مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

گزارش سفر به نگارستان

از مدت­ها پیش، تصمیم داشتیم گزارشی از پروسه­ی انتقال روستای نگارستان تهیه کنیم. بالاخره آنروز همه شک و تردیدها را کنار گذاشته و به همراه آقای «جلیلوند» به راه افتادیم. میانه­ی راه در حوالی روستای «سرند» برای صرف ناهار توقف کرده و زیر درختان سیب، سفره پهن نمودیم، هرچند هنوز درختان تازه جوانه زده بودند و سایه­ی آنچنانی نداشتند. کمتر از یک­سوم مسیرمان را طی کرده بودیم، تازه بایستی تا غروب به تبریز بر می­گشتیم، بنابراین دیگر فرصتی برای توقف نداشتیم. زمین­های هموار اوزومدیل را پشت سر نهاده و بر بالای گردنه­ی «گال» رسیدیم. مسیر بس دشوار و پرخطر گردنه، ما به پایین «دره­ی جوشون» هدایت می­کرد. از دور قله­ی کوه­های پیرسقا و ییلاقات خاروانا خودنمایی می­کردند. هنوز رگه­هایی از برف زمستانی در ارتفاعات دیده می­شد، انگار شیارهایی بر رخسار سیاه­چرده­ی کوه­ها انداخته باشند. در سمت چپ جاده، «قلعه­ی جوشون» استوار و مقاوم قد علم کرده بود و در پایین دست­اش باغات و مزارع سرسبز «جوشون» گسترده شده بودند.

کمی پایین­تر از امامزاده ابراهیم خلیل، راه­مان را جدا کرده و به سمت چپ پیچیدیم. هرچه در دامنه کوه پیش می­رفتیم، بر زیبایی طبیعت افزوده می­شد. مناظر مسیر، بدان حد زیبا و دلنواز بود که فکرش را نمی­کردم.  دقایقی بعد، به روستای «سرکش» (sirkeş) رسیدیم. آنچنان آباد نبود و از لحاظ بهداشتی وضعیت مناسبی نداشت، اما ظاهراً طرح هادی روستا در حال اجراست، طرحی که در صورت اجرای اصولی آن، می­توان به برطرف شدن بسیاری از مشکلات و معضلات فعلی روستا امیدوار بود.

سرکش را هم پشت­سر گذاشته و خود را به پل تازه احداث نگارستان رساندیم. این پل دو دهنه که به گفته­ی آقای جلیلوند در عرض 18 ماه و با اعتباری بالغ بر 150 میلیون ریال احداث شده است، مشکل سیلاب رودخانه نگارستان و تردد اهالی روستا را بکلی مرتفع ساخته است. پل نگارستان یکی از عظیم­ترین پل­های شهرستان محسوب می­شود، پلی که توانسته است در نقطه تلاقی دو دره بزرگ، راه جدیدی برای آسایش و آرامش روستائیان بگشاید. برای رسیدن به نگارستان باید مسیری سربالایی طی شود. ابتدا در سمت چپ جاده به روستای قدیمی نگارستان بر می­خوریم. هنوز نصف جمعیت روستا در اینجا ساکن هستند. در همان نگاه اول، می­توان بر رنج­ها و مشقت­هایی که اهالی این روستای واقع شده در سراشیبی تند کوه، کشیده­اند واقف شد.

اما هدف ما رسیدن به نگارستان جدید بود، بنابراین مجبور بودیم چند صد متر دیگر همین جاده­ی سربالایی را طی کنیم. جاده، دل باغات و مزارع را شکافته و ما را به ورودی روستا هدایت می­کرد. خیابان 20متری که روستا را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می­کرد به مسجد جدیدالاحداث نگارستان منتهی می­شد. مسجدی که قرار است میعادگاه عاشقان خدا باشد و محل تجمع زنان و مردان عاشق پیشه­ی این دیار.

نگارستان جدید را می­توان، شهرک مدرن کوچکی فرض نمود که در آن همه چیز سر جای خود قرار گرفته است. 6 خیابان فرعی که همه به خیابان اصلی روستا ختم می­شوند، نقش شاهرگ­هایی را ایفا می­کنند که نه تنها مسیر توسعه و آبادانی نگارستان از آنها می­گذرد بلکه نهال نوپای نگارستان جدید برای رشد و شکوفایی خود، نیاز مبرم به توسعه و تقویت این شاهرگ­ها دارد.

نگارستان جدید، نمود کامل همت والای مردانی است که دلشان برای دیارشان می­تپد و برای خدمت به موطن آبا و اجدادی­شان سر از پا نمی­شناسند. به جرأت می­توان گفت در نگارستان زمینه برای توسعه­ و رشد اصولی روستا مهیا است. البته فعالیت­های عمرانی انجام گرفته در نگارستان در چند سال گذشته، به همین­جا ختم نمی­شود. هم اکنون عملیات اجرایی احداث کانال بتنی روستا آغاز شده که امید می­رود با اتمام آن، احداث باغات جدید افزایش چشمگیری یابد و این امر در افزایش درآمد روستا ـ که زندگی­شان بر کشاورزی و دامداری استوار است ـ و به تبع آن رفاه عمومی مردم تاثیرگذار خواهد بود.

اما آنچه در نگارستان جدید بیشتر قابل مشاهده است، تعامل و همکاری مناسب مردم با مسئولین و مجریان طرح انتقال روستاست. بدون شک، کارها را آنانی پیش می­برند که مرد عمل باشند و سختی­های راه را به جان بخرند و نگارستان از وجود چنین مردانی عاری نیست. البته نباید در این بین از تلاش­ و زحمات نهادها و ادارات مسئول غافل ماند.

به هر حال اینک نگارستان، گام­های نخستین توسعه را برداشته و چشم به آینده­ی روشن فرزندانش دوخته است و این میسر نخواهد شد، مگر در سایه­ی همدلی و اتحاد مردمانش.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ساعت 0:13  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |