مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

پیروزی در انتخابات به کدامین قیمت؟!

احمدحسن­نژادـ آزادی بیان و برگزاری انتخابات آزاد و سالم عاری از دخالت دست­اندرکاران و دولتمردان، از شاخصه­های مهم جوامع و نظام­های مبتنی بر دمکراسی است. انتخابات در شکل و قالب فعلی از رهآوردهای دنیای غرب به دنیای کنونی است. شاید همین امر سبب شده تا در برگزاری آن بعضاً شاهد مواردی باشیم که با روحیّات شرقی ما سازگار نیست. استفاده از ترفندها و ابزارهای مختلف جهت رسیدن به هدف که همانا پیروزی در انتخابات است یکی از همین موارد تأسف­آور است. متاسفانه این رویه­ی نادرست و غیراخلاقی به صورت گسترده از سوی برخی از کاندیداها و طرفدارانشان به مرحله­ی اجرا در می­آید. ایجاد اختلاف در بین مردم شهرها و روستاها، شایعه­سازی، تخریب وجه­ی رقبا در افکار عمومی و واردساختن توهین و افترا به دیگر کاندیداها از وجوه مختلف این رویه­ی غیراخلاقی به شمار می­آید.

اخیراً یکی از وبلاگ­های شهرستان ورزقان یادداشتی با عنوان «ارزش مکان با مکین» به نمایش گذاشته که مصداق بارز بهره­گیری از روش­های مذموم و ناپسند تبلیغات انتخاباتی است. در این مطلب عنوان شده؛ چون در فلان دوره از انتخابات، هنگام نصب پوسترهای انتخاباتی فلان کاندیدا، نصب کنندگان پوستر که از اهالی فلان شهر بوده­اند با جملات اهانت­بار دو تن از اهالی فلان روستا مواجه شده بودند و از صندوق همان روستا تنها یک رأی به نام کاندیدای آن شهر درآمده بود، بنابراین این بار نیز بایستی اهالی شهر فوق­الذکر به عملی مشابه دست زده و به کاندیدایی که از اهالی همان روستای مذکور است رأی ندهند.

این همان عصبیتی است که در تاریخ به اعراب جاهلی نسبت می­دهند. همانی که قرآن و پیامبر(ص) مذمومش خواند و دین اسلام همه­ی توانش را برای نابودی آن به کار گرفت. حال چه بر سر ما آمده است که اخلاق و رفتار مرده­ی جاهلی بعد از 1400 سال در جامعه­ی ما ریشه دوانده است؟! آیا کسب چند رأی اضافی ارزش آن را دارد که اختلافات و کدورت­های کهنه را دوباره احیا کنیم؟ آیا این درست است که مشت را نمونه­ی خروار گرفته و به خاطر رفتار ناشایست دو تن از اهالی یک روستا در گذشته، امروز اهالی و ساکنان همان روستا را از حق انتخاب شدن محروم کنیم؟ آیا این قبیل تفکرات، فرهنگ غنی مردم منطقه را زیر سوال نمی­برد؟

بالاخره انتخابات برگزار شده و یکی از کاندیداها به مجلس راه خواهد یافت، اما کوچکترین کدورت و اختلاف ایجاد شده در بین مردم منطقه، سال­های سال باقی خواهد ماند. به خاطر دنیای یک نفر، آینده­ی منطقه و آخرت خویش را خراب نکنیم. بی­شک این هم به نفع خود ما خواهد بود و هم به نفع آینده­ی جامعه و فرزندان­مان.

+ نوشته شده در  شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:34  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

تداوم تعطيلي جايگاه CNG خاروانا

تعطيلي جايگاه CNG خاروانا همچنان ادامه دارد.

اين جايگاه كه تنها جايگاه CNG  بخش خاروانا محسوب مي‌شود به دليل خرابي قطعات از 15 آذرماه جاري تعطيل شده است.

برخي از شهروندان بخش خاروانا طي تماس با دفتر ماهنامه «تدبير فردا» با بيان اينكه تعطيلي اين جايگاه، رانندگان اين بخش محروم را با مشكلات عديده مواجه كرده است خواستار پيگري موضوع از مسولان مربوطه شدند. به گفته‌ي اين شهروندان رانندگان بخش خاروانا در نبود اين جايگاه مجبورند يا بنزين آزاد بزنند و يا راهي شهرهاي سيه‌رود و يا ورزقان شوند كه در هر  دو صورت هزينه‌هاي زيادي را براي رانندگان تحميل مي‌كند.

شهردار خاروانا نيز در گفتگو با خبرنگار ما با تاييد اين خبر گفت: عليرغم اينكه دستگاه‌هاي اين جايگاه گارانتي دارند ولي متاسفانه شركت مجري از تعمير يا تعويض قطعات مذكور امتناع كرده و خواستار پرداخت تمام هزينه‌هاي آن شده بود.

نقدی زاده افزود: بعد از مذاكرات فراوان بالاخره قرار شد نيمي از هزينه‌ي تعويض، تعمير و راه‌اندازي دستگاه‌ها را شهرداري خاروانا و نيمي ديگر را شركت مجري متقبل شود. وي ادامه داد: هرچند شهرداري خاروانا چند روز پيش مبلغ مذكور را به حساب شركت مجري واريز كرده و فعلاً منتظر اعزام نيرو از سوي شركت مجري است تا نسبت به تعمير دستگاه‌ها اقدام شود.

شهردار خاروانا اظهار داشت: هرچند تاكنون شركت مجري كسي را اعزام نكرده است ولي با توجه به مذاكرات انجام گرفته و واريز هزينه‌ي تعمير دستگاه‌ها از سوي شهرداري، پيش‌بيني مي‌شود تا چند روز آينده اين مهم اتفاق افتاده و مشكل جايگاه برطرف شود.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ساعت 11:24  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

محمدعلي رجايي به روايت فرزند

این مطلب را چند سال پیش از یکی از سایت­ها برداشته بودم. امروز که آرشیو مطالب کامپیوترم را وارسی می­کردم، دیدمش. دوباره خواندم. برایم تازگی داشت، هرچند که حداقل سه بار تاکنون خوانده بودم.

مجبور بود كه چنان ظاهري داشته باشد تا مردم به حرفش گوش كنند وگرنه كسي به سخنان يك چهره كراواتي گوش نمي‌كرد. وگرنه وقتي پدر شهيد شدند، چند دست كت شلوار در خياطي داشتند كه تحويل نگرفته بودند.

اين روايت «كمال رجايي» فرزند «محمدعلي رجايي» است از آرايش ظاهري پدر كه همچنان برخي سياستمداران در تلاشند تا چهره‌اي شبيه به او در سياست از خود به نمايش بگذارند و خود را يك شبه ا‌شبه به رجايي معرفي كنند. كمال رجايي كه در زمان شهادت پدر ده سال بيشتر نداشته، امروز تمايلي به گفت‌وگو درباره پدر ندارد: «بابا هر تأثيري كه مي‌خواسته گذاشته و امروز يا فردا هر كسي بخواهد به ايشان رجوع مي‌كند. تاريخ داوري خودش را درباره افراد مي‌كند. ما نمي‌خواهيم درباره بابا صحبت كنيم و بنياد درست كنيم.» اگر رجايي الگو بوده كه هست، لازم نيست ما از او الگو بسازيم و اين‌كار ما اهميتي ندارد. با اين كارمان نمي‌خواهيم منتي هم بگذاريم. اهميتي ندارد كه ما از رجايي بخواهيم چهره بسازيم. اصلاً امروز نمي‌شود از رجايي صحبت كرد و بايد سكوت كرد. رجايي مصادره شد. امروز يك رجايي قلابي درست كرده‌اند كه به جوانان بگويند دنبال رجايي نباش، و ما هر چه از رجايي بگوييم مي‌گويند دروغ است. اگر ما از رجايي واقعي صحبت كنيم، جنگ و دعوا مي‌شود. رجايي را با لباس چهار جيب در عكس‌ها به نسل جديد معرفي مي‌كنند. مگر تمام شخصيت رجايي همين بود.»

كمال رجايي تمايلي ندارد كه «آقازاده» باشد و از همين‌رو در كوچه و خيابان خود را به فاميلي مادرش - صديقي - معرفي مي‌كند. در اين سال‌ها نيز كمال رجايي با پشتوانه نام پدر وارد هيچ سازمان دولتي نشده و هيچ پست دولتي نگرفته است. به شوخي مي‌گويد: «آخرين خدمت من در دولت 8 شهريور پدر بود كه چايي آوردم.» به روايت كمال، وقتي پدر از دنيا مي‌رود: «دو دختر و يك پسر ماندند و خواستگاري‌هاي سياسي شروع شد. مادر ما سعي كرد كه بعد از فوت شوهر، اين دو دختر را به آقازاده‌ها ندهد و خانواده را حفظ كند.»

او مي‌گويد كه ما نمي‌خواهيم سالگردهاي شهيد رجايي را سياسي كنيم تا موافقت اصولي براي فلان كار و جلو انداختن كارهاي خودمان بگيريم: «سالگرد پدر كه مي‌شود، مادرمان تلفن را از پريز مي‌كشد بيرون تا عده‌اي نيايند و بخواهند خودشان را به رجايي بچسبانند. تلفن را جواب نمي‌دهيم، مي‌آيند پشت در خانه كه به بهانه‌اي داخل خانه شوند و فيلم بگيرند. الان عده‌اي راه افتاده‌اند دنبال رجايي و عكس رجايي تا او را مصادره كنند. ولي اگر رجايي امروز بود او را تحمل نمي‌كردند.»

از كمال رجايي درباره ظواهر و ساده‌زيستي پدر كه مي‌پرسيم مي‌گويد: «وقتي بابا مي‌خواست به آقاي نوربخش مسئوليتي بدهد، اين نگراني را داشت كه خانه ايشان در خيابان قلهك است. ولي علت نگراني او اعتراض و توقع مردم بود. وگرنه خانه خود ما در خيابان عين‌الدوله بود. ما بچه جنوب شهر نبوديم. ولي پدر شرايط روز را مي‌سنجيد. باباي من قبل از نخست‌وزيري آستين كوتاه مي‌پوشيد و به توصيه مشاورانش و براي رعايت شرايط آن زمان بود كه لباس آستين كوتاه نمي‌پوشيد. ما ساده‌زيست به اين معنا كه امروز ترويج مي‌شود نبوديم. ده ساله كه بودم پدرم مي‌خواست براي من موتور بخرد و مادرم به‌دليل خطرناك بودن مخالفت كرد. خانواده ما زندگي در خيابان عين‌الدوله را تجربه كرده بود و پس از اين تجربه بود كه ساده‌زيستي را انتخاب كرده بود. خانه ما از ابتدا در نازي‌آباد نبود. ما در باغ جواهري در خيابان ايران زندگي مي‌كرديم. محله‌اي كه البته اصالت و وجاهت مذهبي داشت. ساده‌زيستي آقاي رجايي انتخابي آگاهانه بود. اينطور نبود كه ايشان ذات زندگي‌شان همين باشد و راه ديگري جز ساده‌زيستي نداشته باشند.»

از كمال رجايي مي‌پرسيم كه تعريف او از «رجايي‌گونه بودن» چيست و او مي‌گويد: «رجايي‌گونه بودن يعني اصول داشتن. اما در اين اصولگرايي، تكامل حرف اول را مي‌زند. بايد شرايط روز را در نظر گرفت.»

اگر پدر امروز بود و دوباره به سازمان ملل مي‌رفت آيا باز هم در اعتراض و براي نشان داد شكنجه روي پايش، آن رفتار را مي‌كرد؟

نه، شرايط امروز متفاوت از شرايط ديروز است. براي همين هم مي‌گويم كه اگر امروز رجايي بود، بسياري مخالف او بودند.

چه خصوصيت‌هايي از پدر را در حكومتداري به ياد داريد؟

عمويمان تعريف مي‌كرد كه پدر در ماشين بود و از راديوي ماشين راي او را در مجلس اعلام مي‌كردند. همينطور كه آرا بالا مي‌رفت، پدر به پايش مي‌زد و مي‌گفت من در برابر اين آرا مسئول هستم. عمويمان مي‌گفت كه يك نيمه شب پدر را ديده كه دراز كشيده و در خانه در حال خواندن نامه‌هاي مردم است. به پدر گفته بود كه استراحت كنيد فردا بايد اول وقت سركار باشيد. ولي پدر گفته بود كه من نمي‌توانم اين نامه‌ها را كه با هزار علاقه و شور براي من نوشته شده، نخوانم.

مي‌گفتند كه پدر شما حكومتداري ياد ندارد. ناراحت نمي‌شد؟

لازم نيست كه من از پدرم دفاع كنم ولي اگر او حكومتداري بلد نبود چرا همه به سراغ او رفتند از چپ و راست تا نخست‌وزير شود. شما كابينه او را ببينيد. چرا مهدوي‌كني مي‌پذيرد كه وزير او شود؟ وزير دفاع او چمران بود. چرا همه اين افراد حاضر بودند از او تبعيت كنند؟

* * *

كمال رجايي مي‌گويد كه ده ساله بوده است كه پدر را از دست داده و بنابراين خاطره فراوان از پدر ندارد اما پدر را يك نوگرا مي‌داند كه تاثيرگذاري زيادي از خود به جاي گذاشته است: «بابا در راه‌اندازي مدرسه رفاه سهيم بود. در اين مدرسه نگاه جديدي به آموزش و پرورش قرار بود وجود داشته باشد. اين مدرسه، باغ داشت و از امكانات رفاهي برخوردار بود. پدر ما برخلاف عده‌اي كه به او خود را پيوند مي‌دهند، متحجر نبود. داريوش زند شاگرد بابا بود كه امروز طراح شهر دبي است. او مي‌گويد كه به آقاي رجايي پس از پايان تحصيلات گفته است كه مي‌خواهد به آمريكا براي تحصيل برود و آقاي رجايي هم او را براي رفتن ترغيب كرده بود.»

از كمال رجايي مي‌پرسيم كه چه‌قدر پدر به خانواده مي‌رسيد و او مي‌گويد: «بابا پيش از انقلاب زندان بود و بعد از انقلاب هم وزير و نخست‌وزير و رئيس‌جمهور . بنابراين طبيعي بود كه به‌خاطر همين مساله دغدغه خانواده و جبران كردن كمبود وقت را داشته باشد و به مادرم مي‌گفت كه ما بايد اين مساله را جبران كنيم. 5 ساله بودم كه پدرم بازداشت شد و ده ساله بودم كه شهيد شد.»

آيا از اينكه پدرتان وقت خود را صرف كارهاي سياسي و اجتماعي مي‌كرد ناراضي بوديد و بعدها كه به اين مساله فكر مي‌كرديد چه پاسخي براي خود داشتيد؟

اين پرسش در جواني مرا اذيت مي‌كرد. مي‌گفتم كه بابا اين همه پتانسيل داشت چرا اين پتانسيل را براي خانواده نگذاشت. بين 18 تا 25 سالگي اين پرسش ذهن را مي‌آزرد. اما بعد كه سن ما بالاتر رفت و به عقلانيت رسيديم، واقعيت مسأله را بهتر فهميديم و برايمان قابل فهم شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:17  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

موج جدید تایید صلاحیت کاندیداهای مجلس نهم در راه است

چند روز از انتقاد شدید رییس مجلس شورای اسلامی از روند بررسی صلاحیت کاندیداها و ردصلاحیت عده­ی کثیری از نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی از سوی هیأت­های اجرایی و نظارت نگذشته است که خبرهایی مبنی بر تایید صلاحیت برخی­ها به گوش می­رسد.

دو روز پیش خبر تایید صلاحیت مسعودی ریحان نماینده­ی اصلاح­طلب شهرستان اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی و کاندیدای انتخابات نهم از حوزه انتخابیه تبریز، آذرشهر و اسکو را از طریق پیام کوتاه دریافت کردم. امروز نیز خبر تایید صلاحیت سه تن دیگر از نمایندگان استان را از یک منبع آگاه شنیدم که نماینده­ی مردم ورزقان و خاروانا در مجلس شورای اسلامی یکی از آنها بود. هرچند این خبر بصورت رسمی اعلام نشده است و از این بابت نمی­توان بدان استناد کرد، ولی با توجه به اعتراضات صورت گرفته از سوی چهره­ها و شخصیت­های متنفذ نظام که نمونه­ی آن سخنان تند دکتر علی لاریجانی بود، پیش­بینی می­شود تا چند روز آینده شاهد تایید صلاحیت اغلب نمایندگان ردصلاحیت شده باشیم.  

به هر حال به نظر می­رسد موج جدید تایید صلاحیت کاندیداهای مجلس نهم در راه است. بدون شک چنانچه این اتفاق میمون و مبارک اتفاق افتد بسیاری از تحلیل­ها و پیش­بینی­ها دگرگون خواهد شد. و به قول دوستی عزیز چه بسا عده­ای از قطار بهارستان پیاده شده و افرادی دیگر جایگزین آنها خواهند شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰ساعت 19:26  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

تحلیلی پیرامون ردصلاحیت

دو کاندیدای مطرح حوزه­ی انتخابیه­ی ورزقان و خاروانا

احمد حسن­نژاد ـ صلاحیت دو کاندیدای مطرح حوزه­ی انتخابیه­ی ورزقان و خاروانا که اتفاقاً هر دو سابقه­ی نمایندگی مردم شریف این حوزه را در کارنامه­ی خود دارند از سوی هیات­ نظارت استان تایید نشد. بدین ترتیب نظر نهایی در خصوص تایید یا رد صلاحیت­ این دو عزیز را شورای محترم نگهبان اعلام خواهد کرد، البته در اولین روز اسفندماه.

با رد صلاحیت دو کاندیدای مطرح شهرستان، مقدمات انتخابات مجلس در این حوزه هم اکنون با حضور تنها یک کاندیدای مطرح پیش می­رود. چنانچه دو کاندیدای مطرح ردصلاحیت شده از صافی شورای نگهبان نگذرند، شاهد انتخاباتی غیررقابتی در شهرستان خواهیم بود. انتخاباتی که برنده­ی آن پیشاپیش مشخص است، هرچند احتمال دارد کاندیداهای ردصلاحیت شده به نفع یکی از کاندیداهای رقیب آقای دهقانی وارد عمل شده و بخواهند مانع پیروزی وی شوند. اما بایستی توجه داشت شانس پیروزی آقای دهقانی در صورت ردصلاحیت آقایان علیزاده و الیاسی بسیار بیشتر از آنی خواهد بود که ائتلاف­های عجیب و غریب بتوانند بر آن تاثیر بگذارند.

اما چنانچه صلاحیت هردو کاندیدای ردصلاحیت شده­ی فعلی تایید گردد، انتخابات شهرستان ورزقان وارد فاز اصلی خود شده و جنب و جوش انتخاباتی از در و دیوار این حوزه­ی انتخابیه بالا خواهد رفت. در این صورت پیش­بینی پیشاپیش برنده­ی انتخابات اندکی مشکل خواهد بود. چرا که هر سه کاندیدای مطرح شهرستان دارای طرفداران خاص خود هستند. با این حال پیش­بینی می­شود رقابت اصلی بین آقایان الیاسی و علیزاده بوده و  انتخابات در این حوزه به مرحله­ی دوم کشیده شود. پیروز انتخابات در مرحله­ی دوم نیز کسی خواهد بود که بتواند آرای طرفداران کاندیدای مطرح بازمانده در مرحله­ی اول را جذب کند.

شق سومی هم برای انتخابات شهرستان ورزقان قابل پیش­بینی است و آن تایید صلاحیت یکی از دو کاندیدای ردصلاحیت شده­ی فعلی است. در لحاظ شق سوم اولین نکته­ای که به ذهن خطور می­کند این است که کدامیک از دو کاندیدای ردصلاحیت شده­ی فعلی، امکان بیشتری برای  تاییدصلاحیت دارد. نکته­ای که پاسخ به آن می­تواند در یافتن پاسخ سوالات بعدی کارساز باشد.

با توجه به اینکه آقای الیاسی به دلیل «حضور در هیئت مدیره­ی بانک قرض­الحسنه­ی مهر و عدم استعفا از این سمت در زمان مقرر» ردصلاحیت شده­اند، لذا به نظر می­رسد تایید صلاحیت ایشان اندکی دشوار باشد. این در حالیست که مشکل آقای علیزاده، عدم احراز صلاحیت است نه ردصلاحیت. و این یعنی امکان حضور مهندس علیزاده در انتخابات بیشتر از آقای الیاسی است. چنانچه این پیش­بینی درست از آب درآید در آن صورت حمایت آقای الیاسی از مهندس علیزاده دور از انتظار نخواهد بود. البته اگر اتفاقات برعکس پیش­بینی بنده پیش رود در آن صورت هم مطمئناً مهندس علیزاده از آقای الیاسی حمایت خواهند کرد. در این صورت است که برنده­ی انتخابات شخصی غیر از آقای دهقانی خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۰ساعت 19:5  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

جنب و جوش زود هنگام کاندیداهای زاپاس در ورزقان!

علیرضا نصیرزاده

 اعلام رد صلاحیت حاجی و مهندس و راهی شدن آنها به تهران و به هاله ابهام رفتن وضعیت صلاحیتها تا ا اسفند، موجب شد امروز به طور طبیعی در جبهۀ آقای دهقانی شور و شعف و  سرمستی از پیروزی را شاهد باشیم که از نظرات وبلاگ ورزقان نیوز نیز پیداست.

دیشب در یادداشتم اشاره کردم که«درصورت رد صلاحیت هردو، کاندیداهای زاپاس یا تدارکاتچی تقویت شده و در مقابل نفر اصلی تایید صلاحیت شده به میدان خواهند آمد...»

امروز در ورزقان  شاهد دو کاندیدای جدید بودم که با دیدن وضعیت مناسب شروع به یارگیری می کنند. و اس ام اس سرهنگ هم دیروز برای همه فرستاده شده بود.

اما تحلیل دقیق و پیش بینی ائتلافها و شکافهای جدید هنوز زود است چون تا1 اسفند در کنار تلاش و کوششها باید باچشم وگوش منتظر ماند.

اما در هر حال « آغیر اوتوروب باتمان گلمک نییه کی شاید بو خمیر هله چوخ سو آپارا...»

 منبع:http://varzqan.blogfa.com/post-282.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:38  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |