وقف و پویایی فرهنگ اسلامی در ربعرشیدیه
تهيه و تنظيم: احمد حسن نژاد
مجموعهي ربع رشیدیه تبريز را ميتوان در جرگهي یکی از تاریخیترين و ارزشمندترين بناهاي كشور دانست. اين بنا چه از جهت قدمت و عظمت و چه از لحاظ جايگاه علمي حايز اهميت ميباشد. به عبارتي ميتوان گفت ربعرشيديه بارزترین نمونهي سعی و تلاش دستاندرکاران اصلاحات غازانخان در عرصهي تعالی و رشد و پویایی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در چهارچوب اندیشههای عصر ایلخانی به شمار میآید.
ربعرشیدیه در خيابان عباسي، منتهی به محلهي باغمیشه و بیلانکوه واقع شده است. این محل كه در گذشته از هر طرف محدود به باغات و انبوه درختان بوده و از حیث آب و هوا یکی از خوش اقليمترين نقاط تبریز به شمار ميرفته، هم اكنون در بين انبوه خانههاي مسكوني محصور گرديده است.
«نادر میرزا» صاحب کتاب تاریخ و جغرافی «دارالسلطنه تبریز» در رابطه با اين بنا مینویسد: «بدان سان که من به تبریز بودم، اثری بسیار از آن برجای بود، در سفح جبل سرخاب، همه از آجر و گچ. من و همسالان بدان جاها به تفرج همی شدیم، به مؤدب و ملازم. خانها (خانه ها) بود و طاقها و دیوارها، بیشتر مقرنس، و سنگها همه یک روش تراش کرده و به اصل دیوارها به کار برده. بومیان تبریز این جا را »رشیدیه« گفتندی. سنگ و آجر این بنا [را] مردم بیتربیت برکندند و به کار بردند به عمارت خویش. اکنون هیچ از آن به جای نمانده، مگر گودالها که برای استخراج سنگ و آجر حفر کردهاند و پی و ریشه، برخی عظیم در تلی مشرف به کوی باغمیشه. و این بنا به شمال تبریز به جای است. چون با سنگ و آجر و آهک خالص با کمال دقت عمارت شده است، متین و استوار است. تبریز را بدان حکومت نیست، وگرنه کجا گذاشتندی پاره آجری آن جا بماند».
در وجه تسميهي ربع رشيديه
مجموعه ربع رشيديه حدود ۷۰۰ سال پیش توسط رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر غازان خان از حکمرانان ايلخاني احداث شد. در آن زمان ربع رشیدی شهری کوچک بود كه کتابخانه، مدرسه، مسجد، دارالایتام، حمام، مهمانسرا، بیمارستان، مدارس عالی، و کارگاههای صنعتی را در خود جاي داده بود. اين مجموعه چهار دانشکده داشت که در چهارطرف آن واقع شده بودند. تعداد این دانشکدهها که به عربی اربع گفته میشود، سبب تسمیه این مکان به نام «ربع رشیدیه» است.
«اوحدی مراغهای» در «جامجم» خود که آن را به تشویق «خواجه غیاثالدین محمد» فرزند خواجه فضلاﷲ سروده در توصیف عمارت ربع رشیدی آورده است:
ای همایون بنای فرخنده
که شد از رونقت طرب زنده
طاق کسری ز دفترت کسری است
هشت جنت ز گلشنت قصری است
خاکت از مشک و سنگت از مرمر
بادت از خلد و آبت از کوثر
چون ز سرخاب روی شاهد سنگ
داده سرخاب را جمال تو رنگ
آموزش در ربع رشیدیه
مقاطع آموزشی در ربع رشیدیه را میتوان به پنج مقطع تقسیم نمود:
1) بیت التعلیم: در آن به کودکان و خردسالان و همچنین کودکان کارکنان و کودکان یتیم شهر تبریز خواندن و نوشتن آموزش داده میشده است.
2) آموزش حرفهای: اين بخش در واقع به آموزش فنی و حرفهای فرزندان غلامان در ربع رشیدیه اختصاص داشته است تا فرزندان آنان در حرفههای مختلف تحت تعلیم قرار گیرند.
3) مدارس عالی: در مدارس عالی سه رشتهي علم تفسیر و حدیث، علوم عقلی و حسابی، و همچنین تألیفات رشیدالدّین تدریس میشده است.
4) دارالشفا: این قسمت، واحدی جدا و مجهّز و به شکل یک بیمارستان و دانشکده پزشکی بوده که در آن هر پزشکی علاوه بر مداوای بیماران، ملزم به تربیت پنج تا ده دانشجوی طب بوده است. پزشکان در این دارالشفا به دو دسته تماموقت و نیمهوقت تقسیم میشدهاند. پزشکان تماموقت شاغل در آن شامل یک پزشک عمومی، یک کحال (چشم پزشک) و چند جراح و چند مجبّر (شکسته بند) بودهاند. این پزشکان کادر رسمی پزشکی بوده و حق کار در خارج از ربعرشیدیه را نداشتهاند و خروج آنها از ربعرشیدیه فقط با اجازهي متولی ربعرشیدیه امکانپذیر بوده است. دانشجویان میبایست در مدت پنج سال به تحصیل طب در ربع میپرداختند و در پایان اجازه طبابت دریافت مینمودند.
طبیب پس از معاینه بیماران در مقابل داروخانه که به «شبکه» معروف بوده، نسخه مینوشته و به مسئول داروخانه که «خازن» نامیده میشده، میداده و خازن آن را جهت تهیهي دارو به داروساز (شراب دار) میداده است. نکتهي قابل توجه در ربع رشیدیه این بوده که هیچ مبلغی جهت درمان از بیماران مراجعهکننده، دریافت نمیشده است.
پزشکان نیمهوقت از نقاط دوردست یا از کشورهای بیگانه به تبریز میآمده و هر کدام ده دانشجو را تعلیم میدادهاند. محل سکونت پزشکان نیمهوقت و خانوادهشان در محلهای به نام «کوچه معالجان» بوده است. ولی پزشکان تماموقت علاوه بر داشتن اتاق کار در ربعرشیدیه، مسکنی نیز جهت خود و خانوادهشان در محلهي «صالحیه» داشتهاند.
5) خانقاه: خانقاه محل سماع و جلسات صوفیان و شیوخ بوده و دارای امکانات مطبخ و غذاخوری نیز بوده است.
کتابخانهي ربع رشیدیه
بیتالکتب يا همان کتابخانهي ربعرشیدیه از بزرگترین کتابخانههای آن عصر به شمار میرفته است. محل کتابخانه بر روی آرامگاه رشیدالدین بنا شده بود و در وسط آن گنبد بزرگی وجود داشته است. کتابخانه مشتمل بر دو بخش، در سمت راست و چپ گنبد بوده است. در زیر گنبد نیز صدها جلد قرآن نگهداری میشده که با خط خوش نگاشته شده بودند. برای هر قسمت از کتابخانه نیز یک نفر خازن (کتابدار) و یک نفر مناول (آشنا به علم کتابداری) تعیین شده بوده است.
مجموعهي شصت هزار جلدی، موجودی کتابخانهي دوم بود. برای حفظ و نگهداری کتب، [کاتبان به دستور خواجه رشیدالدین] نسخههای فارسی و عربی از کتابها تهیه میکردند و به کلیه شهرهای ایران میفرستاند.
پاي وقف در ربع رشيديه
گستردگی دامنهي موضوعات سبب شده تا پای وقف به عرصههای بسیار متنوعی کشیده شود. به همین خاطر در تاریخ وقف، شاهد حضور این سنت حسنه در عرصههای دینی، آموزشی، فرهنگی، تربیتی، نظامی، عمرانی و اجتماعی هستیم.
نکته اساسی در این نوع موقوفات این است که با توجه به نیازی ضروری و متناسب با خواست و طلب زمانه شکل گرفته و واقفین بیخبر از آسیبهایش نبودهاند. آنها با وجود اینکه معمولا جزو افراد متمول بوده و با مشکلات و معضلات آحاد مردم روبرو نبودهاند، توانستهاند نیازها را درک کرده و با استفاده از فرصتی که وقف در اختیار آنها قرار داده، در جهت رفع آن حرکت کنند.
موقوفات ربعرشیدیه را میتوان به عنوان معروفترین و قدیمیترین موقوفات تاریخ کشورمان نام برد که از جهات مختلف شایان توجه است.
این مجموعه گذشته از جهت تاریخی از لحاظ کارکرد و موارد مصرف نیز کمنظیر است، در ربع رشیدیه انواع موقوفهها با مصارف گوناگون از مسجد، مدرسه و دارالضیافه گرفته تا موقوفههای مسکونی، درمانی و خیریه وجود دارد. اهمیت این مجتمع بزرگ دانشگاهی را نحوهي مدیریت و سازماندهی، رشتههای آموزشی و منابع مالی آن دو چندان میکند.
از موارد وسعتنظر و تدبیر خواجه رشیدالدین میتوان به نظر وی در مورد معافیت موقوفات از مالیات به منظور ایجاد شرایط بهتر برای عمران و آبادی آنها اشاره کرد. وي برای تامین هزینههای ربع رشيديه املاک فراوانی را در نقاط مختلف اعم از ایران قدیم، بخشهایی از عراق، افغانستان، گرجستان، ولایت روم، آذربایجان و سوریه وقف این مرکز کرد. وی برای ساماندهی املاک وقفی وقفنامهای را تدوین کرده بود که به وقفنامه ربعرشیدی معروف است و هم اکنون تنها یک نسخه از آن باقی است که در کتابخانه مرکزی تبریز قرار دارد. این نسخه تا سال ۱۳۴۸ در دست بازماندگان حاجی ذکاءالدوله سراجمیر، ساکن تبریز بود و انجمن آثار ملی در همان سال آن را از خانواده ذکاءالدوله خرید.
انگیزهي تاسیس و وقف
مرجع و منبع اصلی اطلاعات موجود در مورد ربعرشیدیه، وقفنامهای است که در تاریخ 709 ه.ق تنظیم شده است و یکی از قدیمیترین وقفنامههای دستنویس به زبان فارسی است و جزو وقفنامههای مفصل و قطور محسوب میشود.
در وقفنامهي ربعرشیدیه، واقف نگاه دقیقی به عملکرد داخلی و فعالیت روزمرهي آن داشته و در مورد جزییترین مسایل در وقفنامه اظهارنظر کرده و هیچ چیز را از قلم نینداخته است. در حقيقت رشیدالدین در این وقفنامه هیچ چیز را به شانس و اتفاق واگذار نکرده است.
رشیدالدین در مقدمه وقفنامه مینویسد که احداث اماکن خیر، از اوایل جوانی منظور نظر او بوده و خداوند »در ازل تقدیر فرموده و خواسته که به ظهور بپیوندد«. به همین علت در تمام طول عمر و پیش از احداث ربع رشیدی، اماکن خیری در وسعتی کمتر بنا گذاشته است؛ ولی این امارات جزیی هیچ گاه او را قانع نمیکرده و همیشه در این فکر بوده است که تاسیساتی به وجود آورد که در آن مجمعی از علما و دانشمندان را مستقر کند تا هم باعث توسعهي علوم شود و هم خود فیضی از صحبت ایشان نصیبش شود. ولی گرفتاریهای سیاسی او مانع اشتغال بیش از حد به این مسایل بوده است. رشیدالدین برای پیشرفت علم و صنعت، طرحهای مفصلی در نظر داشته است. بدین جهت دست به تاسیس مجتمع بزرگ ربعرشیدیه زد تا بتواند به مقصود خویش یعنی گسترش علم و فرهنگ نايل شود.
دربارهي وقفنامه
کتاب «وقفنامه رشيدي» مفصلترين مدرک و سند راجع به اهميت و کثرت موقوفات ابوابالبر و موسسات رشيديه در تبريز محسوب ميشود.
در اصالت و قدمت اين نسخه کمترين ترديدي نيست. ولي دربارهي انتساب نگارش آن به شخص رشيدالدين نبايد با شتاب داوري کرد، زيرا ظاهراً هرگز وقفنامه به خط رشيدالدين نوشته نشده و تفصيل وقفنامه و اشتغالات مهم و متعدد وزير نيز اجازهي چنين کاري را نميداده است. البته با وجود همکاران متعهد، تعهد مستقيم اين امر نيز لزومي نداشت. در مقدمهي وقفنامه تصريح شده است که «اين وقفيه معروف است به وقفيه الرشيديه بخط الواقف» و در مکتوبي که رشيد به «مولانا صدرالدين محمد ترکه» نوشته (مکتوب سي و ششم) و وصيت فرزندان خود و متروکات کرده است ميگويد: «وقفيهي کبير که به خط «عبدالملک حدادي» است». بنابرين گمان ميرود «وقفيه الرشيديه به خط الواقف» در واقع، عنوان وقفيه باشد که با تصويب واقف بري تثبيت اعتبار و ارزش وقفنامه از لحاظ شرعي و عرفي اختيار شده است و نسخه مورد بحث اگر نخستين نسخه به خط عبدالملک حدادي نباشد ناچار يکي از نسخههاي اصلي است که در زمان رشيدالدين استنتاخ و از طرف واقف توشيح و تسجيل شده است.
محتواي وقفنامهي ربع رشيديه
وقفنامهي ربعرشيديه در سه فصل «پاسخ ايراد و اعتراض مردم به وقف و فويد آن»، «سجلات» و «متن وقفيه» تنظيم شده كه فصل سوم خود شامل سه باب است.
باب اول: در بيان موقوف عليه که مشتمل بر دو فصل است:
1. در بيان خير که به ابواب البر معروفند. شامل دو قسم: الف: در بيان اصول موقوف عليه. ب: توابع و مرافق.
2. در بيان اولاد خودش.
باب دوم: در ذکر موقوفات كه شامل دو فصل است:
1. آنچه در تاريخ سابق وقف شده و به صحت قضات رسيده است
2. آنچه بعد از آن وقف ميکند، شامل دو قسم: الف) عقارات و املاک ب) منقولات و غلمان و حواري
باب سوم: در شريط وقف که خود بر دو قسم است:
قسم اول: تعيين متولي و مشرف و ناظر و شروط استحقاق آنها و وظيفه آنها، شامل چهار فصل:
فصل1: تعيين متولي و مشرف و ناظر.
فصل2: در شرايط اين اعمال.
فصل3: در وظايف ايشان از اجارات و مساقات و صرف آن.
فصل4: در بيان حق توليت و اشراف و نظر آنها.
قسم دوم: در شرايط مخصوص موقوف عليه، شامل هفده فصل:
فصل1: در توضيح مصالح مسجد صيفي، شتوي، جامع تبريز و شهرستان رشيدي.
فصل2: در توضيح امور تفسير و حديث و سير علوم که در اين دو مسجد صورت ميگيرد.
فصل3: در توضيح امور دارالمصاحف و کتبالحديث در جوار مسجد شتوي.
فصل4: در توضيح مصالح بيتالتعليم داخل روضه و اهل آن.
فصل5: در توضيح امور دارالحفاظ که شامل مقبرهي خود خواجه است.
فصل6: در توضيح خانقاه و توابع آن.
فصل7: در توضيح امور مربوط به دارالضيافه و توابع آن.
فصل8: در توضيح امور فقيران در بازار ربع رشيدي به نام دارالمساکين.
فصل9: در توضيح امور دارالشفا و شرابخانه.
فصل10: در توضيح بيتالکتب، داخل سري متولي
فصل11: در توضيح امور غلامان و کنيزکان
فصل12: در توضيح نحوهي نان دادن به اهالي ربعرشيدي.
فصل13: در توضيح انواع روشناييها.
فصل14: در بيان تعيين مساکين
فصل15: وجوهي که جهت اعياد و مناسبتها به افراد خيرات ميشود.
فصل16: در ترتيب مصالح پنج چشمه واقع در ربعرشيدي و دروازههاي موجود در ربع رشيدي و حمامهاي موجود.
فصل17: بيان مجمل مصارف موجود در وقفيه.
منابع و ماخذ:
1. لغتنامه دهخدا،مدخل ربع رشیدی
2. گزارشی از مجتمع علمی ربع رشیدی، دکتر داوود اصفهانیان، دانشگاه تبریز
3. تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، نادر میرزا، غلامرضا طباطبایی مجد، تبریز، انتشارات ستوده، 1373
4. تبریز و پیرامون، شفیع جوادی، تبریز، 1350
5. ربع رشیدی، مجتمع بزرگ وقفی، علمی و آموزشی در تبریز، حسین امیدیانی، وقف میراث جاویدان، شماره 27، 1378
6. ربع رشیدی، بزرگترین مجتمع علمی، آموزشی و دانشگاهی در ایران، رفیع کافیه، جستارهای تاریخ پزشکی (آماده چاپ)
7. ربع رشیدی، حاج حسین آقا نخجوانی، نشریه دانشکده ادبیات تبریز، 1320
8. ربع رشیدی، مجالی فراخ برای «کتاب ورزی»، جویا جهانبخش، آینه میراث، تهران، 1378
9. کتابخانه ربع رشیدی، مرتضی محمدنیا، آینه پژوهش، تهران، 1378