خانم معلم مثل مادرم حرف نمیزد
نگاهی به موضوع آموزش در مناطق دوزبانه
شهناز سلطانی/ وقتی اسم «روز اول مدرسه» می آید، برعکس خیلی ها که ذوق زده می شوند و با همین ذوق زدگی خاطره روز اول مدرسه را برای چندمین بار از نو آن هم با آب و تاب تعریف می کنند، اصلاً حال خوشی سراغ من نمی آید. نه اول مهر که همه روزهای مهر کلاس اولم پر از ترس و نگرانی و گاهی هم اشک و تمسخر بود. روز اول مدرسه فقط یکبار لبخند زدم، همین و بس. وقتی خانم معلم اسمم را با صدای بلند خواند و من هم مثل بقیه همکلاسی هایم دستم را بلند کردم و نگاهم به نگاه خانم معلم گره خورد و هر دو با هم لبخند زدیم. ساعت های کلاس در بی خبری من کش آمده بود و فقط گوش هایم را تیز کرده بودم که صدای زنگ را بشنوم و از این حصار ناخواسته بیرون بروم. نه خانم معلم حرف های مرا می فهمید و نه من حرف های او را. آخر خانم معلم مثل مادرم حرف نمی زد!
حرفهای نامالوف
مدرسه، اولین محیط رسمیای است که کودک را از خانواده و بویژه مادر جدا میکند و دروازهای میشود برای سوادآموزی او.
دنیای جدیدی که قرار نیست فقط الفبا و اعداد و رقم تحویل بچههای 7 – 6 ساله بدهد، بلکه در نگاه اول، باید یک پیوند عاطفی بین معلم و کودک شکل بدهد. این عواطف هم گاهی با نگاههای پررمز و راز و گاهی با کلمات ساخته میشود.
حال فرض کنید برای کودکی که فضای جدید و آدمها و گویشاش، با دنیای مانوس او زمین تا آسمان فرق دارد و نامفهوم است، چه اوقاتی رقم میخورد. نیاز به فرضیات نیست. در عالم واقع، با شروع سال تحصیلی جدید برای بسیاری از کودکان دو زبانه در پهنه جغرافیایی کشورمان این اتفاق به کرات میافتد.
کودکانی که زبان مادریشان چیزی جدا از زبان رسمی نظام آموزشی ماست. حالا این کودک چطور باید با زبانی که سرشار از کلمات نا آشناست، ارتباط برقرار کند؟ این معادله به نظر ساده، در نظام آموزش رسمی ما در فهرست معادلات حل نشده، باقی مانده است. معادلهای که حل نشدنش، بخشی از افت تحصیلی و تکرار پایههای تحصیلی را رقم میزند.
دوزبانهها در صدر
بر اساس آمارهای رسمی، مجموعه نظام آموزشی کشور در سال تحصیلی گذشته، ۴۷هزار مردودی کلاس اولی داشت که بخش قابل توجهی از آن را کودکان دو زبانه تشکیل میدادند. گفته میشود چیزی نزدیک به ۵۳ درصد.
باید بدانیم ساختار مغزی کودک، بر اساس زبان مادری که سالها با آن حرف زده، فکر کرده و شاد و غمگین شده، شکل گرفته است، اما وقتی همین کودک در مدرسه با زبانی غیر از زبان مالوف خود روبهرو میشود در اصل شوکی به او وارد کردهاند که باید به یکباره ساختار شکل گرفته در طول همه زندگی شش - هفت سالهاش را تغییر دهد، اما این امر، نه تنها شدنی نیست بلکه علت شروع مشکلات تازهای است که قبلا تصورش را هم نمیکرد. انگار، محیط مدرسه که باید برای او خوشایند باشد و او را به خود علاقهمند کند، ساز مخالف با او کوک کرده است.
۴۰درصد جمعیت غیر فارسی زبان
براساس سرشماری رسمی کشور، فارسی زبانان ۶۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. این یعنی ۴۰ درصد باقی مانده، غیر فارسی زباناند. بالطبع کودکانی که از این گروه وارد مدرسه میشوند، شمار قابل توجهی را شامل میشوند. کودکانی که زبان مادریشان غیر فارسی است و در بدو ورود به مدرسه با مشکلات عدیدهای مواجه میشوند و چه از نظر درسی و چه از نظر روحی، آسیب پذیرند. افت تحصیلی در این کودکان، یکی از تبعات نادیده گرفتن زبان مادری در آموزش است.
زبان مادری در نظام آموزشی ما به عنوان یک فرصت دیده نمیشود. هرچند بنا به گفته «دکتر علیرضا شریفی» جامعهشناس و عضو پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش، پژوهشکدهای زیر مجموعه همین پژوهشگاه برای مطالعه روی دوزبانهها در شهر تبریز از ۱۰ سال پیش شکل گرفته که پژوهشهای مهمی هم در این زمینه انجام داده است. نتیجه این پژوهشها، همسو با پژوهشهایی که در دنیا روی دوزبانهها انجام گرفته است، نشان میدهد این کودکان بهواسطه فراگیری دو زبان که یکی زبان مادری است، هم باهوشترند و هم توانمندی بالاتری در حل مشکلاتشان دارند. علاوه بر این، در سازمان ملل متحد، قانونی وضع شده که میگوید ابتدای تحصیلات هر کودکی باید به زبان مادری او باشد.
قدمی مثبت اما کوتاه
امسال برای نخستین بار، قدم مثبتی در آموزش زبان مادری در مدارس برداشته شده که برای غیر فارسی زبانان، ذوق وشوق به همراه آورده است. ضمیمهای برای کتاب فارسی دوره اول متوسطه تالیف شده است که به صورت آزمایشی در مدارس شهرستان سقز در استان کردستان تدریس میشود.
براساس اصل ۱۵ قانون اساسی که میگوید: «زبان و خط مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.» این اجازه به مدارس داده شده که زبان مادری را نیز بیاموزند.
اما برای اینکه زبان مادری در مدارس غیر فارسی زبان آموزش داده شود، راهی طولانی در پیش است. هنوز ما آمار دقیقی از تعداد زبانهای غیر فارسی و گویشهای آنها و تعداد جمعیتی که به هریک از این زبانها تکلم میکنند نداریم. علاوه بر موضوع تالیف و چاپ کتاب مناسب برای زبانهای مختلف، تربیت نیروی انسانی ماهر که باید این آموزشها را ارائه بدهند هم مهم است. با همه این اوصاف، آموزش زبان مادری آن هم در یک پایه تحصیلی در سقز، گام مثبتی است که میتوان امیدوار بود روزی این آموزشها در بسیاری از مدارس غیر فارسی زبان فراگیر شود و دانشآموزان هر خطه، به غنای فرهنگی خود از این مسیر آگاهی پیدا کنند. علاوه بر این آموزش زبان مادری به شرایط روحی و روانی و اجتماعی افراد و همین طور به انسجام بین قومیتها کمک میکند.
آموزش علم «زبان علم» میخواهد
اما موضوع «آموزش زبان مادری» با موضوع «آموزش به زبان مادری» در مدارس، کاملا متفاوت است. مسالهای که به اندازه همان موافقان آموزش زبان مادری، مخالف دارد. یک دسته از مخالفان، گروهی از زبانشناسان هستند، از جمله دکتر «کوروش صفوی» زبانشناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی که معتقد است آموزش علم نیاز به «زبان علم» دارد و حدودا
چهار پنجم زبانهای دنیا هنوز به این مرحله از پختگی نرسیدهاند که بتوان با آن علم را آموزش داد. اما او مثل دیگر موافقان آموزش زبان مادری، معتقد است: «آموزش زبانهای مختلف یعنی شناخت فرهنگهای اقوام.»
در اهمیت زبان مادری شک نیست. به همین خاطر از سال ۱۹۹۹میلادی یونسکو روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) را به نام «روز جهانی زبان مادری» نامگذاری و هدف از این نامگذاری را کمک به تنوع فرهنگی و زبانی عنوان کرده
است.
دوره یک ماهه کافی است؟
براساس سند تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور، برگزاری دوره آموزشی ویژه قبل از دبستان در مناطق دوزبانه کشور الزامی است. بر همین اساس در سالهای اخیر در برخی از مناطق دوزبانه کشور دورهای یک ماهه برای دانشآموزان کلاس اولی برگزار میشود که مسئولان امیدوارند با این دوره که در ماههای مرداد و شهریور برگزار میشود، کیفیت آموزش در پایه اول را فزونی بخشند و از تکرار پایه و همین طور ترک تحصیل در دوره ابتدایی جلوگیری کنند.
اما شواهد نشان میدهد این اقدام، راه حل نهایی مساله گریبانگیر نظام آموزشی ما نیست. نه فقط در کشور ما، بلکه در اکثر کشورها این مشکل وجود دارد که بچهها به چند زبان صحبت میکنند. اما در نظامهای آموزشی پیشرفته مثل کشور سوییس، این مشکل سالهاست که حل شده و اساسا دیگر مساله به حساب نمیآید و صرفا یکی از مختصات و ویژگیهای نظام آموزشی آنها محسوب میشود. عدهای به زبان آلمانی، عدهای به زبان فرانسوی و عدهای هم به زبانهای محلی خودشان تکلم میکنند، اما دانشآموزان، نه مثل برخی از کودکان ما مردود میشوند و نه از مدرسه فراری و دلزده.
نتایج تحقیقات بسیاری در دنیا نشان داده کودکان بیش از آنکه ما تصور کنیم در یادگیری زبان دوم و سوم توانمندند. آنها به روشنی میتوانند از ۳-۴ سالگی شروع به آموختن زبانهای دوم و سوم کنند. بنابراین اگر زبان مادری، غیر از زبان رسمی باشد، میتوان به راحتی بعد از فراگیری زبان مادری آموزش زبان دیگر را شروع کرد. از طرفی رسانهها هم در این زمینه میتوانند کمک کننده باشند. اما در جامعه ما بین زبان آموزش رسمی با زبان محاورهای که در اصل هر دو یک زبانند، تفاوتهایی به چشم میخورد. کودکی که حتی زبان فارسی هم میداند، برای درک مفاهیم کتابهای درسی که پر است از کلمات شسته و رفته، گاه با مشکل مواجه میشود. حالا در این بین، تصور کنید شرایط کودکی را که غیر از زبان مادری چیزی نمیداند و باید هم در محاوره و هم در درک مفاهیم کتاب و واژههای غریبش، مهارت نشان دهد. چه بار سنگینی روی دوش اوست و ما چه انتظاری داریم که به سلامت آن را به مقصد برساند. بنابراین نه در فرصت یک ماهه قبل از مدرسه که در فرصت چند ساله قبل از مدرسه باید آنچه را که لازمه فراگیری زبان رسمی است، برای او فراهم کنیم و انتظار معجزه از او نداشته باشیم.
خیلی سخت بود...
دوستی غیر فارسی زبان با یادآوری روزهای مدرسه میگفت: «خیلی سخت» بود. معلم حرف میزد و من چیزی نمیفهمیدم. بعدها هم که میفهمیدم نمیتوانستم به درستی به زبان فارسی جواب بدهم. فارسی حرف زدنهایم فقط محدود به مدرسه و آن هم هر بار فقط چند جمله بود.
نتایج یک تحقیق روی کودکان مناطق دوزبانه نشان داده است اغلب بچهها در برابر سؤالاتی که معلم در کلاس از آنها میپرسد واکنشهایی نشان میدهند که گاهی دردناک است. مثلا گریه میکنند، یا سکوت اختیار میکنند، یا بهت زده میشوند، یا پاسخ نامربوط میدهند یا گوش تیز میکنند که ببینند بقیه چه پاسخی میدهند تا همان را تکرار کنند. چرا ما راهی را که به سلامت، کودکان دوزبانه در نظامهای آموزشی دنیا را به مقصد رسانده است، آزمون نکنیم و سالهای سال بیپروا از آمار افت تحصیلی و ترک تحصیلی و تبعات نابخشودنی آن بر کودکان و نوجوانان و جوانان سخن بگوییم.
خاطره حک شده درذهن من از روز اول مدرسه یک لبخند بود به اضافه کلی حرفها و سوالهای نامفهوم... این خاطره مشترک بسیاری از کودکان دوزبانه است که از سالها پیش شکل گرفته و بر همه خاطرات کودکی و مدرسهشان سایه انداخته است. نگذاریم این خاطره تلخ همچنان برای کودکان دوزبانه تکرار شود.
منبع: روزنامه ایران، چهارشنبه 1مهر 1394، شماره 6035، ضمیمه ایران7، صفحات 6 و7