مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

اندر حال و هوای روز انتخابات در ورزقان

احمد احمدي

عجيب است، بسيار عجيب. يكي از چهارشنبه‌هاي ارديبهشت‌ماه امسال بود كه با يك دوست و همكار بزرگوار، در اتوبوس شركت واحد باهم نشسته بوديم. گفت: ببين چه هواي دل‌پذيري است! امسال طبيعت غوغا مي‌كند. راستي پنجشنبه و جمعه را كجا مي‌رويد؟ گفتم من معمولا هر پنجشنبه و جمعه به زادگاهم مي‌روم. شهرستان ورزقان، روستاي بكرآباد. هم سري به پدر و مادر نازنينم مي‌زنم و هم از مواهب عالي پروردگار در طبيعت، استفاده مي‌كنم. آخر شهرستان ورزقان از نظر طبيعت با بهشت برين برابري مي‌كند؛ گفت: اي واي تا ورزقان را گفتي، دوباره لرزه بر جانم نشست.جاي عجيبي است. من تا دو سال پيش ورزقان را نديده بودم. تا اين كه در انتخابات اخير پسرم به يكي از نامزدهاي محترم قول داده بود كه با خانواده مي‌آييم و راي مي‌دهيم. در روز مقرر سوار ماشين پسرم شديم تا برويم، هم اين شهر زيبا را ببينيم كه دايم تعريفش را شنيده بودم و هم راي خود را بدهيم و برگرديم. خدا روز بد نياورد. وقتي از جاده‌ي اهر-تبريز در نزديكي خواجه به جاده‌ي اختصاصي ورزقان پيچيديم، بوي چوبدستي و چماق و دگنك را احساس كردم. حال و هواي عجيبي ديدم و احساس نمودم كه از حوزه‌ي استحفاظي جمهوري  مقدس اسلامي ايران، خارج شده‌ايم. هر چه قدر به خود ورزقان نزديك تر مي‌شديم، اين بو شديدتر شده و خود چماق و دگنك‌ها به چشم مي‌خورد. آدم‌هاي عجيب و غريبي جلو ماشين را مي‌گرفتند و سوال مي كردند: طرفدار كدام نامزد هستيد؟ ما هم هر بار با ترفند خاصي چيزي مي‌گفتيم و رد مي‌شديم. ماشين‌هاي عجيب و غريبي با فرم‌ها و اندازه ها و شماره‌هاي متفاوت و با چندين برابر ظرفيت خويش آدم بار كرده و جاده را عجيب شلوغ نموده بودند. عده‌اي با خوشرويي از مسافران عزيز انتخاباتي استقبال مي‌كردند و عده ي زيادي با اخم و قيافه­هاي ترش و تلخ و لفظ‌هاي مريخي جلو ماشين‌ها را مي‌گرفتند و مي‌پرسيدند: آدم‌هاي چه كسي هستيد؟ گويا مسافران محترم انتخاباتي و رانندگان عزيز، بسيار حرفه‌اي‌تر از آنها بودند و از نوع چماق‌ها و رديف الفاظ مي‌شناختند كه اين ها چماق به دستان كدام نامزد هستند. جوابي متناسب با سوال اين بزرگان مي‌دادند و رد مي‌شدند. و بعضي‌ها كه اولين بارشان بود، حقيقت را مي‌گفتند. يا آنها را برمي‌گرداندند يا مي گفتند، اگر مي‌خواهيد سر و كله‌اي سالم برايتان بماند بايد سر فلان صندوق برويد و به فلان نامزد راي بدهيد. بالاخره بعد از مدتي و پس از گذشتن از ايست‌هاي بازرسي انتخاباتي كه هيچ كدام به نيروي انتظامي محترم تعلق نداشت و وابسته به نامزدهاي دلسوز و محترم مجلس شوراي اسلامي بود، به خود ورزقان رسيديم. من با چشم محققانه و گوش نقادانه به حشر عظيم مردمي اطراف صندوق‌ها نگاه مي‌كردم و سخنانشان را مي‌شنيدم. حركت‌هاي نامناسب، چشمانم را مي‌رنجاند و سخنان بي‌ربط و گاهي فحش‌هاي عهد عقيق گوشم را مي‌نواخت. به اين نتيجه رسيدم كه تمام جاده‌هاي مواصلاتي مختوم به ورزقان مثل جاده‌ي تبريز، شرايط خاص خودش را داشته است. مخصوصا جاده‌ي اهر- ورزقان، ديدني‌تر بوده است و اين واقعيت و حقيقت داشته كه تمام نامزدهاي محترم در حد توان خود از شهرها و حتي از استان‌هاي هم‌جوار افراد گوناگون زنده و مرده( شناسنامه‌ي مردگان) به ورزقان كشيده بودند و حتي آنهايي كه پول نداشتند، در صورت داشتن پول يقينا تمام ايران را مي‌توانست به ورزقان بكشد. در ميان مسافران محترم انتخاباتي عده‌اي به هدف مي‌رسيدند يعني راي خود را به صندوق مي‌انداختند و پول خود را مي‌گرفتند و برمي‌گشتند و عده اي سرگردان مي‌مانند و در اثر ترغيب و تهديد اطرافيان نامزدهاي محترم، سردرگم مانده راي نداده و پول نگرفته ده‌ها فحش چارواداري شنيده با پاي پياده يا با پول جيب خودشان، خويشتن را به محل زندگي خود برمي‌گرداندند. يك لحظه متوجه شدم كه مسير 10 كيلومتري اتوبوس خط واحد طي شده و به ايستگاه پياده شدن من نزديك گشته است. خوشبختانه ترافيك موجود در شهر فرصت 40 دقيقه اي ايجاد كرده بود تا آن دوست عزيزم اين خاطرات شيرينش را از ورزقان بيان كند. اما براي من كه همين صحنه‌ها را كم رنگ­تر يا پررنگ‌تر، خودم با چشم خويش ديده بودم، چندان غريب نمي‌آمد. چون من در هر دوره سعي كرده‌ام خانوادگي، راي خويش را در زادگاه خودم، و به نامزد دلخواه خودم بدهم. تا حال كسي ندانسته است كه به كي راي داده‌ام و حتي تا حال از نمايندگان محترم ورزقان هيچ خواسته شخصي و غيرشخصي نداشته‌ام. فقط هنگام ديدار، سفارش مردم و شهرستان را به آنها نموده‌ام و خودشان بهتر مي‌دانند. در اين مقال مخاطب من افراد وارگان‌هاي محترم زير است.

1- نامزدهاي محترم: چرا سعي مي‌كنند از هر وسيله‌اي منطقي و غيرمنطقي براي رسيدن به هدف خود استفاده نمايند؟

2- فرماندار محبوب و بزرگوار: چرا بايد چنين شرايطي براي رشد و نمو چماق و دگنك ايجاد شود؟

3- نيروي انتظامي محترم: چرا بايد با وجود بازوي تواناي شما ولي با حضور كم‌رنگ و بي‌رنگ خود در جاده‌هاي مواصلاتي و اطراف صندوق‌هاي آرا، ميدان نامناسبي براي فرصت­طلبان و قلدران انتخاباتي ايجاد شود؟

4- دانشگاهيان و فرهنگيان عزير: چرا با وجود قله‌هاي توانا و انديشه‌هاي تعالي‌جو و افكار عالمانه، قله و انديشه و فكر و علم جاي خود را به چماق و دگنك و حتي ساطور قصابي مي‌دهد.

5- مسافران محترم غير بومي انتخاباتي: چرا شرافت والاي انساني خود را كه اشرف مخلوقات هستيم، زير پا مي‌گذاريم و در برابر مزد يك روز كارگر ساده و يك وعده غذا به ماشين‌هاي قراضه از هر نوع با چهار برابر ظرفيت بار مي‌شويم و در مقصد، راي داده و نداده و پول گرفته و نگرفته و با شنيدن سخنان ركيك و گزنده، حتي يكي دو روز هم آنجا سرگردان مي‌مانيم و نمي‌توانيم دو سه روز بعد هم به كارهاي خود برسيم «افلا تعقلون؟»...

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۰ساعت 11:17  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

آرامش انتخاباتی؛ ضرورت انتخابات نهم

با شدت گرفتن موج استعفاي برخی مسئولین کشوری و لشگری برای نامزدی در انتخابات مجلس نهم، بحث‌ها در حاشيه‌ي انتخابات داغتر شده است. هرچند انتخابات مجلس نهم از اسفند سال گذشته و با سخنان سخنگوي شوراي نگهبان كليد خورد اما قطار انتخابات نهم موقعي سرعت گرفت كه در اواخر فروردين ماه وزير كشور، دوازدهم اسفند 90 را تاريخ برگزاري انتخابات اعلام كرد.

هدف از نگارش اين يادداشت، بررسي اجمالي مهمترين خواسته‌ي مردم از كانديداها و برگزاركنندگان انتخابات يعني «آرامش انتخاباتی» است

در كل جريان انتخابات در كشور ما دو نتيجه در پي دارد:

1.       رفراندومی بودن انتخابات و تایید نظام

2.       ظهور نخبگان و سیاسیون با عنوان کاندیدا و کسب آراء بالا و ورود به عرصه‌ی رسمی سیاسی.

ظهور کاندیداها و نخبگان سیاسی در عرصه‌ی انتخابات همواره با بحث‌هایی همراه بوده و هست که نه تنها باعث از بین رفتن فضای پاک انتخاباتی نمی‌شود، بلکه عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی را برای انجام عملیات و مانورهای سیاسی بهتر می‌کند.

پرهیز از انحرافات اخلاقی و سیاسی توسط کاندیداهای مطرح و نخبه و رقابت سالم از جمله نکات قابل توجه برای کاندیداها می‌باشد. کینه و کدورت‌های قدیمی و استفاده‌ی ابزاری از انتخابات جهت انتقام‌جویی توسط کاندیداهای محترم، نه تنها باعث محبوب شدن چهره‌ی آنان نزد مردم و افزایش آراء آنان نمی‌شود بلکه باعث ایجاد چند دستگی و بروز اختلافات بنیادین میان اکثر اقشار جامعه و اکثر سیاسیون خواهد بود.

تخریب و فضاسازی منفی علیه دیگر کاندیداها در این دوره از انتخابات دارای حساسیت بسیار بالایی است زیرا شعله‌های اغتشاشات دو سال پیش به طور کامل خاموش نشده و عمل اشتباه هر یک از کاندیداهای محترم به منزله‌ی دامن زدن بر این آتش نیمه خاموش می‌باشد و هرکس عمل اشتباهی مرتکب شود می‌بایست بالطبع منتظر عواقب آن نیز باشد. بي‌شك کاندیداهایی موفق خواهند بود که خود را اسیر بازی‌های سایه‌ای برخي عوامل ننمایند.

بايد توجه داشت؛ تجارت انتخاباتی و خرید آراي مناطق محروم و قشر ضعیف کشور امری مذموم است که از سوی مردم تحریم خواهد شد و سخنرانی‌های غیرواقع و خرج‌های کلان تبلیغاتی کاندیداها بیانگر اهداف شوم آنان در رسیدن به مجلس می‌باشد.

امیدوار هستیم در این دوره از انتخابات افرادی وارد مجلس نهم شوند که اولا فعال، مبتکر و نخبه باشند و ثانیا رنج و درد کشیده باشند تا بتوانند درد و رنج ملت را درک نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۷ تیر ۱۳۹۰ساعت 18:0  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

قوم تپه؛ كويري در دل آذربايجان

احمد حسن نژاد

تا به حال بر روي شن‌هاي كوير راه رفته‌ايد‌؟ تجربه‌ي لمس شن‌هاي ماسه‌اي كوير را چطور؟ آيا تاكنون چنين تجربه‌اي داشته‌ايد؟

وقتي واژه كوير را مي‌شنويم بي‌درنگ بيابان‌هاي شمال آفريقا، بيابا‌هاي حجاز و يا كويرهاي فلات مركزي ايران در ذهن‌مان تداعي مي‌كند. كويرهايي كه وزش باد هر لحظه شن‌هايش را جابه جا كرده و تپه‌هاي شني را نابود مي‌كند تا تپه‌هاي جديدي پديد آورد. راه رفتن بر روي شن‌هاي داغ كويري كه افق آسمانش بسيار وسيع‌تر از افق مناطق كوهستاني است يكي از ماندگارترين لحظات زندگي انسان‌هايي است كه از داشتن كوير محروم‌اند. چه زيباست لحظه‌اي كه ماسه‌هاي زير پايت چون پشم حلاجي شده پاهايت را نوازش كنند و زانوانت چنان آرام و روان خم شوند كه گويي باري سنگين بر دوش ‌كشيده‌اي.

ما عادت داريم براي تجربه‌ي زيبايي‌هاي كوير، رنج روزها سفر را بر خود هموار سازيم، فقط بخاطر اينكه شناخت كاملي از استان خود نداريم. فقط به خاطر اينكه فكر مي‌كنيم آذربايجان ما از داشتن موهبت‌هايي چون بيابان و كوير محروم است.

آذربايجان سرزمين زيبايي‌هاست. كوه و دشت و دريا و جنگل در آن به هم تنيده‌اند تا هر نقطه‌اش قدم بگذاري، حس مخلوق بودن از درونت شعله‌ور شود. در اين سرزمين زيبا، منطقه‌اي هست كه كويري را در دل خود جاي داده است. كويري كاملاً طبيعي، در مقياسي بسيار كوچكتر كه وسعت‌اش از چند صد مترمربع تجاوز نمي‌كند. 

471

تپه ماهورهاي كويري در آذربايجان

«قوم تپه» روستايي است در 25 كيلومتري تبريز و از توابع بخش صوفيان شهرستان شبستر. روستايي با 153 خانوار جمعيت كه ساكنانش بيشتر به خريد و فروش كاه اشتغال دارند. اين روستا در دل دشتي فراخ جاي گرفته است. در آن نه از باغ و درخت خبري هست و نه از كوه و تپه. تا چشم كار مي‌كند زمين‌هاي لم‌يزرع در مقابل ديدگانت گسترده‌اند. زمين‌هايي كه تنها صاحبان بلامنازع‌اش شترانند و بس.

در قسمت غربي روستا كويري كوچك واقع شده است. كويري متشكل از چندين تپه ماهور كوچك كه چون نگيني درخشان در دل سرزمين سرسبز آذربايجان مي‌درخشد. اگر حراست از جنگل‌هاي ارسباران و درياچه‌ي اروميه وظيفه‌اي ملي است، حراست از تپه‌هاي ماسه‌اي قوم تپه نيز اهميتي كمتر از آنها ندارد.

 به گفته يكي از اهالي روستا، تا چندي پيش وسعت تپه ماهورهاي شني، چندين برابر تپه‌هاي فعلي بود و ارتفاع‌شان به يكصد متر مي‌رسيد، طوري كه مانع ديده شدن رشته‌كوه ميشو مي‌شدند. اما از 50 سال پيش با راه‌اندازي كارخانه آجر ماسه‌اي ... در كنار اين تپه‌ها، روز به روز از وسعت تپه‌هاي شني كاسته شد.

اين پيرمرد كه بالاي 65 سال سن دارد، مي‌گويد: با توجه به ادعاي مالكيت اداره‌ي اوقاف بر بخش صوفيان، جز در موارد نادر آن هم بصورت مخفيانه، روستائيان قوم تپه نمي‌توانند از آنها استفاده كنند. اين در حالي است كه علاوه بر كارخانجات آجرپزي، ماسه‌ي اين تپه‌ها براي استفاده در مزارع پياز، به مناطق مختلف استان حمل مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰ساعت 0:21  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

جنگ سرد از نگاه یوسوف ۱۱۰

جنگ سرد جنگی است که دشمن اگر نتواند دوام بیاورد ودست به چنین جنگی می زند

 آری این روزها دشمن اصلی. به این خاک پاک و دین مقدس مان دست به چنین جنگی می زند تا لطمه ای به دین وخاکمان بزند متاسفانه ماجوانان مومن و دیندار اسلام و ایرانی آگاه تر از آنانیم که به چنین اقداماتی دست می زنند ما خودمان متوجه طوطئه های آنانیم که دارند برای دین ما دین تازه تحریم می کنند و با شاخه هایی همچون تهاجم فرهنگ و. رفتار اجتماعی و علمی و حتی با دارو و اعزام صوفیه.قرص شراب جان. مواد مخدر یا گی. مانکس و... دربین ما پخش می کنند و با تغییرات رفتاری هایمان توسط افراد خاص خائنانه شان که وارد خاک مان می شود و هزینه هایی کلان برای ظعف دین دین مان می گذترند این تنها دین و خاک مانیست. از چندین قرن و چندین میلیون خون پاک معصومین و پیامبرانمان برما سپرده شده است.

دین امروزی نیست ما می توانیم  از آنها بهتر بسازیم ونگه اش داریم وحتی تلاش ما تنها مقابله ودفاع نیست تلاش ما آنست که روزی کره زمین کره کاملا اسلامی و با دین ما باشد نه تنها کشور های مسلمان ما خودمان را برای خودمان نمی سازیم برای جهان می سازیم و برای جهانیان حکومت خواهیم داشت چون قلب ما قلب اسلامی است وبس.

 مانیز هم متوجه هوشیاریم وهم بی هوشان.

 

منبع: http://yosef2122906.blogfa.com/post-5.aspx

+ نوشته شده در  شنبه ۴ تیر ۱۳۹۰ساعت 18:35  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |