موسوی، اصولگرایی با حامیان اصلاحطلب!
دیروز، شوای نگهبان اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شدهی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد تا برایمان تثبیت شود در این مملکت 70 میلیونی فقط 4 نفر صلاحیت رییسجمهور شدن را دارند. در حقیقت دایرهی خودیهای نظام جمهوری اسلامی، دیروز در حدی غیرقابل تصوّر، تنگتر و تنگتر گشت. بطوری که تنها 4 نفر از بین 476 نفر مجوز رقابت یافتند تا شانس خود را در بوته آزمایش بنهند؛ دو اصولگرا و دو اصلاحطلب.
با اتفاقات دیروز، پروسهی کاهش مشارکت مردم در پای صندوقهای رأی کلید خورد تا کشورمان، بار دیگر برگزاری انتخاباتی با پایینترین میزان مشارکت مردمی را رقم بزند.
اما گویی، فکر اینجایش را هم کردهاند. موسوی فرزند آذربایجان است، کروبی فرزند لرستان و رضایی فرزند خوزستان. احمدینژاد هم جدای از اینکه به خاک گرمسار تعاق دارد، با جریانات عوامفریبانهای که به راه انداخته در جای جای شهرها و روستاها، کلی خواهان دارد. پس با این حساب، رأی درصد قابل توجهی از برادران و خواهران ترکزبان و لر زبان و عربزبانمان محفوظ است و برای مابقی هم چارهای دیگر خواهیم اندیشید. البته بهتر است بگوییم اندیشیدهایم. چرا که دولت نهم با افتضاحاتی که در عرصههای اقتصادی و سیاسی بویژه سیاست خارجی کشورمان به بار آورده، زمینه را کاملاً مهیا ساخته است تا منجی دیگری برای رهایی کشور از مشکلات موجود، پای به عرصه بگذارد. اما این به اصطلاح منجی، چون منجی چهار سال پیش آنقدرها هم ناشناخته نیست. او میرحسین است. همان میرحسینی که در جامهی اصلاحطلبان قد علم نموده، هرچند که اصولگراتر از هر اصولگرایی باشد. همان که به عقیدهی من سواره نظام اصولگرایان است در میدان اصلاحطلبان. و الحق، چه خوب از عهدهی ایفای این نقش برآمده است.
اما چه میتوان کرد؟! این قاعدهی سیاست و سیاستبازان است که همیشه دنبال رگ تودههای مردم میگردند، ایران ما هم که جان میدهد برای این جور کارها. البته برای این حرفم، دلیل دارم. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا هم اصلاحطلبان و هم بخشی از اصولگرایان از موسوی حمایت میکنند؟ به نظرتان، میرحسین اصلاحطلب است یا اصولگرا؟ یا نکند، اصولگرایان و اصلاحطلبان جایشان را عوض کردهاند؟ چرا بخشی از اصولگرایان تحت عناوین «اصولگرایان اصلاحطلب» و « اصولگرایان حامی میرحسین» از موسوی حمایت میکنند در حالی که میرحسین در اصولگرایی نه به پای احمدینژاد میرسد و نه به پای رضایی؟! و باز چرا اصلاحطلبان از میرحسین حمایت میکنند، از میرحسینی که رفتار و افکار و عملکردش با اصلاحطلبی فاصلهای هزاران فرسخی دارد. در حالی که کارنامهی کروبی در اصلاحطلبی بر کسی پوشیده نیست. کروبی همان کسی است که «شیخ اصلاحات» لقب گرفته است. راستی معیار سنجش اصولگرایی و اصلاحطلبی در این کشور، کدام است؟
به نظر میرسد حمایت گروههای اصلاحطلب از میرحسین ربطی به اصلاحطلب بودن وی ندارد، چرا که در اینصورت کروبی گزینه اول آنها میشد، نه میرحسین. بلکه دلیل حمایت اصلاحطلبان از میرحسین، صرفاً به اقبال عموم مردم از وی بر میگردد. و اصلاحطلبان امیدوارند با پیروزی میرحسین بار دیگر شکوه و عظمت از دسترفتهشان را باز یابند. و همینطور حمایت طیفی از اصولگرایان، از میرحسین را نباید صرفاً حمایت اصولگرایان از یک کاندیدای اصلاحطلب تلقی کرد، چرا که میرحسین همچنانکه قبلاً نیز گفته شد اصولگرایی است در لباس اصلاحطلبان. به جرأت میتوان گفت؛ دلیل اصلی حمایت اصولگرایان از میرحسین، در همین نکته نهفته است. در واقع، اصولگرایان با حمایت از موسوی در تلاشاند همچنان قدرت را در دستان خویش قبضه کنند.
در هرحال، امروز بعینه شاهد له شدن تن نحیف و استخوانهای پوسیدهی اصلاحطلبی ایران در زیر چرخهای اصولگرایی هستیم. شاهدیم که چگونه اصلاحطلبان با دستان خویش، مواضعشان را تقدیم اصولگرایان کرده و دهان اصلاحطلبان واقعی را دو قفله میکنند. و اصولگرایان چه آسان پایگاههای اصلاحطلبان را در نوردیده و فاتحانه پیش میتازند.