مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

ضرورت ایجاد مرکز یا موزه فسیل شناسی  ورزقان

علیرضا نصیرزاده بکرآباد

در سال 83  به دنبال کشف کامل ترین بقایای دینوتریوم جیگانتیوم و اجداد ماموت های 7 میلیون ساله در روستای اوخارا( در حین مرمت داش دامداش متعلق به امیر ارشد حاج علیلو) خبرهای امیدوار کننده ای از زبان مسوولان وقت شنیدیم اما بعداً با انتقال آن فسیل و فسیل کشف شده 4 میلیون ساله درسال 86 به مراغه همه آن قولها  و امیدواریها به تاریج پیوست تا اینکه امروز قول ایجاد دو موزه صحرایی در ورزقان از زبان بیوک رئیسی مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان‌شرقی شنیدیم که امیدواریم این یکی ان شاء الله تحقق  پیدا کند.

 در 29 خردادماه 83 در خبرها آمده بود: ورزقان به قطب فسيل شناسي جهان تبديل مي شود

و آقای صابر اسماعيلي( بکرآباد) فرماندار وقت شهرستان ورزقان گفته بود: «طي مذاكراتي كه با استانداري و دانشگاه تبريز صورت گرفته قرار است يكي از بزرگ ترين مراكز و موزه هاي فسيل شناسي جهان در شهرستان ورزقان راه اندازي مي شود.»».....و این «مركز و موزه فسيل شناسي ورزقان داراي آزمايشگاه هاي مختلف، بخش هاي پژوهشي و نمايشگاهي خواهد بود»

ادامه خبر را در لینکهای زیر بخوانید

http://www.shot4u.com/persian/text/news/news_print.asp?key=375

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=83340&Serv=0&SGr=0

 در حالی که کارشناسان حوزه فسیل شناسی،  فسيل اوخارا  را کامل‌ترين گونه به دست آمده از اين نوع در سطح جهان  می دانند و معتقدند که قدمت این منطقه برابر با محوطه فسیلی مراغه بوده و حضور جانوران عظیم الجثه در این منطقه به لحاظ قدمت با یافته های منطقه فسیلی مراغه برابری می کند.


http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=78559&Serv=0&SGr=0

http://khodayar.blogfa.com/post-5.aspx

اما متاسفانه عدم توجه و پیگیریهای بعدی مسوولان و آگاهان مسائل منطقه  نسبت به شور و شوق زیاد مسوولان قبلی از جمله آقای اسماعیلی و آقای می خوش نوری نویسنده و محقق ، دیگر کسی صاحب و مدعی  و پیگیر حفظ و بررسی آن آثار ارزشمند نشد .و در سال86  بعد از کشف فسیل 4 میلیون ساله  در خبر ها آمد:

مساحت سايت فسيلي "ورزقان" بيش از 20 هزار هكتار است كه بي شك گنجينه اي از فسيل هاي گونه هاي مختلف را در خود جاي داده .....كاملترين نمونه فسيلي يك نوع فسيل منقرض شده بنام دينتريوم ژگانتوم كه در دنيا گزارش شده است دو سال قبل در منطقه فسيلي «ورزقان» كشف و بازسازي شده و هم اكنون در حال انتقال به شهرستان مراغه است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8604270598

 و در سال 89  در خبرها آمد: بازداشت سارقان فسیل مراغه!!!!

سرهنگ «امام پور» اعلام کرد : بیستم مهر 1388 سنگواره های هفت میلیون ساله جمجمه و عاج یک ماموت به طرز اسرارآمیز از محوطه اداره کل محیط زیست «مراغه» دزدیده شد و کارآگاهان ، عملیات گسترده ای را برای شناسایی و ردیابی دزدان آغاز کردند........

http://varzqan.blogfa.com/post-25.aspx

البته معلوم نشد آن  فسیل مال اوخارای ورزقان بود یا  مراغه.... اما خوشبختانه فسیلها از چنگال دزدها بدرآمد تا اینکه امروز در خبرها آمد:

 دوموزه صحرایی در ورزقان  با هدف شناساندن فسیل‌های با ارزش هفت میلیون ساله مهره‌داران منطقه به گردشگران ایجاد می‌شود. 

این خبر را باید غنیمت بشماریم و باهمکاری همه مسوولان و اهالی قلم و آگاهان بر ضرورت ایجاد مرکز ، سایت و موزه فسیل شناسی قره داغ  و  ورزقان و بر لزوم برگرداندن ماموتهای 7 و 4 میلیون ساله ورزقان تاکید کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۱ساعت 0:44  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

از دروغ تا واقعیت!

تاملی پیرامون یک خبر شبکه استانی سهند

احمد حسن نژادـ سه شنبه سیزدهم تیرماه شبکه استانی سهند خبری تحت عنوان "آغاز برداشت محصول گیلاس از باغات خاروانای ورزقان" پخش کرد. در این خبر تصاویری از باغات روستای ارزیل نشان داده شد که در آن فرماندار ورزقان به همراه تنی چند از اهالی روستای ارزیل حضور داشتند.

با عنایت به اینکه بیشترین میزان باغات گیلاس بخش خاروانا مربوط به روستاهای ارزیل و گل آخور می باشد، لذا اشاره به نکاتی چند در رابطه با این خبر ضروری به نظر می رسد:

نکته اول اینکه اقتصاد ارزیل در گذشته­ی نه چندان دور متکی به کشاورزی و دامداری بود و گیلاس سهم عمده ای از تولیدات باغی این روستا را به خود اختصاص می داد. به طوری که در فصل برداشت گیلاس صدها نفر از اهالی روستا شبانه روز تلاش می کردند تا در اسرع وقت، تنها محصول صادراتی خود ـ جدا از زغال ـ را به بازاهای تبریز و مرند عرضه نمایند. گیلاس ارزیل در آن دوره به قدری معروف بود که بیشتر تبریزیان، ارزیل را با محصول گیلاس اش می شناختند. حتی امروزه نیز علیرغم گذشت سال ها از آن دوره برای تبریزیان اصیل، نام ارزیل مترادف با گیلاس سرخ و دورنگ بومی­اش است. گیلاس آن چنان در اقتصاد ارزیلیان تاثیرگذار بود که اهالی روستا همه بدهی­هایشان را به فصل برداشت گیلاس حواله می کردند. چرا که مطمئن بودند پول خوبی عایدشان خواهد شد.

اما از دو دهه­ی پیش، آرام آرام گیلاس ارزیل توان رقابتی خود را از دست داد و همه­ی بازار را به رقبای جدید از مناطق مرکزی کشور واگذاشت. اینک دیگر نه از آن باغات گیلاس خبری هست و نه از آن کامیون های خاور حامل گیلاس که همه روزه عصر بارگیری و به سوی بازار تره بار تبریز روانه می شدند. دلیل این امر را نیز بایستی در دو مورد جست. نخست اینکه از سه دهه­ی پیش با رونق گرفتن صنعت قالی بافی در ارزیل و روستاهای حومه، اهالی توجه اندکی به امورات باغی نشان دادند و در نتیجه در عرض دو دهه، باغات گیلاس یا از بین رفتند و یا به دلیل عمر بالای درختان گیلاس، محصول تولیدی کیفیت قبلی خود را از دست دادند. دوم اینکه استفاده بی­رویه از سموم شیمیایی در دوران بعد از انقلاب، نابودی حشرات و جانورانی را در پی داشت که در مبارزه با آفات گیاهان و درختان نقش اساسی داشتند. این در حالی بود که با کاهش تقاضای گیلاس ارزیل در بازار تبریز، دیگر باغداران از عهده­ی هزینه های بالای سموم گیاهی برنیامدند. لذا باغداران رغبت چندانی به سمپاشی باغات از خود نشان ندادند. به تدریج انواع و اقسام بیماری های گیاهی و درختی چنان بر باغات مستولی شدند که محصولات باغی ارزیل بویژه گیلاس اش را قبل از رسیدن از رده خارج نمودند.

بنابر آنچه گفته شد خبر "آغاز برداشت محصول گیلاس در باغات خاروانا" که در آن تصاویری از باغات ارزیل را نشان می داد دروغی بیش نبود. چرا که امروزه اهالی روستای ارزیل از تامین گیلاس سالم و قابل استفاده برای اعضای خانوار خودشان نا توان­اند. چه برسد به اینکه گیلاسی برداشت نموده و به بازار عرضه نمایند.

نکته دوم در مورد این خبر، مربوط به زمان برداشت گیلاس ارزیل است. برداشت گیلاس ارزیل عموماً از اواخر نیمه اول خرداد آغاز شده و تا اوایل تیرماه ادامه داشت. شاید در اواسط تیر و حتی اواخر این ماه نیز در اغلب باغات ارزیل گیلاسی برای خوردن و چیدن یافت می شود ولی شروع برداشت محصول گیلاس باغات ارزیل همان اواسط خرداد ماه بود و هست. بنابراین باز در این مورد خبر شبکه استانی سهند مطابقتی با واقعیت نداشت.

حال سوالی که برای شنونده­ی این خبر پیش می آید این است که آیا صحت همه­ی اخبار پخش شده از شبکه استانی سهند در این حد است؟ و دیگر اینکه چرا شبکه استانی به جای پرداختن به علل و عوامل از بین رفتن باغات ارزیل و بررسی مشکلات باغداران منطقه در این خصوص، اقدام به پخش اخبار کذب و دروغ می نماید؟ و اصلاً آیا مسئولین صدا و سیمای استان نسبت به صحت و سقم اخبار خبرنگاران­شان تحقیق نمی کنند؟ و آخر اینکه خبرنگاران صدا و سیما دنبال کارنامه سازی برای خود هستند، یا بیان واقعیت­ها؟  

+ نوشته شده در  جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۱ساعت 22:22  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |