مبلّغان فرهنگ ما
شهر من تبریز، پزشک دارد. مطب دارد. درمانگاه دارد. بیمارستان دارد و از همه مهمتر کلی شهروند مریض احوال دارد. بیمار دارد در همهی اقسام و تیپها. بیمار تولید داخل دارد. بیمار ساخت خارج دارد و حتی بیمار مونتاژ شده هم دارد. از همین روست که صنعت گردشگری شهرمان روز به روز سرو سامان مییابد. باید کلی از این گردشگران ممنون شد که لااقل بخشی از تختهای مسافرخانههای شهر را رزرو میکنند. این یعنی توسعه گردشگری. یعنی افزایش ضریب اشغال تخت هتلها و مسافرخانههای تبریز. یعنی کمک به مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای آمارسازی. یعنی تامین مواد اولیه و خام برای کارنامهسازی.
مزایای ورود بیماران کشورهای همجوار در همین مورد خلاصه نمیشود. آنها گذشته از اینکه بخشی از تختهای خالی بیمارستانها و مراکز درمانی شهر را پر میکنند، ارز وارد کشور میکنند، آنها برای خرید راهی بازارهای شهرمان میگردند، آنها فرصتی مناسب برای برخی از بازاریان فرصتطلب و سودجو فراهم میآورند تا کاسهـ کوزهی همه دلتنگیها، فشارهای روحی و رکود بازارشان را سر آنها بشکنند. آنها سوژه و سرگرمی خوبی برای بیکاران و خیابانگردها هستند تا روزشان را به شب برسانند. آنها از نزدیک با مصادیق عدالت، مهرورزی و رأفت اسلامی آشنا میشوند تا سفیران شهر و کشورمان باشند در کشورشان. سفیرانی که تفسیرگر نگرشها و افکار ما خواهند بود. سفیرانی که بدون هرگونه چشمداشتی مبلّغ و مدافع فرهنگ ما خواهند بود. مبلّغ کژیها و ناراستیها ما. مبلّغ نگاههای گناهآلود و غرضورز ما. مبلّغ همهی حقایقی که ما توان قبولش را نداریم. توان نقدش را نداریم. توان دور کردنشان را از خود و جامعهمان نداریم.
بیایید عمیقتر باشیم. بیایید تنها به ماهی تنگ بلورین خانهمان فکر نکنیم. بیایید دیدگانمان را از فرودستها برداشته، به دوردستها خیره کنیم. بیایید مدافع و حامی خلف فرهنگ و پیشینهی تاریخی وطنمان باشیم. بیایید به داشتههایمان افتخار کنیم، به داشتههای مثبتمان. بیایید در مسیر اصلاح و تحول قدم برداریم. تعصبات خشک و خالی را از خود دور سازیم. به آیندهی شهر و مردممان بیندیشیم. به آیندهی فرزندانمان. به آیندهی ارک. مسجد کبود. بازار . و در یک کلام آیندهی تبریز. آیندهی آذربایجان و ایران.