مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

موسوی، اصولگرایی با حامیان اصلاح­طلب!

دیروز، شوای نگهبان اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده­ی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد تا برایمان تثبیت شود در این مملکت 70 میلیونی فقط 4 نفر صلاحیت رییس­جمهور شدن را دارند. در حقیقت دایره­ی خودی­های نظام جمهوری اسلامی، دیروز در حدی غیرقابل تصوّر، تنگ­تر و تنگ­تر گشت. بطوری­ که تنها 4 نفر از بین 476  نفر مجوز رقابت یافتند تا شانس خود را در بوته آزمایش بنهند؛ دو  اصولگرا و دو اصلاح­طلب.

با اتفاقات دیروز، پروسه­ی کاهش مشارکت مردم در پای صندوق­های رأی کلید خورد تا کشورمان، بار دیگر برگزاری انتخاباتی با پایین­ترین میزان مشارکت مردمی را رقم بزند.

اما گویی، فکر اینجایش را هم کرده­اند. موسوی فرزند آذربایجان است، کروبی فرزند لرستان و رضایی فرزند خوزستان. احمدی­نژاد هم جدای از اینکه به خاک گرمسار تعاق دارد، با جریانات عوام­فریبانه­ای که به راه انداخته در جای جای شهرها و روستاها، کلی خواهان دارد. پس با این حساب، رأی درصد قابل توجهی از برادران و خواهران ترک­زبان و لر زبان و عرب­زبانمان محفوظ است و برای مابقی هم چاره­ای دیگر خواهیم اندیشید. البته بهتر است بگوییم اندیشیده­ایم. چرا که دولت نهم با افتضاحاتی که در عرصه­های اقتصادی و سیاسی بویژه سیاست خارجی کشورمان به بار آورده، زمینه را کاملاً مهیا ساخته است تا منجی دیگری برای رهایی کشور از مشکلات موجود، پای به عرصه­ بگذارد. اما این به اصطلاح منجی، چون منجی چهار سال پیش آنقدرها هم ناشناخته نیست. او میرحسین است. همان میرحسینی که در جامه­ی اصلاح­طلبان قد علم نموده، هرچند که اصولگراتر از هر اصولگرایی باشد. همان که به عقیده­ی من سواره نظام اصولگرایان است در میدان اصلاح­طلبان. و الحق، چه خوب از عهده­ی ایفای این نقش برآمده است.

اما چه می­توان کرد؟! این قاعده­ی سیاست و سیاست­بازان است که همیشه دنبال رگ توده­های مردم می­گردند، ایران ما هم که جان می­دهد برای این جور کارها. البته برای این حرفم، دلیل دارم. آیا تا به حال از خود پرسیده­اید چرا هم اصلاح­طلبان و هم بخشی از اصولگرایان از موسوی حمایت می­کنند؟ به نظرتان، میرحسین اصلاح­طلب است یا اصولگرا؟ یا نکند، اصولگرایان و اصلاح­طلبان جایشان را عوض کرده­اند؟ چرا بخشی از اصولگرایان تحت عناوین «اصولگرایان اصلاح­طلب» و « اصولگرایان حامی میرحسین» از موسوی حمایت می­کنند در حالی که میرحسین در اصولگرایی نه به پای احمدی­نژاد می­رسد و نه به پای رضایی؟! و باز چرا اصلاح­طلبان از میرحسین حمایت می­کنند، از میرحسینی که رفتار و افکار و عملکردش با اصلاح­طلبی فاصله­ای هزاران فرسخی دارد. در حالی که کارنامه­ی کروبی در اصلاح­طلبی بر کسی پوشیده نیست. کروبی همان کسی است که «شیخ اصلاحات» لقب گرفته است.  راستی معیار سنجش اصولگرایی و اصلاح­طلبی در این کشور، کدام است؟

به نظر می­رسد حمایت گروه­های اصلاح­طلب از میرحسین ربطی به اصلاح­طلب بودن وی ندارد، چرا که در اینصورت کروبی گزینه اول آنها می­شد، نه میرحسین. بلکه دلیل حمایت اصلاح­طلبان از میرحسین، صرفاً به اقبال عموم مردم از وی بر می­گردد. و اصلاح­طلبان امیدوارند با پیروزی میرحسین بار دیگر شکوه و عظمت از دست­رفته­شان را باز یابند. و همین­طور حمایت طیفی از اصولگرایان، از میرحسین را نباید صرفاً حمایت اصولگرایان از یک کاندیدای اصلاح­طلب تلقی کرد، چرا که میرحسین همچنان­که قبلاً نیز گفته شد اصولگرایی است در لباس اصلاح­طلبان. به جرأت می­توان گفت؛ دلیل اصلی حمایت اصولگرایان از میرحسین، در همین نکته نهفته است. در واقع، اصولگرایان با حمایت از موسوی در تلاش­اند همچنان قدرت را در دستان خویش قبضه کنند.

در هرحال، امروز بعینه شاهد له شدن تن نحیف و استخوان­های پوسیده­ی اصلاح­طلبی ایران در زیر چرخ­های اصولگرایی هستیم. شاهدیم که چگونه اصلاح­طلبان با دستان خویش، مواضع­شان را تقدیم اصولگرایان کرده و دهان اصلاح­طلبان واقعی را دو قفله می­کنند. و اصولگرایان چه آسان پایگاه­های اصلاح­طلبان را در نوردیده و فاتحانه پیش می­تازند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 16:43  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

مبلّغان فرهنگ ما

شهر من تبریز، پزشک دارد. مطب دارد. درمانگاه دارد. بیمارستان دارد و از همه مهمتر کلی شهروند مریض احوال دارد. بیمار دارد در همه­ی اقسام و تیپ­ها. بیمار  تولید داخل دارد. بیمار ساخت خارج دارد و حتی بیمار مونتاژ شده هم دارد. از همین روست که صنعت گردشگری شهرمان روز به روز  سرو سامان می­یابد. باید کلی از این گردشگران ممنون شد که لااقل بخشی از تخت­های مسافرخانه­های شهر را رزرو می­کنند. این یعنی توسعه گردشگری. یعنی افزایش ضریب اشغال تخت هتل‌ها و مسافرخانه­های تبریز. یعنی کمک به مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای آمارسازی. یعنی تامین مواد اولیه و خام برای کارنامه­سازی.

مزایای ورود بیماران کشورهای همجوار در همین مورد خلاصه نمی­شود. آنها گذشته از اینکه بخشی از تخت­های خالی بیمارستان­ها و مراکز درمانی شهر را پر می­کنند، ارز وارد کشور می­کنند، آنها برای خرید راهی بازارهای شهرمان می­گردند، آنها فرصتی مناسب برای برخی از بازاریان فرصت­طلب و سودجو فراهم می­آورند تا کاسه­ـ کوزه­ی همه دلتنگی­ها، فشارهای روحی و رکود بازارشان را سر آنها بشکنند. آنها سوژه و سرگرمی خوبی برای بیکاران و خیابان­گردها هستند تا روزشان را به شب برسانند. آنها از نزدیک با مصادیق عدالت، مهرورزی و رأفت اسلامی آشنا می­شوند تا سفیران شهر و کشورمان باشند در کشورشان. سفیرانی که تفسیرگر نگرش­ها و افکار ما خواهند بود. سفیرانی که بدون هرگونه چشمداشتی مبلّغ و مدافع فرهنگ ما خواهند بود. مبلّغ کژی­ها و ناراستی­ها ما. مبلّغ نگاه­های گناه­آلود و غرض­ورز ما. مبلّغ همه­ی حقایقی که ما توان قبولش را نداریم. توان نقدش را نداریم. توان دور کردن­شان را از خود و جامعه­مان نداریم.

بیایید عمیق­تر باشیم. بیایید تنها به ماهی تنگ بلورین خانه­مان فکر نکنیم. بیایید دیدگان­مان را از فرودست­ها برداشته، به دوردست­ها خیره کنیم. بیایید مدافع و حامی خلف فرهنگ و پیشینه­ی تاریخی وطن­مان باشیم. بیایید به داشته­هایمان افتخار کنیم، به داشته­های مثبت­مان. بیایید در مسیر اصلاح و تحول قدم برداریم. تعصبات خشک و خالی را از خود دور سازیم. به آینده­ی شهر و مردم­مان بیندیشیم. به آینده­ی فرزندان­مان. به آینده­ی ارک. مسجد کبود. بازار . و در یک کلام آینده­ی تبریز. آینده­ی آذربایجان و ایران.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 0:48  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

میرحسین، قانون اساسی و مردم

بی شک میرحسین موسوی یکی از گنجینه های فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی است. وی در تشکیل شورای فرهنگی انقلاب و حزب جمهوری اسلامی نقش چشمگیری داشت. در دوران نخست وزیری خود نیز علیرغم مشکلات گریبانگیر جنگ تحمیلی، بخوبی توانست کشتی متلاطم انقلاب را به ساحل امن هدایت کند. تاثیر نظرات و دیدگاه های میرحسین، در اصلاح قانون اساسی کشور در همین دوران نخست وزیری نیز امریست که کسی نمی تواند منکر آن باشد.

به هرحال میرحسین بعد از سال ها انزوای سیاسی، اینک بار دیگر پای به این وادی نهاده است تا شاید بار دیگر بتواند بر اوضاع درهم اقتصادی و سیاسی کشور بویژه در عرصه ی بین المللی سر و سامان دهد. اما با توجه به شرایط زمانی، دستیابی به این مهم چندان نیز آسان به نظر نمیرسد. میرحسین راه درازی در پیش دارد. راهی که برای طی آن، نیازمند همراهی و پشتیبانی مردم و گروه های همفکر است. بنابراین، توجه به این مقوله می تواند بسیاری از دشواری های مسیر را تسهیل نماید.

یکی از زوایای شخصیتی میرحسین که در موفقیت وی در انتخابات آتی تاثیرگذار خواهد بود، ظرفیت بالای ایشان در ایجاد همگرایی بین مردم و گروه های سیاسی غیرهمسو است. این امر سبب گردید تا وی، طیف میانه روی اصولگرایان را با خود همراه ساخته و یکی از سنگرهای مهم طیف مقابل را به تصرف خود در آورد. البته ابعاد و نتایج حمایت اصولگرایان اصلاح طلب از میرحسین در روزهای آتی دامنه بیشتری به خود خواهد گرفت چرا که تهران بعنوان مهمترین پایگاه فکری این طیف، علاوه بر دارا بودن نزدیک به یک ششم جمعیت کشور، امکانات نسبتاً زیادی نیز برای حمایت از وی در اختیار دارد.

اما آنچه که در این برهه ی زمانی نباید از سوی میرحسین و گروه های همسو با وی به بوته ی فراموشی سپرده شود، بررسی و شناخت دلایل اصلی رویکرد مردم به میرحسین است. بدون شک، مشکلات اقتصادی کشور و سیاست های غلط دولت نهم در عرصه های داخلی و خارجی در پیدایش چنین روندی بی تاثیر نبوده است، اما به نظر می رسد ریشه ی اصلی این رویکرد را بایستی در جای دیگری جستجو کرد. در واقع دلیل اصلی این رویکرد، نمی تواند چیزی جز ناتوانی دولت های گذشته و فعلی در استفاده از تمام ظرفیت های قانون اساسی کشور باشد. میرحسین برای افزایش ضریب موفقیت خود در رقابت سرنوشت ساز خردادماه، بایستی تضمینات لازم در خصوص پایبندی خویش به تمام اصول قانون اساسی و عدم اجرای گزینشی مواد آن را داده و در این رابطه خیال ولی نعمتان خویش را مطمئن سازد. مردم انتظار دارند رییس جمهور منتخب شان، تمام اصول معطل مانده ی قانون اساسی را به مرحله ی اجرا در آورد. و حتی در صورت نیاز بتواند با همراهی مجلس و نهادهای مسئول، اصلاحاتی را در برخی از اصول آن به عمل آورد.

در کل می توان گفت؛ مردم ایران بویژه آذربایجان به توانمندی های میرحسین در تحقق خواسته های قانونی خود ایمان کامل دارند، شکی نیست میزان باور و ایمان مردم نسبت به میرحسین، در انتخابات خردادماه نمود عینی خواهد یافت. اما اینکه میرحسین تا چه حدی به خواسته ها و انتظارات موکلان خویش جامه ی عمل خواهد پوشاند، مسئله ایست که گذشت زمان آن را آشکارتر خواهد ساخت.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 0:9  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

سرخی تو از من!

وضعیت کنونی مجتمع مس سونگون

آشنایی با مجتمع مس سونگون

مجتمع مس سونگون در 130 کیلومتری شمال شرقی شهر تبریز و 30 کیلومتری شمال شهرستان ورزقان واقع شده است. معدن مس سونگون بر روی کمربند جهانی مس موسوم به کمربند آلپ-هیمالیا قرار دارد.

این مجتمع به منظور تولید کنستانتره با ظرفیت 000/150 تن در سال با عیار 30 درصد مس جهت سال اول بهره برداری طراحی شده است. (فاز اول) کارخانه کانی آرایی (تغلیظ) مجتمع در اواسط سال 1385 راه اندازی شده است و خوراک آن برای ظرفیت فوق توسط سنگ سولفوری استخراج شده از معدن که در نزدیکی کارخانه می باشد با مقدار 7 میلیون تن در سال با عیار متوسط 22 درصد و مس تامین خواهد شد.

قرار است با احداث کارخانه ای مشابه کارخانه اول بعد از سال هفتم بهره برداری، فاز دوم مجتمع شروع به کار کند. که مجموعاً ظرفیت تولید کنسانتره را به 000/300 تن در سال برساند. بار ورودی از معدن جهت تولید این مقدار کنسانتره به 14 میلیون تن سنگ سولفوری افزایش خواهد یافت و زمان طراحی ... فاز دوم 25 سال در نظر گرفته شده است.

در حال حاضر 30 درصد خوراک کارخانجات ذوب مس از مجتمع مس سونگون تهیه می شود. مابقی نیز از معادن میدوک و مجتمع مس سرچشمه تامین می شود.

فرایند تولید کنسانتره

سنگ معدن پس از خردایش اولیه در سنگ شکن مخروطی (ژیراتوری) در انبار مواد دانه درشت ذخیره شده و از آن جا با تناژ حدود 900 تن در ساعت وارد کارخانه کانه آرایی می شود. در این کارخانه پس از طی فرایند خردایش ثانویه در آسیاهای نیمه خودشکن و گلوله ای، عملیات پرعیارسازی در سلول های فلوتاسیون انجام و پس از جداسازی باطله و کنسانتره مس عملیات آبگیری در دو مرحله (تیکزها و فیلترپرس ها) انجام می شود. محصول نهایی کنسانتره با عیار 30 درصد مس خواهد بود که به انبار کنسانتره ارسال می شود و مواد باطله نیز از تیکز باطله به سد باطله منتقل می شود.

سونگون و محیط زیست

با توجه به موقعیت فیزیکی سونگون و حساس بودن منطقه به علت وجود جنگل ها و مناطق سبز ناحیه ارسباران و وجود باغات و مزارع در جوار معدن، تاسیس کارخانجات مس از معدنکاری گرفته تا ایجاد واحدهای ذوب و اسید و پالایشگاه از حساسیت بالایی برخوردار است و باید مطالعات گسترده و فراوانی به خصوص در انتخاب پروسه های مناسب انجام پذیرد تا با حداقل تاثیر منفی روی منابع طبیعی و رعایت ضوابط زیست محیطی محلی و بین المللی، تاسیسات فوق الذکر دایر شوند. برای حصول به این مورد، همکاری سازمان های ذیربط در این پروسه کاری از اهمیت بالایی برخوردار است.

از شروع پروژه، همزمان یا مطالعات فنی و مهندسی، مطالعات زیست محیطی نیز در حال اجرا بوده است. این امر توسط دانشگاه ها و چندین شرکت داخلی و خارجی (شرکت ...) انجام پذیرفته است. این مطالعات در دو طیف ذیل میباشد:

الف) شناخت تاثیر عملکرد مستقیم در محیط اطراف. (طبیعت و موجودات زنده)

ب) چگونگی پیشگیری و کنترل عوامل آلوده کننده در کوتاه مدت و بلندمدت.

ماحصل این مطالعات در اختیار مجتمع مس سونگون برای ایجاد راهکارهایی جهت حفظ منطقه حفاظت شده ارسباران و در نهایت دستیابی به استانداردهای جهانی زیست محیطی قرار گرفته است.

سونگون و اشتغالزایی

مجتمع مس سونگون نقش مهمی در اشتغال و کارآفرینی می تواند ایفا کند. کما اینکه هم اکنون تعداد نیروی انسانی شاغل در مجتمع مس سونگون بیش از 400 نفر (کارمند رسمی) می باشد که حدود 90 نفر (20 درصد) آن دارای تحصیلات لیسانس و لیسانس به بالا و 200 نفر (50 درصد) دیپلم و فوق دیپلم و بقیه زیر دیپلم می باشند. البته بخش زیادی از نیروهای موجود در مجتمع از نیروهای پیمانکاری می باشند که از کارهای خدماتی گرفته تا عملیات استخراج و سایر کارها را انجام می دهند.

علاوه بر آمار شاغلین فوق الذکر، در صورت عملی شدن پروژه های توسعه، بیش از یک هزار نفر بصورت مستقیم و 15 هزار نفر بصورت غیرمستقیم جذب کار خواهند شد.

سونگون و محصولات تولیدی آن

غیر از کنسانتره تولیدی در شرکت مس سونگون، قرار است مولیبدن موجود در کنسانتره نیز بازیابی شود. پروژهی کارخانه مولیبدن اکنون در حال فعالیت می باشد و طرح اولیه کارخانه و انتخاب پیمانکار EPC در این مرحله انجام شده است. امید است در سال های آتی مولیبدن موجود در مس نیز استحصال شده و این فلز گرانبها و باارزش نیز جزو تولیدات مجتمع مس سونگون درآید.

غیر از مولیبدن، در صورت اجرا شدن پروژه های توسعه که شامل پروژه ذوب و کارخانه اسید و اکسیژن و پروژه پالایشگاه هستند می توانیم مس آندی و کاتدی و اسید سولفوریک و استحصال خاک فلزات گرانبها (طلا و نقره) را نیز جزو دیگر محصولات تولیدی مجتمع مس سونگون به حساب آوریم.

سونگون و تجهیزات به کار گرفته شده در آن

در فاز اول کارخانه حدود 3500 تن ماشین آلات خارجی و حدود 6500 تن نیز ماشین آلات ساخت داخل استفاده شده است. همچنین در فاز دوم، کمی کمتر از مقادیر فوق تجهیزات و ماشین آلات استفاده خواهد شد.

پیمانکار MC و EPC فاز دوم تغلیظ، هم اکنون مشخص شده است و پروژه در حال انجام مراحل بعدی کار می باشد. در مورد پروژه های ذوب و اسید و پالایش و اکسیژن مراحل آماده سازی محوطه کارخانه در حال تکمیل می باشد که تاکنون حدود 4 میلیون و 500 هزار مترمکعب خاک جهت تسطیح و آماده سازی محوطه خاکبرداری شده است.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 16:55  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

ما در سال "اصلاح الگوی مصرف"

فعالیت در عرصه مطبوعات با همه سختی­ها و دل­نگرانی­هایش، دنیایی متفاوت است. دنیایی که برای خود اصول و قواعد خاصی دارد. قواعدی که مجبور هستی از آنها پیروی کنی. باید مدام گوش به زنگ باشی تا بتوانی در کمترین زمان بر اخبار، حوادث و رویدادهای پیرامون­ات احاطه داشته باشی. باید خاستگاه اخبار را خوب بشناسی و بدانها تسلط داشته باشی. برای همین در پای تلویزیون، بست نشسته و منتظر پیام نوروزی رهبر بودم. بالاخره زمان موعود فرا رسید و سال 88 سال "اصلاح الگوی مصرف" نام گرفت. از همان ابتدا می­توانستم اقدامات احتمالی برخی از سازمان­ها و وزارتخانه­ها را حدس بزنم. تشکیل ستادها و کارگروه­های متعدد، تهیه­ی شعارهای مرتبط، چاپ بروشور و بنرهای تبلیغاتی و از همه مهمتر حضور در جمع خبرنگاران رسانه­های جمعی و تشریح برنامه­ها و اولویت­های سازمان تحت مدیریت خود در سال اصلاح الگوی مصرف. با اینحال هیچ وقت فکر نمی­کردم تب و تاب این نامگذاری، تا این اندازاه برخی از مدیران را فرا بگیرد. منتظر بودم آقایان مدیر و مسئول، در اولین قدم کمبودها و ریشه­ها را باز شناسند و آنگاه با بررسی  جوانب مساله، راهکار اساسی برای اصلاح ارایه نمایند. اما چه کنیم که جامعه ما همیشه از افراط و تفریط در رنج است.

روزها می­گذرند و زمان هرچه پیش می­رود زوایای جدیدی از تصمیمات و اقدامات مدیران آشکار می­شود. همه به فرمان رهبر و مقتدای­شان لبیک گفته­اند. همه آماده­­ی ایثارند. همه از جان و مال و حق دیگران ایثار می­کنند. همه مصمم­اند تا این بار مسئولیت را به بهترین نحو به سرمنزل مقصود برسانند. یکی حذف پایان­نامه­های مقاطع کارشناسی ارشد را مطرح می­سازد و آن دیگری شاید در صدد ایجاد آزادراهی است تا شهروندانش همه روزه به نظاره­ی بهشت بنشینند و صبح را با تناول صبحانه­ی بهشتی آغاز کنند.

اما هنوز در ابتدای راهیم. ما چشم انتظار روزهای پرباریم. ما شب را به امید فرادیی متفاوت به صبح می­رسانیم. ما همان­هایی هستیم که در آغازین لحظه­ی سال از پروردگارمان خواسته­ایم حال­ و روزگارمان را به بهترین وجه تغییر دهد. ما طرفدار تغییر و تحوّل­ایم. ما همیشه دنبال تغییریم. برایمان مهم نیست این تغییر چه باشد و یا چه بر سر سرنوشت ما و جامعه­مان بیاورد. ما تصمیم داریم دیگرگونه شویم. ما می­خواهیم راه اصلاح در پیش گیریم. پس، تا پایان سال با ما همراه شوید. ما و مدیران کشورتان را در این راه پرخطر تنها مگذارید. ما طرح­ها و برنامه­های جذابی برایتان تدارک دیده­ایم. ما برای هر روز سال­تان، برنامه­­ای متفاوت داریم. مطمئن باشید از همراه ما بودنتان پشیمان نخواهید شد و اگر خدای ناکرده چنین اتفاقی افتاد باز از پای نخواهیم نشست. ما تکذیب می­کنیم ولی زیر بار حرف زور نمی­رویم. ما و اقرار بر اشتباه، سالهاست باهمدیگر قهریم. ما حاضریم جان و آبروی دیگران را در طبق اخلاص نهاده و هزینه­اش کنیم، لیکن پرده از ضعف و قصورمان برنداریم. ما پیروان راستین پیشوایمان هستیم، می­میریم ولی زیر بار ذلت نمی­رویم. ما همه را فدای افکار و ایده­هایمان می­کنیم. ما بهترین­ایم. ما احسن الخالقین­ایم. ما بری از اشتباه و گناهیم. ما صاف و ساده­ایم، عین بلور. عین چشمه زلال. عین دل­های بی­غل و غش کودکان.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 13:39  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

قاراداغ

*جعفر پوررضوي

 باتيبسان آغ قارا هئي هئي قاراداغ   

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

سيلكه­له ساچلاريني قار سپه­لنسين، دور اويان

دوشموشم سندن اوزاق اودلانيرام سن­سيز اينان

باس مني باغرينا دولدور گؤزومو توپراغيلان

دوشدو باغريم دارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

سن داياقسان ائلينه باشين اوجا شانلي داياق

باش بولوددان يوخاري توپراغين آلتيندا آياق

قارا ساچلار سريليب چيينينه جئيراندي داراق

ساچيني آچ دارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

واردير اووجوندا گونش گوندوزه، آخشامدا آيين

او تايين گنجه­دي تبريز دير، اهر دير بو تايين

دالغلارلا ووروشور چوخ داريخير آرپا چايين

سسله گلسين سارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

یئنه ده آرپا چاييندا گؤروشور نازلي سارا

خان چوبان منصور اولوب، چكدي اؤزون بيرده دارا

يئتيريب بيرده كوراوغلو خبرين، كيم نيگارا؟

كيم دئييبدير يارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

قايالاردان اوجالان قارتالا بابك دئييرم

قانادين گؤيده آچان قارتالا بابك دئييرم

قايان اوسته ياشايان قارتالا بابك دئييرم

باغليام ايلقارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

هاوالاندير، هاوالانديرسين آشيق بيرده سازي

باغرينا باس بيزيله بيرده باريشدير آرازي

قوو قيشين بايقوشونو اؤلكه­ميزه پايلا يازي

گئجه­ني چك دارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

گون باتير گوندوز اولور باش اته­يين چملي قارا

كيم چكيبدير گؤره­سن كهليیي داغلاردا، دارا

ديليمه باسديلا داغ، اف قاباريب اولدو يارا

اولدو بيتمز يارا هئي هئي قاراداغ

ساچي آغ، گؤز قارا هئي هئي قاراداغ

+ نوشته شده در  یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 16:7  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |