خیز بلند فوتبال ایران؛
ارتش سرخ در راه است
غلامرضا بقایی
پرچمهای سرخ
پرچمهای سرخ، به اهتزاز در آمده، صورتهای رنگآمیزی شده، کلاههای مخصوص به رنگ لباس تیم و بوقچیهایی که مدام شور میپراکنند و طبلهایی که میغرند، گویا ارتشی در راه است.
هوارداران، سرود میخوانند و تیمشان را تشویق میکنند. با هر حرکت رو به جلو از تیم، به پا میخیزند و با هر گل به هوا پرت میشوند، گویا جاذبهای بر روی کره زمین وجود ندارد.
اغلب آنها به ورزشگاه میآیند فقط برای تماشای پیروزی تیمشان. آنها تیمشان را مأمور کردهاند تا به جای آنها پیروز شود، تیمی که قرار است آرزوهای آنها را برآورده کند. آنها طرفداران بایرمونیخ آلمان، رئال مادرید یا آث میلان نیستند، آنها طرفداران پر و پا قرص بارسلون ایران ـ تراکتورسازی ـ هستند.
برف یا باران فرق نمیکند، حتی در روزهایی که از آسمان گرما میبارید به تشویق تیمشان ادامه دادند. تماشاچیانی که حریفان را مسخره نمیکنند و ناسزا نمیگویند و برای حرکتهایب زیبای حریفان هم دست میزنند. آنها بارها به عنوان بهترین تماشاگران کشور برگزیده شدهاند.
روز چهارشنبه 18 خردادماه با صعود تراکتورسازی به لیگ برتر، هواداران به آرزویشان رسیدند و تا پاسی از شب این شادی را جشن گرفتند. شادی هواداران این تیم در استانهای همجوار نشان داد که از نظر تعداد تماشاگر، تراکتورسازی شانه به شانهی تیمهای بزرگ آبی و قرمز پایتخت میزند، علیالخصوص آنکه حالا نمایندهی فوتبال آذربایجان است.
اهمیت فوتبال آذربایجان، علیآبادی رییس سازمان تربیتبدنی و معاون رییسجمهوری را تا ورزشگاه اختصاصی تراکتورسازی کشاند تا در معیت استاندار آذربایجانشرقی به تماشای آخرین مسابقهی تراکتورسازی در لیگ دسته اول بنشیند. این اقدام شایستهی مهندس علیآبادی و سپس پیام تبریک ایشان به فوتبالدوستان آذربایجان نشان داد که سازمان تربیتبدنی، خیز فوتبال ایران را در گرو رشد فوتبال آذربایجان یافته است، امری که سالها پیش باید تحقق مییافت!
سال طلایی
تمام تیمهای باشگاه تراکتورسازی اعم از پایه و بزرگسال، سال درخشانی را پشتسر گذاشتند. در هر دو ردهی نوجوانان و جوانان به مقام چهارمی کشور و در ردهی بزرگسالان به آرزوی دیرینهی صعود به لیگ برتر دست یافتند.
اما پرافتخارترین موفقیت از آن تیم امید تراکتورسازی است که به مقام نخست کشوری دست یافت و این یعنی ظهور نسل جدید فوتبال آذربایجان. سعید آقایی، محمد قنبری، محمدرضا حسنیفر، پرویز نوری، امین قلیزاده، مهدی محمدزاده، بهرام دباغ، مهرداد یگانه، عباس شیروند و علی ممیزاده اینک ملیپوشان تراکتورسازی در تیمهای پایه هستند و مسعود ابراهیمزاده و میلاد نصرتی در تیم ملی امید توپ میزنند.
هرچند سرمربی تراکتورسازی معتقد است ماندن در لیگ برتر از صعود به این لیگ آسانتر است، اما یارگیری جدید تراکتورسازی نشان از هدفهای بزرگتری دارد. به طور یقین نامهایی چون مهمد نصرتی، عباس آقایی، نیکبخت واحدی، ترائوره و دیگران تنها برای ماندن در لیگ برتر به خدمت گرفته نشدهاند و این به معنی امتداد موفقیتهای این تیم خواهد بود.
مدیری که زمین را به آسمان دوخت
مدیریت، کلید مشکلات و مسایل مختلف جامعه است. بدون شک مهمترین عامل موثر در هر سازمانی، مدیریت آن سازمان به شمار میرود. مدیریت صحیح میتواند رشد و بالندگی سازمان و حرکت و پویایی مجموعه را به سمت و سوی اهداف فراهم نماید.
باشگاه فرهنگی ـ ورزشی تراکتورسازی نیز از این قاعده مستثنی نیست. با آمدن ناصر شفق، بارقهی امید در میان هوارداران تیم روشن گردید و همانطور هم که انتظار میرفت، موفق شد. هرچند موفقیتهای به دست آمده، نتیجهی حمایتهای مهندس زمانلو مدیرعامل شرکت تراکتورسازی و تلاش و کوشش مربیان و بازیکنان تیم میباشد، اما این شفق بود که تمام این عوامل را گرد هم آورد، حواشی را از تیم زدود و حمایتهای مدیریت ارشد استان را جذب کرد تا فضای لازم برای صعود تیم به لیگ برتر به دست آید.
مربی با انگیزه و جویای نامی چون فراز کمالوند را به خدمت گرفت و لیست بازیکنان مورد نظر وی را جذب کرد و در ردهی امید نیز از مربیگری پورحسین و پژمان استفاده کرد و با کمک استعدادهای جوان آذربایجان بر بام فوتبال ایران تکیه زد.
روزی که امیدهای تراکتورسازی در بازی فینال، با بهرهمندی از استعدادهای فوتبال آذربایجان، تیم متمکن سپاهان اصفهان را در هم کوبیدند این ناصر شفق ربود که مزد مدیریت صحیح خود را گرفت.
ریشه در سالهای دور
ابتدای رشد فوتبال در ایران، با نام یک تبریزی همراه است. حسین صدقیانی مشهور به حسین افندی ـ آقای گل فوتبال بلژیک در چهار دوره ـ از زمانی که در سال 1316 وارد کشور شد، موجبات رشد فوتبال ایران را پدید آورد. قبل از وی در سال 1299 در گوشه و کنار کشور از طریق اتباع کشورهای اروپایی یا ایرانیان بازگشته از اروپا، فوتبال کم و بیش در ایران پا گرفته بود.
در سال 1347 باشگاه ماشینسازی و از سال 1349 باشگاه تراکتورسازی تشکیل یافتند. حسین فکری و اسماعیل هاشمی اولین مربیان این تیمها بودند. در سالهای 53، 54 و 55 تراکتورسازی به فینال جام حذفی کشور راه یافت و در سال 71 این تیم با مربیگری واسیلی قوجا تکنیکیترین فوتبال را در ایران به نمایش گذاشت و در سال 74 به عنوان نمایندهی کشور، مقام قهرمانی جام میلز هندوستان را به دست آورد.
نامهایی چون احد شیخلاری، سیدمحمد سیدعلوی، رحیم مهلقایی، امیر داداش ضیایی، برادران دینمحمدی، داود رستمی، یوسف باهنر، استاد اسدی، مرحوم دکتر نیکمهر، عباس آقایی، برادران خطیبی، ستار همدانی، اسماعیل هلالی و ستارهی فوتبال معاصر ایران کریم باقری که عنوان دومین گلزن تاریخ فوتبال کشور را پس از دیگر اسطورهی آذربایجانی فوتبال ایران ـ علی دایی ـ بر سینه دارد، یادآور اهمیت، نقش، قدمت و تاثیر فوتبال آذربایجان در ایران است.
افسون فوتبال
چرا یک بازی زبه ظاهر بیاهمیت، میتواند جمعیتی را تا این اندازه بر انگیزد و هزاران هوادار را از کار و استراحت روزانه جدا کرده به ورزشگاهها بکشاند یا در پای تلویزیون میخکوب نماید؟
آری این افسون فوتبال است، جادویی که نمیتوان آن را انکار کرد، یا نادیده گرفت ولی میتوان هدایت نمود و به نحو مطلوب از آن بهره جست. از اقتصاد آن منتفع شد و از نقشهای اجتماعی آن کامیاب گردید، آن چنان که دیگران شدهاند و میشوند.
فوتبال میتواند توریست به کشور بیاورد، باعث نزدیکی و دوستی ملتها شود، فرهنگ کشوری را صادر نماید، باعث اتحاد ملی در داخل کشور باشد، فضای شور و نشاط را در جامعه بپراکند و مردم را برای زندگی باانگیزه نماید. میتواند مناسبترین برنامه برای اوقات فراغت باشد، برای جوانان الگو سازی نماید، اگر سررشتهی امور در دست متخصصین جامعهشناس و روانشناس بوده باشد. در غیر اینصورت ممکن است این کاخ زیبا به یکباره فرو ریزد.
بدون شک صحبت از فوتبال به منزلهی اظهار نظر دربارهی یک جنبه از بشریت است.