مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

اصول معطل قانون اساسی 

قانون اساسی هر کشوری منشور وفاق و اتحاد شهروندان آن است، منشوری که به خاطر حفظ دوام و بقای کشور همه بایستی بدان پایبند و متعهد باشند هرچند که موافق با افکار و اندیشه­هایشان نباشد. سنگینی این تعهد زمانی که پای مصالح و منافع ملی به میان می­آید بیش از پیش احساس می­شود. بنابراین همه­ی شهروندان یک جامعه اعم از مقامات دولتی و توده­های مردم در التزام به اصول قانون اساسی کشورشان مساوی هستند و در صورت قانون­شکنی و عدول هیچ توجیه و بهانه­ای قابل قبول نیست.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بعنوان يكي از مهم‌ترين ميثاق‌هاي ملي براي وحدت و انسجام كشور، منبعث از اصول و قوانین شریعت مبین اسلام است و به جرأت می­توان گفت یکی از کامل­ترین و همه­گیرترین قوانین مدون بشری است. با توجه به پیوندی که ما بین قانون اساسی کشور و مبانی دینی مردم وجود دارد لذا وفاداری و التزام به آن از بدیهی­ترین انتظارات ملت ایران محسوب می­شود. به عبارت دیگر سرپیچی از اصول و مواد آن به نوعی سرپیچی از اصول دینی مردم تلقی می­شود.

هرچند امروزه در نزد همه­ی ملل، سرپیچی از قانون اساسی به امری مذموم و ناپسندیده مبدل شده است و مجریان قانون نیز مجازات و تنبیهاتی برای خاطیان آن در نظر گرفته­اند اما متاسفانه بُعد دیگری از بی­توجهی به قانون اساسی در کشور ما به چشم می­خورد که خاطیانش، خود، مجریان قانون اساسی محسوب می­شوند. تعلل در اجرای برخی اصول قانون اساسی که «اصول معطل مانده­ی قانون اساسی» نام گرفته­اند یکی از مشکلات مبتلابه کشور ماست، با این حال اغلب مردم آگاهی چندانی از چند و چون این اصول ندارند. در این نوشته که به مناسبت دوازدهم آذرماه ـ سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ـ تهیه شده، به برخی از این اصول پرداخت شده است:

1. براساس بند سوم اصل سوم قانون اساسی، دولت موظف است همه امکانات خود را به کار گیرد تا آموزش و پروش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی را فراهم آورد.

با اینکه آموزش و پرورش رایگان از همان ابتدای انقلاب برای عموم مردم فراهم است اما تاکنون دولت­ها هیچ تدبیری برای ایجاد ساز و کارهای لازم جهت فراهم آوردن تربیت بدنی رایگان نیندیشیده­اند. و تازه در سال­های اخیر دولت در صدد واگذاری سالن­های ورزشی به بخش خصوصی بر آمده که این مساله تناقض آشکار با اصل سوم قانون اساسی دارد.

2. براساس بند شانزدهم اصل سوم، دولت بایستی سیاست خارجی کشور را براساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه­ی مسلمانان و حمایت بی­دریغ از مستضعفان جهان تنظیم کند. براساس اصل یکصدو پنجاه و چهارم نیز، جمهوری اسلامی ایران در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت­های دیگر از مبارزه­ی حق طلبانه­ی مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می­کند.

ماهیت نهضت بزرگ امام خمینی استبداد و استکبار ستیزی و تلاش در راستای سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان است و حمایت از مستضعفان در هر گوشه­ای از جهان که باشند از اصول تغییر ناپذیر این نهضت است. حمایت از مردم مظلوم فلسطین و گروه­های اسلامی و مبارز در جهان نیز در همین راستا انجام می­گیرد. با این حال بعضاً مشاهده می­شود مسائل سیاسی مانع از اجرای کامل این اصل می­شود. اتفاقی که در قضیه­ی مبارزات مسلمانان چچن و سرکوب شدید آنان از سوی دولت کمونیستی روسیه روی داد و متاسفانه صداو سیمای جمهوری اسلامی حتی از انعکاس اخبار آن نیز اجتناب نمود.

3. اصل دهم قانون اساسي می­گوید: «از آنجا كه خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است، همه قوانين، مقررات و برنامه‌ريزي‌هاي مربوط بايد براي آسان كردن تشكيل خانواده، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي بر پايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد.» با این حال به دلیل عدم تصويب شوراي عالي خانواده در مجلس شوراي اسلامي، تاکنون متولي اصلي بحث شوراي عالي خانواده و كارگروه ملي خانواده در كشور مشخص نشده است.

4. در اصل پانزدهم قانون اساسی، استفاده از زبان­های محلی و قومی و رسانه­های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی (زبان رسمی کشور) آزاد اعلام شده است، که متاسفانه تاکنون اقدام موثری در این راستا صورت نگرفته است و با توجه به سیطره­ی عظیم رسانه­ها بر زوایای متعدد زندگی مردم، زبان­های محلی و قومی همچنان در حال نابودی و از دست دادن غنای خود هستند.  

5. براساس بند4 اصل بیست و یکم، دولت موظف است نسبت به ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی­سرپرست اقدام کند. و اصل بیست و نهم  برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی،... را حقی همگانی می­داند. اصولی که یا اصلاً به اجرا در نیامده­اند مانند بیمه­ی خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی­سرپرست. و یا نه تنها نظارت چندانی به اجرای صحیح آن از سوی مجریان قانون انجام نگرفته بلکه با تصویب برخی قوانین خود زمینه را برای تخطی از آن فراهم فراهم نموده­اند. مانند طرح خروج کارگاه­های کوچک از شمول قانون کار و یا باز گذاشتن دست کارفرمایان در انعقاد قراردادهای موقت و کمتر از 90 روزه.

6. براساس اصل بیست و هفتم، تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است. اما در کشور ما تاکنون هیج مجوزی به تجمعات و راهپیمایی­های مخالفان دولت­ داده نشده است و اگر تجمع و راهپیمایی­ای در مخالفت با خط و مشی­ دولت­ها صورت گرفته خارج از مجاری قانونی و بدون مجوز بوده است. بدون شک صدور مجوز راهپیمایی و تجمع به مخالفان از سوء استفاده­ی مخالفان نظام جلوگیری کرده و با توجه به اتخاذ تدابیر امنیتی لازم از سوی نیروهای نظامی و انتظامی از وارد نمودن خسارات به اموال عمومی از سوی افراد خاطی ممانعت خواهد کرد.

7. هرچند اصل یکصدم قانون اساسی که در آن به تشکیل شوراهای ده، بخش، شهر، شهرستان و استان تاکید شده است برای اولین بار در دوره­ی نخست ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی به اجرا در آمد اما به دلایل متعدد این شوراها تاکنون نتوانسته­اند به وظایف ذاتی خویش جامه­ی عمل بپوشانند. اصل یکصدو دوم استانداران، فرمانداران، بخشداران و سایر مقامات کشوری تعیین شده از سوی دولت را ملزم به رعایت تصمیمات شوراها در حدود اختیارات شوراها می­داند. الزامی که از سوی مقامات دولتی به کلی به بوته­ی فراموشی سپرده شده است. 

8. براساس اصل یکصدو چهل و یکم رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، وزیران و کارمندان دولت نمی­توانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند. اما مدیران زیادی در کشور وجود دارند که علیرغم تاکیدات مسئولین مربوطه هنوز هم چند شغله هستند.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸ساعت 23:19  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |