نابود كرده و مي‌كند، آستين بالا زده و كاري كنيد. اين مردم اگر زبان به شكوِه باز نمي‌كنند، نه از ترس بلكه از شرافت‌شان است. اين مهم را هميشه در تصميم‌گيري‌هاي‌تان لحاظ كنيد. كاري نكنيد كاسه‌ي صبر مردم پر شود و آن شود كه نبايستي بشود.
آقاي استاندار! محيط‌زيست در استان ما مظلوم‌ترين چيزيست كه مي‌توانيد سراغش را بگيريد. در استان ما نه به باغات رحم مي‌شود، نه به كوه‌ها و دره‌ها و رودخانه‌ها و بركه‌ها و درياچه‌ها. باغات و مزارع در اثر ساخت و سازهاي بي‌در و پيكر نابود مي‌شوند، جاده‌ها سينه‌ي كوه‌ها و جنگل‌ها را مي‌شكافند و سدها، رگ‌هاي حياتي بركه‌ها و درياچه‌ها را مي‌بندند. در كل آنچه در استان ما اتفاق مي‌افتد همه‌اش به ضرر محيط‌زيست تمام مي‌شود. خيالت راحت باشد حتي جانوران و حشرات نيز از دست برخي‌ها مصون نيستند. ديگر نه از آهوان خبري هست، نه از خرگوش و نه از كبك. درياچه اروميه هم كه در حال احتضار است و وضعيتش نيازي به توصيف ندارد. حال واحوال جنگل‌هاي قره‌داغ نيز هيچ جاي تعريف ندارند. بخشي از جنگل‌هايش را عشاير و ساكنان منطقه از بين مي‌برند و بخش ديگرشان قرباني بهره‌برداري از معادن و جاده‌سازي‌هاي غيراصولي مي‌شوند. از چه بگوييم كه هر جا پاي ماشين و تكنولوژي رسيده يا به بيابان تبديل شده و يا در حال تبديل شدن است.
آقاي استاندار! از ميراث فرهنگي و صنايع دستي استان نپرس كه چيز قابلي براي عرضه نداريم. ارك را در ميان حصار زنداني كرده‌ايم و مسجد كبود را در بين ابنيه‌ي تجاري مخفي. ربع رشيدي سال‌هاست به سوژه‌ي تبليغاتي سياستمدار نماها بدل شده است. ابنيه و خانه‌هاي تاريخي يكي پس از ديگري با خاك يكسان مي‌شوند. اغلب سنگ‌قبرهاي تاريخي به يغما رفته‌اند. و محوطه‌هاي تاريخي و باستاني استان در اثر حفاري‌هاي غيرمجاز بيشتر به جگر زليخا شباهت دارند تا محوطه‌ي تاريخي.
آقاي استاندار! استان ما زماني بزرگترين توليدكننده فرش دستبافت بود. آن هم نه از نوع تابلو فرش و زرنيم و خالچا. اينك در سايه‌ي تلاش شبانه‌روزي مديران نه از آن قالي‌هاي دستبافت روستايي خبري هست و نه از آن همه دار قالي ريزبافت شش و نه و دوازده و هجده و بيست وچهار متري. در بازار فرش تبريز تا چشمت كار مي‌كند تابلو فرش هست و تابلو فرش و تابلو فرش. قالي‌باف‌ها ترجيح مي‌دهند آواره‌ي پايتخت و شهرهاي مركزي كشور شوند و كارگري كنند اما ديگر پشت دار ننشينند. چرا كه آنچه براي‌شان باقي مي‌ماند بيماري‌هاي عصبي است و ضعف بينايي و صد كوفت و زهرمار ديگر.
شما را قَسَمت مي‌دهيم به هر آنچه كه باور داريد. و قَسَمت مي‌دهيم به آن كتابي كه خوانده‌ايد، آناني را كه سنگ لاي چرخ توسعه‌ي استان مي‌گذارند به مردم معرفي كنيد. اگر در مسير اداره‌ي استان به مشكل و مانعي برخورديد، با مردم در جريان بگذاريد و از آنها كمك بگيريد. و اگر خود را در اداره‌ي استان ناتوان يافتيد، مرد و مردانه كنار بكشيد و جاي‌تان را به افرادي توانمندتر از خود وا نهيد.

*چاپ شده در شماره ۴۷ ماهنامه تدبیر فردا

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ساعت 21:28  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

سدی که به جای حیات، ممات آورد!

آب­بند کانال کشاورزی لیلاب و نقش آن در نابودی اکوسیستم رودخانه­ی حاجیلار

احمد حسن­نژاد ارزیل ـ شکی نیست دگرگونی و تغییرات ایجاد شده توسط بشر در طبیعت به منظور بهره­گیری بیشتر از منابع طبیعی، پیامدهای سوئی بر محیط­زیست در پی خواهد داشت. پیامدهایی که برای کاهش و به حداقل رساندن دامنه­ی آنها بایستی به موقع چاره­اندیشی کرد وگرنه با به هم خوردن اکوسیستم طبیعی منطقه، نه تنها انسان­ها متضرر خواهند شد، بلکه محیط­زیست و پوشش گیاهی و جانوری منطقه به نابودی کشیده خواهد شد.

ساخت سدها و کانال­ها یکی از بزرگترین دخالت­ها و دست­اندازی­های بشر در محیط زیست به حساب می­آید. دخالتی که در کنار مزایا و منافع بی­شمارش، آثار زیان­بار و تخریبی زیادی بر جای می­گذارد. یکی از آثار زیانبار سدها در چرخه­ی حیات را می­توان به عینه در روند زندگی آبزیان مشاهده کرد. آبزیان در رودخانه­ها دارای تنوع گوناگونی هستند، تنوعی که با ساخت سد و بسته شدن جریان مستقیم آب، سیر نزولی به خود می­گیرد. تغییر شرایط رودخانه­ای به دریاچه­ای باعث خنک شدن آب خروجی سدها نسبت به آب سطحی دریاچه­ی پشت سد و رودخانه­های بالادست آن خواهد شد. اتفاقی که بر زندگی، تراکم، تنوع گونه­ای و غیره موجودات پایین­دست سد تاثیر خواهد گذاشت.

اکوسیستم و محیط­زیست بالادست سدها نیز از تاثیرات سوء احداث سدها و آب­بندها بی­نصیب نیستند. کاهش سرعت جریان آب در بالادست سد و دریاچه­ی آن، باعث انباشته شدن لای و سیلت می­شود. این امر در حیات جلبک­ها اعم از چسبنده و رشته­ای غیرمنشعب تاثیر منفی گذاشته و آنها را نابود می­کند. و چه بسا با نابود شدن یک حلقه از اکوسیستم،  نابودی حلقه­های دیگر زنجیره­ی اکوسیستم سرعت یابند. به عنوان مثال این مساله سبب می­شود گونه­های جانوری که خود را با جریان پیشین آب سازگار کرده بودند، نابود شده و گونه­هایی که با شرایط فعلی سازگاری بیشتری دارند، جایگزین آنها شوند.

ماهیان به عنوان فراوان­ترین جانوران آبزی رودخانه­ها، بیشترین صدمه را از سدسازی متحمل می­شوند. آنها همچون ماهیان دریاهای آزاد، مدام در حال مهاجرت هستند و هر کدام از مراحل تغذیه، رشد و تخمگذاری­شان نیازمند شرایطی متفاوت است. برخی از آنها در فصول گرم سال برای تخم­ریزی، در خلاف جریان آب حرکت می­کنند  تا خود را به بالادست رودخانه­ها که جریان آب بسیار آرام است، برسانند. با احداث سدها و آب­بندها بر روی یک رودخانه این مسیر قطع می­شود. قطع شدن این مسیر، تخم­ریزی و تغذیه­ی ماهیان را دچار اختلال کرده و زمینه­ی نابودی گونه­های نایاب ماهی­ها و کاهش جمعیت آنها را فراهم می­سازد.

با گسترش صنعت سدسازی در کشور، متاسفانه این اتفاق نامیمون بیولوژیکی در اغلب رودخانه­ها حادث شد. این در حالیست که بیشتر این سدها و آب­بندها، اندکی پس از افتتاح به دلیل انباشته شدن تلی از گل و لای در پشت­شان، تعطیل شده و بلااستفاده رها شده­اند و نه تنها هیچ نفعی غیر از بی­آبی رودخانه­ها و انقراض گونه­های جانوری ندارند، بلکه هر ساله هزینه­های گزافی برای بازسازی و نگهداری آنها صرف می­شود.

رودخانه­ی «حاجیلار چایی» یکی از همین صدها رودخانه­ی کشور است که از چند سال پیش به دلیل ساخت آب­بند کانال کشاورزی روستای لیلاب، اغلب گونه­های جانوری خود را از دست داده است. تا چند سال پیش گونه­های مختلفی از ماهیان در این رودخانه زندگی می­کردند که اینک هیچ اثری از آنها در بالادست آب­بند نیست. زمانی در فاصله­ی زمانی اواخر بهار و اوایل شهریور ماه، قسمت­های کم عمق رودخانه­های «دوگیجان»، «طرزم»، «ایری» و «اندریان» پر بود از بچه­ماهی­هایی که در هم می­لولیدند. کودکان و نوجوانان بخشی از اوقات فراغت خود را صرف صید ماهی از رودخانه می­کردند و پرندگان مختلفی برای تغذیه از ماهیان و آبزیان دیگر در حاشیه­ی رودخانه فرود  می­آمدند. اینک نه از آن ماهی­ها خبری هست و نه از آن پرندگان سیاه­رنگ سینه سفیدی که به محض نزدیک شدن به انسان، در داخل آب رودخانه فرو رفته و ده­ها متر بالاتر، از آب بیرون می­آمدند.

کانال کشاورزی لیلاب که به دلیل اشتباهات صورت گرفته در محاسبه­ی شیب لازم و ایرادات فنی دیگر، به محض بهره­برداری دچار آسیب اساسی شده و از گردونه بهره­برداری خارج گردید، اینک به نیزاری انبوه مبدل گشته است. این کانال علیرغم صرف هزینه­های میلیاردی، نه تنها اراضی زراعی پایین دست لیلاب را مشروب نکرد، بلکه اندک امید اهالی آن را به یاس بدل کرده و آنها را آواره­ی شهرها و روستاهای حاشیه­ی پایتخت کرد.

آثار زیان­بار این کانال بر محیط­زیست و اکوسیستم رودخانه­ی حاجیلار، سالهاست اهالی منطقه و دوستداران محیط­زیست را رنج می­دهد. متاسفانه پیگیری­های مکرر اهالی منطقه مبنی بر تخریب و از میان برداشتن این آب­بند، با بی­توجهی مسئولین ذیربط بویژه مسئولین سازمان محیط­زیست استان روبرو شده است. بنابراین جا دارد متولیان امر پاسخگوی افکار عمومی در این رابطه شده و بگویند، تا چه زمانی، اهالی منطقه شاهد نابودی محیط­زیست و اکوسیستم رودخانه­ی حاجیلار  خواهند شد؟ و طبیعت زیبای خداوندی و ماهیان و آبزیان این رودخانه تا کی چوب ندانم­کاری و قصور و کوتاهی مسئولان بی­مسئولیت را خواهند خورد؟ 

+ نوشته شده در  جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 18:39  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

همه معلمان من در ارزیل

احمد حسن­نژاد ارزیل ـ امروز روز معلم است. روز کسانی که برایمان خواندن، نوشتن، فکر کردن و در یک کلام بهتر زیستن را آموخته­اند. این روز را برهمه­ی معلمان علی­الخصوص معلمان خودم تبریک می­گویم.

روز معلم بهانه­ای شد تا سیری در خاطرات دوران کودکی­ام داشته باشم. دورانی که با شادی و سرور زایدالوصف همراه بود. وقتی به آن روزها فکر می­کنم، از سختی­ها و بدی­هایش چندان به یاد ندارم. و این بهترین دلیل بر ادعایم مبنی بر همراه بودن دوران کودکی­ام با سرور و شادیست.

 هنوز شش سال بیشتر نداشتم که پدرم دستم را گرفت و پیش مدیر مدرسه­ی روستایمان (ارزیل) برد تا در کلاس اول ثبت­نامم کند. ولی چون سنم کم بود، مدیر مدرسه (آقای وقاری) از نام­نویسی امتناع کرد. وقتی خواستیم از دفتر خارج شویم، نمی­دانم چه شد ­نظرشان تغییر کرد. پدرم را مورد خطاب قرار داده و گفت: «از این بچه برایت کاری بر نخواهد آمد، بیاورید ثبت­نام کنم. اگر قبول شد، یک سال جلو می­افتد و اگر مردود شد، پایه­اش قوی می­شود». این گونه شد که آقای مدیر در کلاس اول ثبت­نام کردم و اتفاقاً همان سال نیز قبول شدم.

 

معلم الفبایم، آقای قراری بودند. سال­ها بعد ایشان را در دبیرستان شهیدحسن­زاده مرند دیدم. دبیر زبان انگلیسی بودند. هرچند موهایشان سفید شده بود ولی در همان نگاه اول شناختمش.

 

در دوم ابتدایی، معلم­مان آقای رنجبریان بودند. فردی لاغر و بلند اندام که بسیار بداخلاق بودند و با دانش­آموزان اغلب به زبان تَرَکه حرف می­زدند. آن سال کار یکی دو تن از همکلاس­هایمان بریدن ترکه­ی به و نسترن و آلوچه و ون از باغات و باغچه­های پیرامون روستا برای آقا معلم بود. کلاس دوم را با هزار مصیبت تمام کردم، ولی سال­ها طول کشید تا علاقه و رغبت قبلی­ام نسبت به درس و مشق دوباره احیا شود.

 

معلم کلاس سوم و چهارمم آقای نجفی بودند. به احتمال زیاد ایشان نیز مرندی بودند. دو پسر داشتند که یکی دو سال از ما کوچک بودند. به همان اندازه که افشین پسر بزرگ­شان درسخوان و مودب بود، پسر کوچک­شان شلوغ و سربه هوا تشریف داشت. ایشان آدم شریفی بودند. خوب درس می­دادند و رابطه­شان با بچه­ها قابل قبول بود.

 

پنجم ابتدایی را در پای تخته­ی آقای عظیمی نشستم. ایشان معلم برادرم در کلاس­های شبانه هم بودند. اهل لیوارجان هادیشهر بودند. علیرغم اینکه جوان بودند، قیافه­شان بسیار مسن­تر نشان می­داد. وی یکی از بهترین معلمانم در دوره­ی ابتدایی بود.

 

 

دوره­ی راهنمایی را هم در روستای خودمان گذراندم. سال اول راهنمایی غیر از ناظم و مدیر، جمعاً چهار معلم داشتیم. آقای ابراهیم دهقانی که اهل روستای «دیب ایری» بودند، دینی، قرآن، عربی و پرورشی درس می­دادند. آقای نصیری زاده­ی یکی از روستاهای ورزقان، برایمان ادبیات تدریس می­کردند. علوم و ریاضی را آقای نوری تدریس می­کردند و حرفه و فن را آقای حافظی.

 

از میان آنها آقای دهقانی علاقه­ی خاصی به تدریس داشت. هرچند بعضاً دانش­آموزان را زیر مشت و لگد هم می­گرفت، ولی تقریبا همه دوستش داشتند. یکی از مشوقینم برای ادامه تحصیل ایشان بودند. وی در طول سه سال دوره­ی راهنمایی معلم­مان بود. خیلی دوست دارم ایشان را ببینم و جویای حالش شوم. سال­ها پیش در خیابان لاله تبریز دیدمش ولی نمی­دانم چطور شد که نزدیک نرفتم.

 

آقای نصیری هم تنها بلد بودند، دانش­آموزان را کتک بزنند. فکر کنم از این کار خوش­شان می­آمد. یکبار دانش­آموزان کلاس دوم راهنمایی را که در امتحان نمره­ی خوبی نیاورده بودند، مجبور کرد، دست­هایشان را زیر لایه­ای از برف بپوشانند. دو تن از دانش­آموزان فرار کرده و به والدین­شان شکایت بردند. اعتراض والدین کودکان و اظهار همدردی معلمان و روستاییان با دانش­آموزان باعث شد تا اندکی از سختگیری­های آقای نصیری کاسته شود.

 

در کلاس دوم راهنمایی علوم و حرفه­ و فن را آقای قنبری درس می­دادند. وی اهل سیه­رود و انسانی خوش اخلاق بودند و کم حرف. تنها چیزی که از ایشان به یاد دارم، موهای بسیار پرپشت و مشکی سرشان بود که از فرط سیاهی، می­درخشیدند. در آن زمان تدریس زبان انگلیسی از کلاس دوم راهنمایی شروع می­شد. آقای رمضان عبدی­نژاد که همولایتی آقای دهقانی بودند، در سال دوم و سوم راهنمایی برایمان زبان انگلیسی آموختند. وی در تدریس زبان انگلیسی تا حدودی موفق عمل کرد، بویژه اینکه بر مکالمه بیشر تاکید داشت تا گرامر. معلم ریاضی­مان نیز آقای صمید دستگیر از روستای صومدیل بودند. انسان بسیار مهربان و خوش اخلاقی که فکر کنم چهار یا پنج سالی در ارزیل اتراق کردند. وی تنها معلم دوران ابتدایی و راهنمایی­ام است که هنوز هم هر از گاهی می­بینمش.

 معلم ادبیات­مان نیز آقای گلستانی بودند. معلمی کوتاه قد و خوش­سیما که همیشه فارسی حرف می­زد، بطوری که بعضاً، فکر می­کردیم ترکی بلد نیست. آن زمان دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز بودند و هر هفته یکی، دو روز به تبریز می­رفتند. وی که در کلاس سوم راهنمایی نیز معلم دروس ادبیات ما بود اهل روستای لله­لوی ورزقان بود و نسبتی هم با آقای شریفی معلم ریاضیات­مان داشت. شریفی اهل روستای صومدیل بود و گویا هنوز هم در مدارس بخش مرکزی ورزقان تدریس می­کند. در سال سوم راهنمایی، حرفه و فن را آقای حافظی تدریس می­کردند. ایشان یک سال قبل از آن نیز معلم حرفه و فن ما بودند.

 

گذشته از اینها آقایان وقاری(به احتمال زیاد مرندی بود و اسم کوچکش مجتبی)، رضالو (اهل روستای کراب و یا میاب مرند که سال­ها معاونت اداری و مالی فرمانداری اهر را عهده­دار بودند و چند سال پیش بازنشسته شدند)، جلیل­زاده (اهل ایوند صوفیان)، شکرالله شادی (اهل روستای زنوزاق مرند) و ایرج رویین (اهل امیرآباد ورزقان) مدیر مدارس ابتدایی شهید آقاسیدی و راهنمایی شهید شریفی­فرهمند روستای ارزیل در طول دوران تحصیلم در روستا بودند.  

 

در هر حال، معلمان چه خوش­اخلاق باشند و چه بداخلاق، همیشه در دل ما جای دارند و تا جان بر لب داریم غلام و بنده­شان هستیم. چرا که امیرمومنان علی (ع) بزرگ مربی جهان بشریت می­فرمایند: «هرکس حرفی به من بیاموزد، مرا عبد و بنده خود ساخته است».

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 20:7  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

«یومورو تپه»، میعادگاه ورزش­دوستان مرندی

احمد حسن­نژاد ارزیل ـ کار، تغذیه، بهداشت و ورزش چهار رکن اساسی تامین­کننده­ی سلامت جامعه­ی صنعتی امروز محسوب می­شوند. ارکانی که نه می­توان بر یکدیگر مقدّم­شان داشت و نه می­توان از همدیگر انفکاک­شان کرد. فراهم آوردن زمینه­ی لازم برای بهره­مندی عموم شهروندان از این چهار رکن، وظیفه­ایست که برعهده­ی دولت­ها نهاده شده است. در این بین، هرچند دولتمردان برای تامین سه مورد نخست بایستی هزینه­های کلانی صرف کنند، لیکن ورزش آن هم از نوع همگانی­اش نیاز به بودجه و هزینه­های آنچنانی ندارد.

پیاده­روی صبحگاهی به عنوان شاخه­ای از ورزش­های همگانی، نقش انکارناپذیری در تامین سلامت جسمی و روانی شهروندان دارد. خوشبختانه توجه نسبتاً قابل قبول سازمان­های متولی امور ورزش و سلامت جامعه به پیاده­روی صبحگاهی در سال­های اخیر، نتایج درخشانی در پی داشته است. به گونه­ای که امروزه شاهد نهادینه شدن ورزش­های همگانی پیاده­روی و کوه­پیمایی در بین شهروندان هستیم. خیل عظیم خانواده­های شرکت کننده در برنامه­های «پیاده­روی خانوادگی» که هر از گاهی در شهرهای مختلف کشور برگزار می­شود، نشان می­دهد در صورت برنامه­ریزی اصولی می­توان بدون صرف هزینه­های نجومی شهروندان را با ورزش آشتی داد. البته دستیابی به این مهم، نیازمند فراهم آوردن برخی مقدمات است. انتخاب تپه­ای نچندان مرتفع در حاشیه­ی شهر و ایجاد زیرساخت­های لازم همچون جاده­ی ارتباطی، آب شرب، سرویس­های بهداشتی و نیز نقاطی برای اتراق و استراحت کوه­پیمایان می­تواند برخی از این مقدمات ضروری باشد.

اگر اصفهانی­ها برای پیاده­روی و کوه­پیمایی صبحگاهی­شان کوه صفّه را دارند، اگر تبریزی­های هر صبح می­توانند به عینالی صعود کنند، مرندی­ها نیز «یومورو تپه» را دارند، تپه­ای کم ارتفاع و نسبتاً هموار که در جنوب شرقی شهر و دامنه­ی کوه میشو واقع شده است و از بالای آن می­توان نظاره­گر مرند و باغات پردرخت و سرسبزش بود.

در صبحگاه اولین جمعه­ی اردیبهشت به همراه خانواده راهی این تپه شدیم. یومورو تپه، حدود سه کیلومتر از شهر فاصله داشت. وقتی در دامنه­ی تپه از ماشین پیاده شدیم، افراد زیادی از دامنه­ی غربی تپه بالا می­رفتند. برخی نیز پس از یک صعود موفق در حال پایین آمدن از آن بودند. ما نیز با گذر از یک پل کوچک و دروازه­ی تپه، ضلع غربی آن را در پیش گرفته و خود را بالا کشیدیم. تپه مشرف به شهر مرند و روستاهای ملایوسف، دیزج علیا، ده­دیوان(دیده­بان) و کوللو (کندلج) بود. دانشگاه پیام­نور، بیمارستان در دست احداث مرند، شهرک میلاد و مجتمع­های در حال احداث مسکن­مهر هر کدام در چند صدمتری تپه خودنمایی می­کردند. بالای تپه بویژه قسمت جنوبی­اش را صخره­های کوچک و بزرگی پوشیده بودند. در قله­ی تپه، مزار سه شهید گمنام دفاع مقدس که به تازگی دفن شده­اند، به چشم می­خورد. هنوز سنگ قبری نداشتند و تنها حفاظ­­شان در برابر برف و باران، تکه نایلونی بود که بر روی قبرها کشیده بودند. فاتحه­ای خواندم و به نظاره­ی کوه میشو نشستم. دامنه­های میشو، هرچند به قول استاد شهریار «یاشیل دون» به تن کرده بود، لیکن ارتفاعاتش هنوز در «آغ کورک» پیچیده بود و سوز سرمای برف و کولاکش دشت مرند را در هم نوردیده بود.

در دامنه­های جنوب و جنوب­شرقی تپه، مزارع تازه شخم­شده­ی روستاییان، مرتب و کَردی­وار کنار هم گسترده شده بودند. مطمئناً در روزهای آینده وقتی سبز شوند، منظره­شان صد افزون خواهد شد.

پوشش گیاهی متنوع یومورو تپه که اغلب شان آشنا بودند، بیش از هر چیز دیگری جلب توجه می­کرد. کهلیک­اوتو، کیندیرقا، چرغتیل، توپال، ائرکک کاکیل، قیزیل گون، ساری یونجا، سی­قویروغو، آغ سوپورگه و ده­ها گیاه وحشی دیگر سطح ماسه­ای تپه را پوشانده بودند.

در بازگشت از تپه، شنیدم در راستای ترویج پیاده­روی و کوه­پیمایی، هر هفته طی یک قرعه­کشی به تنی چند از صعود کنندگان هدایایی نیز داده می­شود. اتفاقی میمون که امیدواریم تداوم داشته باشد، هرچند این هفته خبری از آن نبود.

در کل یومورو تپه، نمونه­ای ازهزاران تپه­ی زیبا و خوش­آب و هوای کشور است که همه روزه از کنارشان بی­توجه می­گذریم، بی­آنکه حتی زحمت توجه به زیبایی­های خدادادی­اش را به خود داده باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 6:47  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

آذربایجان تو را آباد می خواهیم

جعفر خضوعی

وارد ورزقان كه مي شويم بنرهاي حاوي تصوير استاندار حاكي از سفر او به ورزقان است. شهري كه همچون برادران همسايه اش قريب پنج هزار لرزه را به جان خريده است. ساخت و ساز در ورزقان به چشم نمي خورد و مردمش به خانه هاي ترك خورده هم كه آمد و شد داشته باشند، اغلب در كانكس است كه خواب كم خوفي را به صبح مي رسانند. ساخت و ساز حتي در روستاها هم به خاطر سرما متوقف است اما ساخت و ساز خانه هاي شهري چنان كه بايد در گزارش هاي مستمر مسئولان از آمار بازسازي ها جايگاه خود را نيافت.

بين راه، راننده  مي گفت كه بسياري از ورزقاني ها از اين شهر رفته اند. همين را ميوه فروشي در سه راهي سونگون هم تكرار كرد. چيزي كه پيش تر نماينده ورزقان و خاروانا هم گفته بود. ورزقان تازه داشت پا مي گرفت و جان مي گرفت اما حالا سخت خسته ي زلزله هاست و شور نسبي پيش از 21 مرداد را هم از دست داده است. دست خط كودكي بر ديوار خانه ي فروريخته روستايي به ذهنم مي آيد كه نوشته بود« زلزله خانه ما را ويران كرد. زلزله نامرد است». در كنار نامردي زلزله و نامرادي روزگار اما قره داغ مرد است و آزاده. همچنان ايستاده است و نمي ميرد.

و يا شعري در پايان انشاي دانش آموز « حميده » كه نوشته است:

گؤزلريم يولدادير قولاغيم سسده  

اؤره گيم چئرپينير بو دار قفسده

باش قويوب حسرتين قوللاري اوسته 

هله ده سئويريم، سئويرم وطنيم سني

با چند ايراني نوع دوست همراه بودم كه كارشان هديه كانكس بود. در كنار خياباني چند شهروند ورزقاني سفره دلشان را پيش ما گشودند. بانويي كهنسال كه مي گفت دخترم ازدواج كرده و مشكل تأمين جهيزيه اش را دارم،‌ از همسر بيمارش هم گفت و كلي مدارك پزشكي هم همراهش بود. مي گفت بخاري درست و حسابي در خانه نداريم و.....در ذهنم مي آيد كه با پول بنرهاي خوش آمدگويي و پارچه نوشته ها براي استاندار در ورزقان مي شد مشكل همين يك شهروند برطرف گردد. مردي ميانسال هم از مشكلاتش گفت، گفتم چرا به نماينده تان مراجعه نمي كنيد و او گفت « نماينده ما خودش از ما هم عزادارتر است و انصاف نيست بريزيم سر او و آلامش را بيشتر كنيم».

در مسير ورزقان ـ خاروانا، روستاهايي هستند كه خانه هاي نوساخت زيادي نيمه كاره تعدادشان از خانه هاي تمام شده بسيار بيشتر است. در شمال غرب ورزقان روستاهاي بزرگي هستند كه چون خود ورزقان لرزيده اند و خوف سكونت هنوز در دل اهالي شان هست. با مردمش كه صحبت مي كني مي گويند كانكس لازم داريم اما مسئولان حرف ديگري مي زنند. آن ها مي گويند 9600 واحد مسكوني روستاييان دائمي تمام شده و باقي مانده 18500 واحد متعلق به روستاييان فصلي است. مي گويند هم اكنون مردم زلزله  زده روستاها يا در خانه نوساخت شان هستند و يا در كانكس. نتيجه ي اين سخن روشن است و آن اين كه روستاييان فصلي كه در شهر خانه دارند، به خانه هاي خود در شهرها نمي روند و در كانكس مانده اند. اما معلوم نيست چرا روستايياني كه در شهر خانه دارند، بايد زمستان سرد را در كانكس زندگي كنند و يا به زير سقف هاي ترك خورده بروند و منتظر كانكس بمانند. مسئولان حتي از روستاييان فصلي گلايه هم دارند و گاه مي گويند آنها مانع كار مي شوند. باز پرسشي اينجاست و آن اين كه فرض كنيم در اين زلزله تمامي 18500 خانه ويران شده در روستاها واقعاً متعلق به روستاييان دائمي بودند، آن وقت چه مي گفتيم و از چه و از كه گلايه مي كرديم. اين همه اما باز نافي كارهاي انجام شده و نيت هاي خير و كوشش هاي صادقانه نيست.

در يكي از روستاهاي غرب ورزقان بوديم و جرثقيلي كه حامل يكي از كانكس ها بود،‌ در گِل گرفتار آمد و از حركت باز ايستاد. سعي حاضران كارگر نيفتاد و خودروهاي ديگر هم كاري از دست شان برنيامد. مردي ميانسال كه جوان مي نمود و لُر بود و فارسي و تركي و انگليسي اش نيز عالي بود، چنگال جرثقيل در درختي بست و جرثقيل خود را از گِل بيرون آورد. توجه ما را جلب كرد و هم كلام كه شديم، ديديم او « حسن نجاريان»،  نخستين فاتح مسلمان و ايراني قله ي « اورست»  در سال 77 است و مربي بين المللي كوهنوردي و صاحب چندين مدال طلاي جهاني. براي توزيع كمك به روستاهاي منطقه آمده بود. در ادامه از زلزله بم و رودبار گفت و مديريت بحران و از كاستي و سستي ها و قصورها كه همچنان تكرار مي شوند.

مرد بلند قامت اما نحيف از ما مي خواست مهمانش شويم وي مي گفت « كره و عسل طبيعي داريم». تعجيل داشيم و از او پوزش خواستيم. با اين همه تصاوير ماندني، پلاك نصب شده بر كانكس ها همچنان با من است. پلاكي كه مي گويد « آذربايجان تو را آباد مي خواهيم». 

 
توضيح: اين سفر يازدهم و دوازدهم بهمن ماه صورت گرفته بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ساعت 11:28  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

چه خوش روزیست امروز!

و چه خوش روزی بود آنروزها!

یادی از دوران دبیرستان و همکلاسی ام آقای عیسی برقی 

احمد حسن­نژاد ارزیل ـ امروز وقتی خبر انتصاب «عیسی برقی» به سمت سرپرستی دانشگاه آزاد واحد جلفا را خواندم بی­نهایت خوشحال شدم. به قدری که نه توان توصیفش را دارم و نه توان پنهان کردنش را. به عقیده­ی بنده یکی از بهترین لحظات زندگی آدمی، زمانیست که شاهد موفقیت دوستان و آشنایانش باشد و امروز یکی از همان لحظات و روزهای زندگی من است.

به جرأت می توانم بگویم «برقی» یکی از بهترین دوستان دوره دبیرستانی­ام* است. اینک 15 سال از آن دوران می­گذرد. دوره­ی دو ساله­ای که پهلوی هم می­نشستیم و مسرور بودیم از اینکه درد همدیگر را می­فهمیم، خلق و خوی هم را می­شناسیم و زبان یکدیگر را خوب می­دانیم. دنبال بهانه­ای بودیم تا بخندیم و بخندانیم. علاوه بر رفاقت و دوستی، با وی هم منطقه­ای هم بودیم. پدر مرحوم­شان را قبلاً دیده بودم، هرچند آن موقع نمی­دانستم پدر دوست و همکلاسی بنده است. هنوز دوره­ی دبیرستان را تمام نکرده بودیم که پدر ایشان به رحمت خدا رفتند و مسئولیت خانه و خانواده بر گردن ایشان افتاد.

از وقتی به دانشگاه قبول شدم، دیگر «برقی» را ندیدم تا اینکه سال­ها بعد بطور اتفاقی در میدان ساعت تبریز وی را ملاقات کردم. با دوست­ و هم­دانشگاهی­شان بودند. دوستش از اهالی روستای شجاع جلفا بود. ساعتی گشتیم و صحبت کردیم. آن موقع دوره­ی کارشناسی ارشد می­خواند البته در تهران.

چند سال بعد این بار از طریق یک دوست از وی خبردار شدم، از طریق علیرضا نصیرزاده­ی عزیز. شنیدم در دانشگاه آزاد یا پیام­نور(دقیقاً یادم نیست) خاروانا تدریس می­کنند. خوشحال شدم. فوری با وی تماس گرفتم و از دور جویای حالش شدم.

و آخرین باری که وی را دیدم، دو سال پیش بود. آن روز با قطار از جلفا عازم مرند بودم. خانمم نیز همراهم بود. وقتی در خیابان ایستگاه مرند سوار تاکسی شدیم، نفر سومی هم کنارمان نشست. نفر سوم کسی نبود جز دوست دوران دبیرستانیِ من، عیسی برقی.

و امروز دو سال از آن روز می­گذرد و من خبر انتصابش به سرپرستی دانشگاه آزاد واحد جلفا را در وبلاگ­های محلی می­خوانم.

چه خوش روزی بود آنروزها و چه خوش روزیست امروز!


* دوره متوسطه را در دبیرستان شهید حسن زاده مرند گذراندم و یا آقای برقی در سالهای سوم و چهارم همکلاسی بودم. 
+ نوشته شده در  سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۱ساعت 12:21  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

مطالب قدیمی‌تر