گزارش سفر به نگارستان
از مدتها پیش، تصمیم داشتیم گزارشی از پروسهی انتقال روستای نگارستان تهیه کنیم. بالاخره آنروز همه شک و تردیدها را کنار گذاشته و به همراه آقای «جلیلوند» به راه افتادیم. میانهی راه در حوالی روستای «سرند» برای صرف ناهار توقف کرده و زیر درختان سیب، سفره پهن نمودیم، هرچند هنوز درختان تازه جوانه زده بودند و سایهی آنچنانی نداشتند. کمتر از یکسوم مسیرمان را طی کرده بودیم، تازه بایستی تا غروب به تبریز بر میگشتیم، بنابراین دیگر فرصتی برای توقف نداشتیم. زمینهای هموار اوزومدیل را پشت سر نهاده و بر بالای گردنهی «گال» رسیدیم. مسیر بس دشوار و پرخطر گردنه، ما به پایین «درهی جوشون» هدایت میکرد. از دور قلهی کوههای پیرسقا و ییلاقات خاروانا خودنمایی میکردند. هنوز رگههایی از برف زمستانی در ارتفاعات دیده میشد، انگار شیارهایی بر رخسار سیاهچردهی کوهها انداخته باشند. در سمت چپ جاده، «قلعهی جوشون» استوار و مقاوم قد علم کرده بود و در پایین دستاش باغات و مزارع سرسبز «جوشون» گسترده شده بودند.
کمی پایینتر از امامزاده ابراهیم خلیل، راهمان را جدا کرده و به سمت چپ پیچیدیم. هرچه در دامنه کوه پیش میرفتیم، بر زیبایی طبیعت افزوده میشد. مناظر مسیر، بدان حد زیبا و دلنواز بود که فکرش را نمیکردم. دقایقی بعد، به روستای «سرکش» (sirkeş) رسیدیم. آنچنان آباد نبود و از لحاظ بهداشتی وضعیت مناسبی نداشت، اما ظاهراً طرح هادی روستا در حال اجراست، طرحی که در صورت اجرای اصولی آن، میتوان به برطرف شدن بسیاری از مشکلات و معضلات فعلی روستا امیدوار بود.
سرکش را هم پشتسر گذاشته و خود را به پل تازه احداث نگارستان رساندیم. این پل دو دهنه که به گفتهی آقای جلیلوند در عرض 18 ماه و با اعتباری بالغ بر 150 میلیون ریال احداث شده است، مشکل سیلاب رودخانه نگارستان و تردد اهالی روستا را بکلی مرتفع ساخته است. پل نگارستان یکی از عظیمترین پلهای شهرستان محسوب میشود، پلی که توانسته است در نقطه تلاقی دو دره بزرگ، راه جدیدی برای آسایش و آرامش روستائیان بگشاید. برای رسیدن به نگارستان باید مسیری سربالایی طی شود. ابتدا در سمت چپ جاده به روستای قدیمی نگارستان بر میخوریم. هنوز نصف جمعیت روستا در اینجا ساکن هستند. در همان نگاه اول، میتوان بر رنجها و مشقتهایی که اهالی این روستای واقع شده در سراشیبی تند کوه، کشیدهاند واقف شد.
اما هدف ما رسیدن به نگارستان جدید بود، بنابراین مجبور بودیم چند صد متر دیگر همین جادهی سربالایی را طی کنیم. جاده، دل باغات و مزارع را شکافته و ما را به ورودی روستا هدایت میکرد. خیابان 20متری که روستا را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم میکرد به مسجد جدیدالاحداث نگارستان منتهی میشد. مسجدی که قرار است میعادگاه عاشقان خدا باشد و محل تجمع زنان و مردان عاشق پیشهی این دیار.
نگارستان جدید را میتوان، شهرک مدرن کوچکی فرض نمود که در آن همه چیز سر جای خود قرار گرفته است. 6 خیابان فرعی که همه به خیابان اصلی روستا ختم میشوند، نقش شاهرگهایی را ایفا میکنند که نه تنها مسیر توسعه و آبادانی نگارستان از آنها میگذرد بلکه نهال نوپای نگارستان جدید برای رشد و شکوفایی خود، نیاز مبرم به توسعه و تقویت این شاهرگها دارد.
نگارستان جدید، نمود کامل همت والای مردانی است که دلشان برای دیارشان میتپد و برای خدمت به موطن آبا و اجدادیشان سر از پا نمیشناسند. به جرأت میتوان گفت در نگارستان زمینه برای توسعه و رشد اصولی روستا مهیا است. البته فعالیتهای عمرانی انجام گرفته در نگارستان در چند سال گذشته، به همینجا ختم نمیشود. هم اکنون عملیات اجرایی احداث کانال بتنی روستا آغاز شده که امید میرود با اتمام آن، احداث باغات جدید افزایش چشمگیری یابد و این امر در افزایش درآمد روستا ـ که زندگیشان بر کشاورزی و دامداری استوار است ـ و به تبع آن رفاه عمومی مردم تاثیرگذار خواهد بود.
اما آنچه در نگارستان جدید بیشتر قابل مشاهده است، تعامل و همکاری مناسب مردم با مسئولین و مجریان طرح انتقال روستاست. بدون شک، کارها را آنانی پیش میبرند که مرد عمل باشند و سختیهای راه را به جان بخرند و نگارستان از وجود چنین مردانی عاری نیست. البته نباید در این بین از تلاش و زحمات نهادها و ادارات مسئول غافل ماند.
به هر حال اینک نگارستان، گامهای نخستین توسعه را برداشته و چشم به آیندهی روشن فرزندانش دوخته است و این میسر نخواهد شد، مگر در سایهی همدلی و اتحاد مردمانش.