مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

امروز، شمر و یزید حسین، خود ماییم!

عاشورا نه یک حادثه بلکه یک فرهنگ است. فرهنگ ایثار و از جان گذشتگی، فرهنگ حق طلبی و آزادگی، فرهنگ مبارزه با ظلم و طغیانگری و در یک کلام فرهنگ اطاعت و فرمانبرداری. بدون شک، بسط و ترویج چنین فرهنگی بر همگان تکلیف است و احدی نمی­تواند از چنین تکلیفی شانه خالی کند. اما حفاظت و گسترش هر چیزی ساز و کارهای مخصوص خود را دارد و فرهنگ عاشورا نیز از چنین امری مستثنی نیست. شاید عدم شناخت دقیق از چنین ساز و کاری است که سبب شده عده­ای ناآگاهانه پای در وادیی نهند که نتیجه­ی آن را امروز به عینه در جای جای کشورمان شاهدیم.

همچنانکه گفته شد ترویج و گسترش فرهنگ عاشورا، نه بر یک فرد و گروه خاصی بلکه بر همه­ی آزادگان و آزاداندیشان جهان بویژه پیروان راستین ائمه­اطهار تکلیفی شرعی است، لذا همه بایستی با کوله­باری از علم و آگاهی خود را بر پیمودن این راه دشوار تجهیز و آماده سازند. متاسفانه عدم نظارت دقیق بر نحوه ترویج این فرهنگ در سالیان متمادی، راه ورود خرافات و بدعت­ها را بسی هموارتر ساخته است، بطوریکه امروزه شاهد اتفاقاتی تحت عنوان عزاداری­های عاشورا هستیم که رنگ و بویی از فرهنگ عاشورا و شهادت در آن دیده نمی­شود.

زمانی دستجات حسینی بسیار ساده و بی­آلایش در سطح کوچه­ و خیابان­ شهرها و دهات حرکت می­کردند و زنان و کودکان که معمولاً امکان پیوستن به دستجات را نداشتند در حاشیه خیابان­ها و پشت بام­ها به نظاره می­نشستند. دستجات شاخسی یا همان شاه حسین­گویان که معمولاً در آخرین ساعات روز به راه می­افتادند و صدها نفر را با خود همراه می­ساختند بعد از یکی دو ساعت، به عزاداری خود پایان می­دادند و عزاداران بسوی خانه­هایشان رهسپار می­شدند. در اولین ساعات شامگاه، بار دیگر دستجات عزاداری تشکیل و از محلات بسوی مساجد و حسینیه­ها به راه می­افتادند. این دستجات معمولاً به دو گروه زنجیر زن و سینه­زن تقسیم می­شدند که دسته­ی زنجیرزنان را عربلر دسته­سی می­نامیدند و دسته­ی سینه­زنان را آغ کؤینک­لر. اغلب قمه­زنان عصر عاشورا از میان گروه آغ کؤینک­لر بودند.

هرچند در سال­های اخیر بدنبال ممنوعیت قمه­زنی در کشورمان خوشبختانه این بدعت در حال حذف شدن از صحنه مراسمات عزاداری­ محرم است اما بدبختانه بدعت­هایی به مراتب بدتر و خطرناکتر در حال جایگزینی هستند. بکارگیری ده­ها طبل در اندازه و سایزهای مختلف، استفاده از باندها و بلندگوهای بسیار قوی و مهمتر از همه استفاده از اشعار سبک و مستهجن بقدری در عزاداری­های ماه محرم مرسوم شده که برخی­ها ناخواسته، آن را بعنوان بخش جدایی­ناپذیر فرهنگ عاشورا درحال پذیرفتن­اند.

فلسفه وجودی عزاداری­های عاشورا چیست؟ آیا چیزی جز زنده نگهداشتن یاد و خاطره امام حسین و یارانش و یادآوری اهداف اصلی قیام امام حسین می­تواند باشد؟ براستی ما دنبال چه چیزی هستیم؟ آیا عرصه­ای جز عرصه­ی عزاداری سالار شهیدان برای خودنمایی و فضل­فروشی باقی نمانده است؟ درست است که حسین (ع) در طول تاریخ مظلوم واقع شده، اما آیا شایسته است با دستآویز قرار دادن این مظلومیت بر عیب­های خود سرپوش بگذاریم؟ آیا راه و رسم دفاع از مظلومیت مظلوم تاریخ این است؟

چه خوب گفته­اند نیاکان­مان که درخت از درون می­پوسد. الحق و الانصاف حسین با وجود داشتن پیروانی ناآگاه و فرصت­طلب چون ما، نیازی به شمر و عمرسعد ندارد. امروز، شمر و یزید حسین، خود ماییم، مایی که آگاهانه کمر همت به نابودی اهداف قیامش بسته­ایم و با نام وی، از هیچ ترفند برای به کرسی نشاندن نیات خود و آمال و هوس­های پلید خویش فروگذاری نمی­کنیم. براستی با این راهی که در پیش گرفته­ایم چه فرقی بین ما و لشکر عمر سعد می­تواند وجود داشته باشد؟

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷ساعت 22:41  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |