بنای بازار مظفریه با اشک بر حسین
بازار مظفریه تبریز یا همان "تیمچه مظفریه" یکی از تیمچه های بزرگ بازار سرپوشیده تبریز است. این بازار گذشته از زیبایی و قدمت تاریخی خود به خاطر برگزاری مراسمات عزاداری محرّم نیز از شهرت خاصی برخوردار است.
به گفته "عبدیزدانی" یکی از چهره های شاخص هیتئی تبریز، حدود یکصدو پنجاه سال پیش یعنی در دوران ولیعهدی مظفرالدین شاه، حاج شیخ احمد از تجار سرشناس تبریزی که به داد و ستد چینی اشتغال داشت، تیمچه ای در بازار این شهر احداث کرد که به نام تیمچه مظفریه اشتهار یافت.
حاج شیخ محمد تاجر دینداری بوده که آثار بزرگی از خود به یادگار گذاشته است و تیمچه مظفریه و مسجد شیخ جزو همین باقیات صالحاتی است که بی شک تاکنون مسبب اعمال خیر زیادی شده اند.
عبدیزدانی در رابطه با چگونگی احداث این تیمچه می گوید: هنگامی که حاج شیخ محمد شروع به احداث این تیمچه نمود بعد از کندن پی بازار، دستور داد تا هیئت عزاداری در محل بازار و در داخل همان پی های کنده شده شروع به روضه خوانی و عزاداری برای سیدالشهدا نمایند تا پی بازار بر روی اشک هایی بنیان نهاده شود که در راه گریه بر اباعبدالله(ع) ریخته شده اند. و دلیل حاج شیخ برای این اقدامش نیز این بوده که قرار است تیمچه در دست احداث، علاوه بر مرکز تجاری به محلی برای تجمع دستجات عزاداری سیدالشهدا در ماه محرم تبدیل شود.
گویا بعد از انجام مراسم روضه خوانی، حاج شیخ اعلام می کند کسی اولین آجر بازار را بنهد که تاکنون نماز صبح اش قضا نشده است، اما چون کسی قدم پیش نمی گذارد لذا به کارگران می گوید آجر بیاورید تا خود حاج شیخ این کار را بکند.
آیین تجمع دستجات سه گانه عرب، عجم و زنجیرزن تبریز در بازار مظفریه نیز گویا از همین زمان بر جای مانده است، چرا که به گفته عبدیزدانی این رسم سابقه ای بیش از یکصد سال و به بلندای عمر مظفریه دارد و جز در دوران حکومت رضا شاه پهلوی همیشه این مراسم برگزار شده است. وی می گوید: از بزرگان و پدرم شنیده ام که از همان دوران قدیم قبل از شروع ماه محرم، علم ها و پرچم ها را در بازار به اهتزار در می آوردند و بعد از ظهرها تا موقع اذان مغرب بازاریان و مردم شروع به شاه حسین گویان می کردند و این مقدمه ای می شد برای عزاداری های ماه محرم. یکی از وردهای این مراسم "گلدی یئنه ماه عزا یا حسین / شیعه لرین گئیدی قارا یا حسین" بوده است.
با شروع ماه محرم، علم های عزا در همه نقاط بازار به حرکت در می آمدند و جلسات روضه خوانی در همه تیمچه ها آغاز می شد. بازاریان تا یازده صبح و بعضاً تا موقع اذان ظهر در کنار انجام امورات اقتصادی خود و داد و ستدشان، در مراسمات روضه خوانی شرکت می جستند. جلساتی که در آن وعاظ و روحانیون در رابطه با موضوعات اخلاقی، فرهنگ اسلامی و اجتماعی و حدیث و روایت به سخنرانی می پرداختند و آن گاه با یک روضه کوتاه به مجلس خاتمه می دادند تا مردم برای نماز ظهر آماده شوند.
اما مهمترین بخش عزاداری ماه محرم در بازار تبریز از روز پنجم آغاز شده و تا دوازدهم محرم ادامه می یابد. در طول این هفت و یا هشت روز دستجات عرب و عجم سینه زن و زنجیرزن محلات تبریز وارد بازار شده به عزاداری می پردازند. تمام دستجات بدون استثنا از تیمچه مظفریه رد می شوند و جالب اینکه در طول این یک هفته، دستجات عزاداری، عزاداری خود را به هر کدام از شهدای کربلا اختصاص داده باشند لاجرم عزاداری خود را با روضه حضرت ابوالفضل العباس(ع) و در تیمچه مظفریه خاتمه می دهند. با اتمام عزاداری، هر دسته جای خود را به دستجات بعدی می دهد تا آنها نیز این چنین عزاداری خود را با نام و یاد شهدی کربلا به پایان رسانده و یا الله بکشند.
اما عبدیزدانی در خلال صحبت های خود در رابطه با مراسم عزاداری بازار مظفریه، به مورد جالب دیگری نیز اشاره می کند. وی می گوید: در دوران گذشته با شروع ماه محرم، تقریباً مجالس روضه خوانی در همه تیمچه های بازار برگزار می شد. برای برگزاری این مراسمات، فرش ها را در حاشیه میدان تیمچه ها و جلو مغازه ها می گستردند و منبر را در وسط مجلس قرار می دادند. مردم اعم از بازاری و غیربازاری بر روی فرش ها نشسته و به سخنان وعاظ گوش می دادند. وعاظ نیز در مورد مسائل شرعی و نحوه و شرایط داد و ستد صحبت کرده و مردم را نسبت به مسائل دینی خود روشن می ساختند. برای همین برعکس امروز، مردم در گذشته آگاهی بیشتری به مسائل شرعی داشتند.
به گفته عبدیزدانی مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا در بازار تبریز، دوازدهم محرم خاتمه نمی یافت چرا که برگزاری مراسمات عزاداری معمولاً تا چهلم عاشورا ادامه داشت. منتها با یک تفاوت جزئی و آن اینکه چهار دهه بعد از عاشورا را به چهار قسمت تقسیم نموده و هرکدام از تیمچه ها در یکی از دهه ها، مراسم عزاداری و روضه خوانی برپا می کردند.
مطلب فوق را برای "محرم نامه" ویژه نامه عاشورایی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز آماده کرده بودم و چون تحت عنوان "بنای بازار مظفریه با اشک بر حسین" در این ویژه نامه منتشر شده بود لذا با همین عنوان در وبلاگم قرار می دهم. امید که برای خوانندگان عزیز مفید افتد.