مازار

حیدر بابا مرد اوغوللار دوغ گینان /// نامردلرین بورونلارین اوغ گینان

هزینه های میلیاردی پوشش خبری یک نشست!

امروز مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما در تهران شاهد برگزاری «نشست تخصصی بررسی نقش رسانه ها در تعامل با ایرانیان مقیم خارج از کشور» بود.

در این نشست، جدا از برخی مدیران و استانداران و اصحاب رسانه پایتخت، خبرنگارانی نیز از تمام استان های کشور حضور داشتند. می توان گفت هر استانی به نسبت پتانسیل و توانمندی هایش در عرصه مطبوعات و خبرگزاری ها، در این نشست مشارکت نموده بود. بنابراین تعداد خبرنگاران و میهمانان استان ها متفاوت بودند. از برخی استان ها کمتر از 15 نفر آمده بودند و از برخی استان ها مانند استان ما (آذربایجان شرقی) بیش از 30 نفر البته به غیر از نیروهای خود اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان.

نشست حدودهای ساعت 9 صبح شروع شد و ساعت 13 ظهر هم با سخنان آقای مشایی به اتمام رسید. افراد زیادی در این نشست سخنرانی کردند از حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته تا ملک زاده دبیرکل شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور و علی اکبر جوانفکر دبیر نشست و حجت الاسلام دعایی مدیرمسئول روزنامه اطلاعات و دکتر حسنی یکی از نمایندگان استان اصفهان در مجلس شورای اسلامی و مهمتر از همه اسفنددیار رحیم مشایی جانشین رییس جمهور در همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور.

اینکه برای برگزاری چنین همایشی چه لزومی به حضور این همه خبرنگار و روزنامه نگار آن هم از همه ی نقاط کشور بود برایمان چندان تفهیم نشد و خودمان نیز از فهم اش عاجز ماندیم، جز اینکه متوجه شدیم اصحاب رسانه وظیفه دارند زمینه را برای حضور و مشارکت هموطنان خارج نشین، در فعالیت های فرهنگی، علمی، اجتماعی، اقتصادی و ... فراهم نموده و تلاش کنند آنها را به مشارکت در توسعه و آبادانی کشور راغب تر گردانند. هر چند این خود کار چندان سهلی نیست، ولی به نظر می رسد برای تفهیم چنین موضوعی، نیاز به حیف و میل این همه بیت المال نبود. چرا که این نشست بیش از آنکه به تحقق این هدف مهم کمک نموده باشد، بهانه ای برای ایجاد رابطه اولیه ما بین رسانه های مکتوب کشور با آقای مشایی کاندیدای احتمالی انتخابات آینده ریاست جمهوری تلقی شد و بس.

از همه چیز بگذریم، این نشست حواشی جالبی هم داشت. به طور نمونه، حجت الاسلام دعایی مدیرمسئول روزنامه اطلاعات بعد از اینکه مجری برنامه چندین نوبت سراغ ایشان و آقای شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان را گرفت، پشت تریبون رفت و در همان ابتدای سخنانش در پاسخ به جملات دو پهلوی مجری گفت: احتمالاً دلیل اینکه مجری برنامه، آقای شریعتمداری را با من اسم می‌برند به خاطر این است که کیهان و اطلاعات را همه از قدیم دوقلوهای وابسته به نظام می‌دانستند منتها فراموش کرده‌اند که اکنون، یکی منشا رحمانیت است و دیگری منشا جباریت.

بعد از سخنان دعایی، مجری برنامه دیگر نه شیرین زبانی کرد و نه حاضران را به بازدید از نمایشگاه و خواندن بریده جراید به نمایش در آمده سفارش نمود! بیچاره چنان قافیه را باخت که حتی دنبال سوالی را که قبل از سخنرانی آقای دعایی می خواست از حاضران بپرسد را نیز نگرفت.

بالاخره ما به شهرمان بازگشتیم، هر چند هر کدام مان در این سفر یک روزه بیش از 200 هزار تومان هزینه رو دست دولت گذاشته باشیم!!

و اما نکته ی آخر:

آنچه که هنوز منتظرش هستیم، عکس العمل روزنامه کیهان است به سخنان مدیرمسئول روزنامه اطلاعات، که بی شک آن هم فردا مشخص خواهد شد.

 

واکنش ظریف خبرنگار کیهان به سخنان دعایی

+ نوشته شده در  شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۹ساعت 22:32  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

درود بر این همه درایت!

اخیراً بر روی پرچم جمهوری اسلامی نقش بسته بر روی اتوبوس بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان در قطر عبارتی نقش بسته بود که برای اغلب ایرانیان تاسف آور است.

«شاهزادگان پارسی» عبارتی که هر ایرانی آزاده و مسلمانی از آن متنفر است. هر کسی که اندک انسانیت و آزادمردی داشته باشد بی شک انتخاب عبارت «شاهزاده» را بر ورزشکاران و نمایندگان ورزشی کشورش بر نمی تابد. مگر در طول تاریخ چند هزار ساله کشورمان شاهزادگان چه گلی بر سر این مردم نهاده اند که اینک بخواهیم یادشان را اینگونه گرامی داریم؟! آیا مگر نه این است که به قول رئیس اسبق سازمان  تربیت بدنی کشورمان شازده ها و شاهزادگان همان کسانی بودند که "جز دريافت مستمري از دستگاه پادشاهي، گذران بيهوده عمر با لهو و لعب، شكم پارگي و تن پروري و ظلم به مردم هنري نداشته اند". و یا مگر شاهزادگان همان هایی نبودند که حتی باسواد شدن ضعیفان و پابرهنگان را بر نمی تابیدند؟! آیا نهادن نام شاهزاده بر روی فرزندان کشورمان اینقدر افتخارآفرین بوده و ما خبر نداشتیم؟!

از کلمه «شاهزادگان» که بگذریم، بیش از نصف جمعیت کشورمان را اقوام غیرفارس تشکیل می دهند. منحصر نمودن تیم ملی کشوری چون ایران به یک قوم، آیا نادیده گرفتن زحمات و تلاش های اقوام دیگر نیست؟! آیا ایران تنها کشور پارسیان است و بس! پس دلیرمردان تنگستان و دلاوران بختیاری، مبارزان کرد و گیلک و آزادمردان آذربایجان و خوزستان و ترکمن کجای این کشور جای دارند؟ آیا این بی انصافی در حق اکثریت هموطنان مان نیست؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹ساعت 0:11  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  | 

بنای بازار مظفریه با اشک بر حسین

بازار مظفریه تبریز یا همان "تیمچه مظفریه" یکی از تیمچه های بزرگ بازار سرپوشیده تبریز است. این بازار گذشته از زیبایی و قدمت تاریخی خود به خاطر برگزاری مراسمات عزاداری محرّم نیز از شهرت خاصی برخوردار است.

به گفته "عبدیزدانی" یکی از چهره های شاخص هیتئی  تبریز، حدود یکصدو پنجاه سال پیش یعنی در دوران ولیعهدی مظفرالدین شاه، حاج شیخ احمد از تجار سرشناس تبریزی که به داد و ستد چینی اشتغال داشت، تیمچه ای در بازار این شهر احداث کرد که به نام تیمچه مظفریه اشتهار یافت.

حاج شیخ محمد تاجر دینداری بوده که آثار بزرگی از خود به یادگار گذاشته است و تیمچه مظفریه و مسجد شیخ جزو همین باقیات صالحاتی است که بی شک تاکنون مسبب اعمال خیر زیادی شده اند.

عبدیزدانی در رابطه با چگونگی احداث این تیمچه می گوید: هنگامی که حاج شیخ محمد شروع به احداث این تیمچه نمود بعد از کندن پی بازار، دستور داد تا هیئت عزاداری در محل بازار و در داخل همان پی های کنده شده شروع به روضه خوانی و عزاداری برای سیدالشهدا نمایند تا پی بازار بر روی اشک هایی بنیان نهاده شود که در راه گریه بر اباعبدالله(ع) ریخته شده اند. و دلیل حاج شیخ برای این اقدامش نیز این بوده که قرار است تیمچه در دست احداث، علاوه بر مرکز تجاری به محلی برای تجمع دستجات عزاداری سیدالشهدا در ماه محرم تبدیل شود.

گویا بعد از انجام مراسم روضه خوانی، حاج شیخ اعلام می کند کسی اولین آجر بازار را بنهد که تاکنون نماز صبح اش قضا نشده است، اما چون کسی قدم پیش نمی گذارد لذا به کارگران می گوید آجر بیاورید تا خود حاج شیخ این کار را بکند.

آیین تجمع دستجات سه گانه عرب، عجم و زنجیرزن تبریز در بازار مظفریه نیز گویا از همین زمان بر جای مانده است، چرا که به گفته عبدیزدانی این رسم سابقه ای بیش از یکصد سال و به بلندای عمر مظفریه دارد و جز در دوران حکومت رضا شاه پهلوی همیشه این مراسم برگزار شده است. وی می گوید: از بزرگان و پدرم شنیده ام که از همان دوران قدیم قبل از شروع ماه محرم، علم ها و پرچم ها را در بازار به اهتزار در می آوردند و بعد از ظهرها تا موقع اذان مغرب بازاریان و مردم شروع به شاه حسین گویان می کردند و این مقدمه ای می شد برای عزاداری های ماه محرم. یکی از وردهای این مراسم "گلدی یئنه ماه عزا یا حسین / شیعه لرین گئیدی قارا یا حسین" بوده است.

با شروع ماه محرم، علم های عزا در همه نقاط بازار به حرکت در می آمدند و جلسات روضه خوانی در همه تیمچه ها آغاز می شد. بازاریان تا یازده صبح و بعضاً تا موقع اذان ظهر در کنار انجام امورات اقتصادی خود و داد و ستدشان، در مراسمات روضه خوانی شرکت می جستند. جلساتی که در آن وعاظ و روحانیون در رابطه با موضوعات اخلاقی، فرهنگ اسلامی و اجتماعی و حدیث و روایت به سخنرانی می پرداختند و آن گاه با یک روضه کوتاه به مجلس خاتمه می دادند تا مردم برای نماز ظهر آماده شوند.

اما مهمترین بخش عزاداری ماه محرم در بازار تبریز از روز پنجم آغاز شده و تا دوازدهم محرم ادامه می یابد. در طول این هفت و یا هشت روز دستجات عرب و عجم سینه زن و زنجیرزن محلات تبریز وارد بازار شده  به عزاداری می پردازند. تمام دستجات بدون استثنا از تیمچه مظفریه رد می شوند و جالب اینکه در طول این یک هفته،  دستجات عزاداری، عزاداری خود را به هر کدام از شهدای کربلا اختصاص داده باشند لاجرم عزاداری خود را با روضه حضرت ابوالفضل العباس(ع) و در تیمچه مظفریه خاتمه می دهند. با اتمام عزاداری، هر دسته جای خود را به دستجات بعدی می دهد تا آنها نیز این چنین عزاداری خود را با نام و یاد شهدی کربلا به پایان رسانده و یا الله بکشند.

اما عبدیزدانی در خلال صحبت های خود در رابطه با مراسم عزاداری بازار مظفریه، به مورد جالب دیگری نیز اشاره می کند. وی می گوید: در دوران گذشته با شروع ماه محرم، تقریباً مجالس روضه خوانی در همه تیمچه های بازار برگزار می شد. برای برگزاری این مراسمات، فرش ها را در حاشیه میدان تیمچه ها و جلو مغازه ها می گستردند و منبر را در وسط مجلس قرار می دادند. مردم اعم از بازاری و غیربازاری بر روی فرش ها نشسته و به سخنان وعاظ گوش می دادند. وعاظ نیز در مورد مسائل شرعی و نحوه و شرایط داد و ستد صحبت کرده و مردم را نسبت به مسائل دینی خود روشن می ساختند. برای همین برعکس امروز، مردم در گذشته آگاهی بیشتری به مسائل شرعی داشتند.

به گفته عبدیزدانی مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا در بازار تبریز، دوازدهم محرم خاتمه نمی یافت چرا که برگزاری مراسمات عزاداری معمولاً تا چهلم عاشورا ادامه داشت. منتها با یک تفاوت جزئی و آن اینکه چهار دهه بعد از عاشورا را به چهار قسمت تقسیم نموده و هرکدام از تیمچه ها در یکی از دهه ها، مراسم عزاداری و روضه خوانی برپا می کردند.


مطلب فوق را برای "محرم نامه" ویژه نامه عاشورایی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز آماده کرده بودم و چون تحت عنوان "بنای بازار مظفریه با اشک بر حسین" در این ویژه نامه منتشر شده بود لذا با همین عنوان در وبلاگم قرار می دهم. امید که برای خوانندگان عزیز مفید افتد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۵ دی ۱۳۸۹ساعت 18:30  توسط احمدحسن نژاد ارزیل  |